از مبارزه ی ضد امپریالیستی , تا لابی گری برای امریکایی ها
آقای مسعود رجوی! اگر دین نداری و نمی دانی استکبار یعنی چه و مستکبرین زمان را نمی توانی ویا نمی خواهی تشخیص بدهی لااقل مانند بنیان گذار اولیه ی این سازمان محمد حنیف نژاد آزاده باش، نه مانند تقی شهرام اپور تونیست، یا بدتر از آن! تزِ هدف وسیله را توجیه می کند نه در خط مشی اسلام انقلابی که از آن دم می زدی بوده و نه حتی افکار التقاطی رهبران اولیه ی سازمان، چنین روشی را توصیه نمی کردند.
حضیض ابتذال و رسوایی رجوی در برخورد با استعفای دو عضو مهم شورا
می گویید می آمدند سؤالاتشان را مطرح می کردند در حالی که اساسا آقایان روحانی و قصیم چنانکه در اطلاعیه شان آمده به همین علت استعفا داده اند که سؤالاتشان در این سی سال گذشته بدون جواب مانده بود. وانگهی در کجای جهان امروز به جز احزاب منحل شده دیکتاتوری قرن گذسته مانند حزب کمونیست شوروی در زمان استالین خروج از حزب خیانت و از پشت خنجر زدن و جزء دشمن شدن به شمار می رود؟!…
ظالم و مظلوم کیست؟ فرزند و پدری که خواهان یک خبر از احوال مادر است
این روال کار سازمان بود که بعد از اینکه کسی منتقد به سازمان می شد روی بستگان او توسط مجاهدین در تشکیلات توجیه و تفتیش عقاید می شد و بعد هدفدار چنین نامه هائی منتشر می شده است منتهی در مورد زنان شورای رهبری بخصوص از جمله همین خانم بحث از این زاویه متفاوت است که مستقیما توسط رجوی هدایت می شود. زنان شورای رهبری از کمترین اهمیتی در این سکت برخوردار نیستند و لقب همگی آنان کلفت رهبری و یا به گفته مهوش سپهری سگ در خونه نامگذاری شده بود بغیر از سوء استفاده جنسی که از اغلب این زنان می شد، بیشتر آنها برای کارهای مسعود و مریم رجوی بکار گرفته می شدند
رهبری مجاهدین خلق قربانی آمریکا؟!
خشم مجاهدین خلق در قبال دولت امریکا به نظر نوعی پاسخ عجولانه است برای تطهیر رهبریت سازمان به ویژه در چشم نمایندگان کنگره، چرا که این بار از معدود مواردی است که یک مقام دولتی سعی می کند نمایندگان کنگره را متوجه خطر سازمان کند و البته این اقدام لابی سازمان را برای انجام اقدامات جدی تر و اعمال نفوذ بیشتر در کنگره تحریک کرده است. پس از بازگشایی دفتر سازمان در واشنگتن گام بعدی ثبت نام برای لابی در حکومت امریکا بود.
جدایی قصیم و روحانی از شورای رجویها
علت جدایی، آنهم بعد از چند دهه بسیار مهم است! اینکه چه شده که این عزیزان اکنون بفکر جدا شدن افتاده اند؟! چون این دوستان کسانی نبوده اند که ندانند که در این فرقه چه میگذرد! آنها بهتر از هر کسی میدانستند که ساکنان اشرف از کمترین حقوق انسانی برخوردار نبوده اند و تحت شدیدترین سرکوبها قرار داشتند. آنها از جزئیات رابطه فرقه تروریستی رجوی با دیکتاتور سابق عراق خبر داشتند. و حالا که بهرحال ماهی را هر چند بسیار بسیار دیر از آب گرفته اند به چه صورت میخواهند جبران این دیرکرد خود را بکنند؟!
دگردیسی در سازمان مجاهدین
سازمان منتسب به مجاهدین نه تنها دیگر نمی تواند از اسلام انقلابی دم بزند بلکه یک ملی گرای صادق هم نیست. او اصلا دیگر هیچ چی نیست.خودشان به این امر بهتر واقف اند زیرا در دام گذاری در فیس بوک های شان برای گمراه نمودن قشر جوان، توسط ماموریتی که در این رابطه آمریکا به آنها سپرده است و به همین دلیل هم آنها را از لیست در آورده، هیچ نامی از خود نمی برند.
نظری براعلام جدایی دو عضو برجسته شورا و پاسخ بیرحمانه مجاهدین به منتقدین
می بینیم برای مجاهدین تفاوتی ندارد که این فرد یک عضو جدایی خواه با چند ماه سابقه گیر کرده در کمپ های مجاهدین باشد یا مانند آقایان قصیم و روحانی دارای بیش از ۳۰ سال سابقه فعال در بالاترین مدار سیاسی قرار داشته باشند.این رویکرد نشاندهنده محتوای واقعی واژه هایی مانند «دموکراسی»،«همبستگی»،«سانترالیسم دموکراتیک»،«آزادی احزاب»،«آزادی عقیده و بیان»،… و «آزادی» در تمام جهات است که تا کنون ورد زبان مجاهدین بوده و به دروغ تبلیغ می گردد تا افکار عمومی را مورد تحمیق قرار داده و فریب دهند.
از اینهمه پیروزی بدست آمده خسته نشده اید؟!
مطمئنا هیچ چیز از این برای شخص رجوی سخت تر نیست که به چشمان خود متلاشی شدن تشکیلاتش را ببیند. اما باز او دست بردار نخواهد بود. او قطعا بهمراه افراد منتقل شده کسانی از نور چشمی هایش را جهت کنترل و سازماندهی خواهد فرستاد که لازم است مسئولین ذیربط باین مسئله توجه لازم را داشته باشند. واقعیت اینست که یکی از اصلیترین راه های برقراری صلح و آرامش در کشور عراق خروج مجاهدین از این کشور است چرا که آنها با دخالت در امور داخلی و با تحریک گروه های حامی صدام در عراق باعث ایجاد ناامنی و ترور در این کشور میشوند.
خانواده اعضای اسیر فرقه حتی در خارج از کشور هم از شقاوت رجوی در امان نخواهند بود
برای او فرق نمی کند که مخاطب کیست، کجاست، چه تفکری دارد، هوادار نظام است یا مخالف نظام، در ایران زندگی می کند یا بخاطر جاه طلبی های دیوانه وار و جنایتکارانه رجوی در غربت گرفتار شده است، تنها چیزی که برای او مهم می باشد این است که این فرد آیا در خدمت خواسته ها و اوهام دیوانه وار او هست یا خیر؟ اگر هست که در غلو و ریا (البته با هدف بالا بردن مقام پلید خود) کم نگذاشته و آن فرد را درست ترین، بهترین، کمیاب ترین، گوهر بی بدیل و… می نامد. اما اگر همان فرد به اندازه سر سوزنی در جهت دلخواه او نباشد، بی درنگ او را به بدترین موجود روی زمین، خائن ترین، دشمن ترین، مزدورترین و… ملقب می کند.
منتهای دنائت و وحشی گری تروریستهای سوری
تروریست خوب و بد ندارد. تروریست تروریست است خواه امریکا ابرتروریست باشد و نوچه و دست آموزش فرقه رجوی موسوم به سازمان مجاهدین خلق و خواه القاعده و خواه تروریستهای سوری و یا سایرجریانات و فرقه هایی که ایدئولوژیشان آمیخته با خشونت فوق ضدانسانی و ضدبشری است. اگر توان و طاقت دارید اندک نگاهی به تصاویرجنایات تروریتهای سوری در اینترنت بیندازید وخود قضاوت کنید که چگونه رجوی خائن تروریستهای سوری را رزمنده ارتش آزادی بخش میخواند.
پیامدهای جدا شدن دو نفر از شورای مقاومت
خواهینخواهی در مقابل رادیکالیزه تر شدن مناسبات فرقهای، اشعههای ساطع شده آن هم بر شورا میتابد. شوراییهایی که با گرفتن مستمری ماهانه به نوعی در لای پنبه، عزیز نگه داشته میشوند و سالهاست به آنها از هر لحاظ توجه میشود. حتی تحمل پرتوهایی از این سنخ را ندارند. و وقتی میبینند آن وعدههای پست و وزارتی که در شورای مقاومت به آنها داده شده بود هم عملاً بسیار دور از دسترس قرار گرفته و چشماندازی بر آنها متصور نمیشود، همانند فردی که از وضعیت کمپ لیبرتی طاقتش به پایان میرسد و دل را به دریا زده و از کمپ به دنیای بیرون میگریزد، او هم دیگر میبیند ماندنش حاصلی برایش ندارد
بعد از رهایی عیسی آزاده از فرقه رجوی، نوبت چه کسانی است؟
عیسی آزاده با شهامت از قطار پوسیده رجوی پیاده شد و اردوی سیاه و تاریک و بی سمت و سوی فرقه مجاهدین را رها نمود و پا به دنیای آزاد گذاشت. عیسی آزاده نیرویی که حدودا سه دهه گرفتار مکانیزم های پیچیده انسان کش فرقه شده بود و او از لحاظ تشکیلاتی در حد و قواره مردان و زنان ارشد و لایه دوم و سومی دایره حول رهبری محسوب می شد.حنای رجوی ها دیگر حتی برای لایه های بالا و ارشد حتی دایره اول و دوم دور خودش رنگی ندارد و اکنون وارد فاز بی اعتمادی مطلق شده اند