فرقه گرایی مجاهدین

چرا ملاقات با خانواده ها در درون تشکیلات یک خیانت محسوب می شود؟

همیشه عیار و ارزش یک شی مثل طلا در مجاورت با اشیا کم ارزش دیگر روشن می شود و بالعکس.
ایدئولوژی مجاهدین یا به زبان مجاهدین ایدئولوژی مسعود , تنها ایدئولوژیی در جهان است که هیچ کس حق مقایسه آن با دیگر ایدئولوژی ها را ندارد! چون در اولین مواجهه، پوچی آن به اثبات می رسد.
در تاریخ ایران " حسن صباح" در الموت قزوین به نظر من بهترین نظیر و همزاد ایدئولوژی مجاهدین است. قلعه های حسن صباح در چند نقطه از ایران نظیر مشهد و آذربایجان و شیراز و اصفهان , اکنون در قلعه های اشرف تداعی پیدا می کند.(لطفاًجهت اطلاع بیشتر به کتاب " خداوند الموت" مراجعه شود) ملاقات با خانواده یک عیار بیرونی است که کمتر کسی در مواجهه با این عیار در درون تشکیلات دوام می آورد. مگر خانواده ها از بچه های خود چه می خواهند که مجاهدین به هر دستاویزی از جمله بحث " طلاق خانواده " دست زدند و از سالها پیش در فکر این روز بودند؟
اگر یک ایدئولوژی و یک تشکیلات بر حق باشد چه نیازی است که همه مجاهدین می بایستی سالها پیش و تنها چند ماه بعد از ورود به اشرف , خانواده را باید طلاق بدهند و برضد کانون خانواده پروژه ای بنویسند و…
پس چرا در جنگ مابین ایران و عراق جوانان بسیاری به عشق میهن جان خود را فدای میهنشان کردند , بدون اینکه خود را از خانواده قطع کنند! و طلاق بدهند؟
اگر یک ایدئولوژی پایه های مستحکمی در تفکر انسانها پیدا کند , همه عاشقانه به میدان می روند و هیچ چیز مانع آنها نمی تواند باشد. پس در پله اول عدم اجازه ملاقات با خانواده ها را باید در پوچی ایدئولوژی مجاهدین جستجو کرد. که کادر رهبری مجاهدین می ترسند. ما سالها در تشکیلات حتی از بیان اسم پدر و مادر خوف داشتیم و حق بیان حتی یک خاطره از خانواده مان را به دیگری نداشتیم!
اخیراً مطلع شدم که مجاهدین در اشرف حتی علیه خانواده های خودشان نیز شعار می داده اند! البته مجبور به این کار گردیدند و شکی در آن نیست.
تمامی هواداران و حواشی سابق مجاهدین اکنون در برابر موجی از سوالات استراتژیک در ذهن خود مواجه هستند؟ – چرا در جریان حمله آمریکا به عراق مریم رجوی و… از عراق خارج شدند و بچه ها در عراق زیر بمباران ماندند؟
– رهبری مگر نباید در گلوگاهها و نقاط تاریخی مهم نقش ایفا کنند؟ پس چی شد؟
– چرا امپریالیسم آمریکا در چرخش استراتژیکی آقای رجوی به یک دوست که باید بموازات آن حرکت کرد تبدیل شد؟
– چرا اکنون که خانواده ها پس از سقوط صدام ومرگش , اجازه ورود به عراق را یافتند , موفق به دیدار با عزیزانشان نمی شوند؟
– چرا مریم به قلب بورژوازی و مسعود به سوراخ موش پناه برده اند و بچه ها در عراق تنها ماندند؟
آقای مسعود رجوی جواب این سوالها رابده و به میدان بیا… محمد رضا مبین

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا