پیام 30 دی رجوی دیکتاتور: هر نوع سوال ممنوع

رجوی بعد از سال ها ناپدید شدن و ترک نیروهایش در زیر بمباران و رفتن به مکانی امن، مدتی است که از درون مخفیگاه خود گهگاهی سرک کشیده و برای نیروهای وامانده و گرفتار در اشرف پیام می دهد تا بلکه از این طریق آنها را مدتی دیگر در اسارت نگه داشته و مانع از فروپاشی کامل فرقه شود. اما اینبار مخاطب پیامش را افراد داخل ایران قرار داده و برای آنها آموزش گذاشته است!!! (معلوم نیست که مریم و مسئولین سازمان و زادگان انقلاب مریم!!! که در این سالیان در دامن مریم پرورش یافتند کجا هستند و چرا اینقدر غیر کارآمدند!!!که رجوی باید حتی برای جوانان هوادار دور سازمان شخصا آموزش بگذارد؟!!!).
سوال اینجاست که چرا او بعد از سال ها لحن پیامش را تغییر داده و بجای تمجید و تعریفِ خط به خط از مریم و ستایش خود و همسرش و اعلام اینکه در مرحله پایانی رژیم هستیم!!! یا در فلان تاریخ رژیم ایران سرنگون می شود!!! روش آموزشی را پیش گرفته است؟
جواب این سوال چند بعد دارد، اما از نظر ما مهمترین آنها را می توان بصورت زیر خلاصه کرد:
1- رجوی برای فرار از پاسخ گویی به شکست های پیاپی ایدئولوژیک، استراتژیک و سیاسی و نظامی سه دهه گذشته نیاز به یک دست آویز داشت تا با استفاده از آن تمام راههایی منتهی به سوال از خود را ببندد.
2- در عین حال رجوی قصد دارد با فریب و نیرنگ، چنین نشان بدهد که گویا در داخل ایران هواداران او صف کشیده اند و نه تنها هواداران بلکه بسیاری از اعضای فرقه او نیز در ایران مستقر هستند و تنها چیزی که برای سرنگون کردن حکومت ایران کم دارند «آموزش» است و با این ترفند می خواهد دیگران را بفریبد که موجود موهومی بنام «ستاد اجتماعی» نیز وجود خارجی دارد.
3- رجوی مالیخولیای خود پرستی و تعریف از خود دارد و با توجه به اینکه بیش از 7 سال است بدلیل حفظ جان، مخفیانه زندگی می کند و نمی تواند یک نشست عمومی یا برنامه ای که افراد برای او کف و سوت زده و او را تمجید کنند اجرا نماید، در صدد ارضاء عقده های خود بوده و با این پیامِ آموزشی!!! خود را ارضاء می کند.
برای اثبات این سه محور به برخی از نکات ذکر شده در قسمت اول پیام او اشاره می‌کنیم:
رجوی در ابتدای پیام چنین می نویسد:
«سلام به هواداران و پشتیبانان مجاهدین خلق ایران و خواهران و برادران مجاهدم در داخل کشور»
در فرهنگ رجوی استفاده از کلمه خواهر یا برادر مجاهد، اشاره به افراد عضو و یا بالاتر از آن است. به این ترتیب او می خواهد چنین وانمود کند که در داخل ایران نه تنها هوادار و پشتیبان دارد بلکه اعضا و بالاتر از اعضا نیز در ایران هستند.
در این رابطه باید گفت:
اولا: بر اساس واقعیت موجود در سازمان و به اعتراف بیش از هزار تن از افراد جدا شده از فرقه، بعد از بحث انقلاب ایدئولوژیک هیچ یک از اعضای فرقه نمی بایست در خارج از مناسبات تشکیلاتی قرار بگیرند، چون در غیر این صورت دچار انحراف از خطوط رهبری می شدند. بهترین دلیل این مدعا اجازه ندادن سازمان به افراد خود برای ملاقات با خانواده یشان در خارج از قرارگاه اشرف و همچنین عدم اجازه به افراد مستقر در اشرف برای خروج از آن است.
دوما: اگر رجوی این همه نیرو در ایران داشت چرا تا حوادث بعد از انتخابات خبری از آنها نبود.
سوما: بنابر آنچه که متهمان جریان روز عاشورا در دادگاه خود گفته اند، هیچکدام خود را نسبت به خط و خطوط سازمان مطلع ندانسته و به بیانی دیگر می گویند که از آنها سوء استفاده شده است و حتی یکی از آنها فرد معتادی بود که به گفته خودش برای بدست آوردن پول می خواسته برای سازمان کار کند.
رجوی در بخش دیگری از این پیام چنین گفته است:
« قسمتى از پیامها و نامه‌ها و سوالاتى را که از راههاى مختلف فرستاده بودید، دریافت کردم»
این نیز از دغل بازی و نیزنگ اوست که بدون ذکر حتی یک نمونه از سوالات، می‌خواهد مدعی شود که در ایران نیروهای زیادی دارد که با سازمان در ارتباط هستند. ترفندی که سال ها برای فریب نیروها در اشرف و امیدوار نگه داشتن آنها و بزرگ جلوه دادن سازمان استفاده می کرد، اما بعدها معلوم شد، چند صد نیرویی که او در مدت زمان نزدیک به 5 سال یعنی در بین سال های 76 تا 81 مدعی بود از داخل به سازمان پیوسته اند، افرادی بودند که یا در ترکیه و کشورهای حوزه خلیج فارس به دام واسطه هایی که از سازمان پول می گرفتند، افتادند و به امید رفتن به اروپا به عراق آمده و در آنجا گرفتار می شدند. یا افراد معتادی بودند که از سر ناچاری و یا بدلیل داشتن پرونده از ایران گریخته و برای آنها فرق نمی کرد که به کجا بروند. یا افراد بلوچی که اتباع پاکستان یا افغانستان بودند.
یکی دیگر از ویژگی های کم نظیر رجوی این است که هیچگاه انتقادی را نسبت به خود وارد نمی بیند و از کسی نمی پذیرد و هر کس به او انتقادی داشته باشد و یا به نقد او بپردازد بلافاصله مزدور ایران و دشمن خلق خواهد شد. در این رابطه به جملات زیر از پیام او توجه کنید:
«فراتر از این، هر مجاهد خلق و هر عضو یا هوادار و پشتیبان این مقاومت، باید به‌جاى ”کرده“ هاى خود ولو مثبت، ”ناکرده“ ها را ببیند و بخواند و نسبت به همین ”ناکرده“ ها عذر تقصیر بخواهد و پوزش بطلبد. ناکردههایى اعم از کوچک و بزرگ که مى‌توانستند یک روز یا یکساعت یا یک دقیقه و حتى یک ثانیه و بهاندازه یک گرم، امر خطیر سرنگونى و نیل به آزادى و حاکمیت خلق قهرمان را تسریع کند یا در آن تاثیر بگذارد. و حالا مى‌خواهم با پاسخ دادن به بخشى از سوالات (و البته رجوی مشخص نمی کند کدام سوالات) شما، اندکى از ناکردههاى بسیار را در حدى که تجربه کردهام و مى‌دانم، جبران کنم.»
رجوی بعد از این همه حرافی و البته باز هم بصورت کلی، به سیاق همیشگی حتی یک انتقاد هم از خود و خط و خطوط صادر شده از طرف خود که تاکنون باعث کشته شدن هزاران تن و متلاشی شدن بسیاری از خانواده ها و… شده است، نکرده، بلکه در ادامه این پیام با کمال وقاحت، تمام راه هایی که ممکن است به پاسخگویی او نسبت به عملکرد گذشته‌اش منجر شود را با دجالیت بسته است. البته وقتی او حاضر به پاسخگویی به اعضا و کادرهای با سابقه بالاتر از سی سال نیست، پر واضح است که هرگز به مخاطبین پاسخ نخواهد داد. اما برای روشن تر شدن موضوع به مطالب ذکر شده از طرف این فریبکار قرن توجه فرمایید:
«قبل از شروع بحث، چند نکته را متذکر مى‌شوم:
اول این‌که، براى پاسخ به سوالات ایدئولوژیک، به متون و کتابها و جزوات مجاهدین و مخصوصاً به بحثهاى تبیین جهان مراجعه کنید»
در اینجا رجوی راه را بر سوالات ایدئولوژیک بسته و با گفتن اینکه به «متون و کتا بها و جزوات سازمان» مراجعه کنند، وعده سر خرمن داده و چیزهایی که امکانش نیست و حتی بخش زیادی از آن را خود سازمان بدلیل تفاوت خطوط و حرف های قبل و حال از دور خارج کرده است را به جوانان وعده می دهد. دجالیت را ببینید که این مردک در حالی که مدعی است افرادش در ایران به جرم داشتن یک برگ کاغذ اعدام می‌شوند، از آنها می خواهد که بروند دنبال کتاب، جزوه و…
وی در ادامه گفته:
«فقط در این باره این را بدانید آنچه…… رژیم و وزارت اطلاعات و رشتههاى مرئى و نامرئى آن به‌نام مجاهدین به‌هم مىبافند، به‌همان اندازه مدارک محرمانهیى است که مع الواسطه علیه مجاهدین به وزارتخارجه انگلیس و فرانسه یا آمریکا مى‌رسانند که وقتى به دادگاه مى‌رسیم دود مىشود و به هوا مى‌رود……ردیف کردن اجیرشدگان اطلاعات آخوندى تحت عنوان اعضاى سابق مجاهدین یا شورا، نیز، چاره درماندگى و رسوایى رژیم قرون وسطایى نیست»
به این ترتیب او تمام آنچه که دیگران غیر از خودش و افراد خودش گفته اند را یک جا رد و همه را مردود شمرده است!!!. البته که چنین فردی نیز نباید انتقادی داشته باشد چون تمام منتقدان حتی اگر کسانی باشند که بیش از بیست سال در تشکیلات او بوده‌اند عوامل و مزدوران رژیم ایران هستند.
وی مدعی است تمام فیلم های ملاقاتش با مقامات عراقی مونتاژ شده می باشد. میگویند که دروغگو کم حافظ نیز می باشد، چرا که رجوی بارها و بارها در نشست ها می گفت تنها دولت حامی مجاهدین دولت عراق است و همواره از ملاقات هایش با صدام و افراد طراز اول حکومت صدام خبر داده و از امتیازاتی که به او داده بودند می‌گفت. او بارها از توپ ها و تانک ها و سلاح های سنگین و نیمه سنگینی که ارتش عراق به سازمان داده بود خبر میداد و بنابر اعتراف خودش در این نشست ها، بعد از اینکه سازمان در جبهه مریوان علیه ایران عملیات کرد، فرماندهان عراقی، مهدی مددی (با نام مستعار جلیل) که در فرمانده آن عملیات بود را صدا زده و در تقدیر از این عملیات، تعداد زیادی دوربین و عینک شب به سازمان دادند.
رجوی بعد از بستن راه سوالات ایدئولوژیک، به بستن بقیه راه ها پرداخته و در قدم بعدی راه سوالات تاکتیکی و اجرایی را گل گرفته و می گوید:
«دوم اینکه، جواب سوالات تاکتیکى و اجرایى و جزیى را از من انتظار نداشته باشید. لازمه جواب دادن به این قبیل سوالها ورود و اشراف به جزییات است. بنابراین اگر امکان دسترسى و ارتباط با ستاد اجتماعى مجاهدین در داخل کشور را ندارید، باید خودتان با مشورت جمعى راهحل پیدا کنید.»
چون کلمات رجوی خود گویا هستند در مورد بستن راه سوالات تاکتیکی چیزی نمی‌گوییم اما در مورد ستاد اجتماعی همین بس که چون رجوی بهتر از هر کس دیگری می داند چنین خبری نیست و ستاد اجتماعی وجود خارجی ندارد، به افراد توصیه می کند که با مشورت جمعی راه حل پیدا کنند برای خالی نبودن عریضه می‌گوید اگر با ستاد اجتماعی ارتباط ندارید با مشورت راه حل پیدا کنید.
گام بعدی رجوی بستن راه سوالات استراتژیکی است. او در این باره می گوید:
«سوم اینکه، در پاسخ به سوالات استراتژیک مربوط به قیام و سرنگونى هم از اول روشن باشد که از بسیارى وجوه، در حال حاضر نمى‌توان و نباید به آنها جواب داد یا بیهوده به دنبال جوابهاى موهوم و ذهنى گشت که پاسخ دادن به آنها موکول به واقع شدن و تحقق چیزهایى است که هنوز واقع نشده است.»
این قسمت نیز آنقدر واضح است که نیازی به توضیح ندارد اما نکته قابل توجه این است که مریم سه هفته قبل مدعی شده بود تا 12 ماه دیگر حکومت ایران سرنگون می‌شود ولی رجوی که متوجه شده اوضاع همانند همیشه بر خلاف تحلیل آنان پیش می رود با فریبکاری می گوید «بیهوده به دنبال جوابهای موهوم و ذهنی» نگردید. یعنی اینکه حال حالا ها خبری از سرنگونی نیست.
و سرانجام رجوی تیر خلاص را به بقیه سوالات زده و با اعلام اینکه ملاحظات و محدودیت های اطلاعاتی و امنیتی دارد، آب پاکی را روی دست همه ریخت. به این قسمت از پیام او توجه فرمایید:
«نکته چهارم که باید با صراحت با شما درمیان بگذارم این است که به برخى سوالات هم، نمى‌توان و نباید به‌طور عام و علنى جواب داد. ملاحظات و محدودیتهاى اطلاعاتى و امنیتى و دستبستگیهاى سیاسى آن هم براى جنبش و سازمانى که از همه سو زیر ضرب است براى همه قابل فهم است.»
رجوی که راه را بر تمام این سوالات اعم از ایدئولوژیک، سیاسی، استراتژیک، تاکتیکی و… بسته بود تا مبادا مجبور به پاسخ دادن باشد، راه را برای سوالات علمی باز کرد و آموزش را با پرداختن به قانون نسبیت انیشتن و این سوال که تعریف کالری چیست؟ برای همه جوانان باز گذاشت!!!.
در مثال می گویند کندن یک موی خرس هم غنیمتی است. از کسی که تا این حد خود خواه و خود بین و جاه طلب بوده و حاضر به پاسخ گویی به هیچ سوالی نیست، قبول کردن اینکه به یک سوال علمی هم که شده پاسخ بدهد غنیمتی است و جای شکرش باقی است.
اما ما بقی پیام، با توجه به اینکه این قصه سر دراز دارد در ادامه به آن خواهیم پرداخت.

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.