درخواست مریم رجوی برای بازگشت اعضاء به ایران
اگرچه میتوان گفت با شروط مطرح شده – به شرط پذیرش از جانب ایران – وضعیت جدیدی رقم خواهد خورد که میتواند انتقال مجاهدین به ایران را ممکن سازد، لیکن نفس اینکه مجاهدین دولت ایران را به رسمیت شناخته و حاضر به قبول شهروندی تحت همین حاکمیت شدهاند، یک تغییر مهم است که در قاموس سیاست معنایی جز عقب نشینی ندارد – و البته با آنچه در این 30 سال اتفاق افتاده است، عقب نشینی از نوع مفتضحانهی آن.
رجوی بار دیگر فاجعه آفرید
کار مقابله با پلیس و استقرار افراد و کشیدن دیوار انسانی برای جلو گیری از ورود پلیس در نقاط مختلف اشرف کاملآ از قبل طراحی شده و حتی در صحنه هم از افراد اسیر در اشرف می خواهند که زنجیره انسانی برای جلو گیری ورود پلیس عراق کشیده شود و بطود خاص سران فرقه در این موقعیت بیشترین سوء استفاده را از زنان اسیر برای تشکیل زنجیره انسانی در مواجه با پلیس عراق می کنند
جنایت های رهبری مجاهدین
در حال حاضر با ورود پلیس عراق به قرارگاه اشرف، فشارها وتهدیدات رهبری سازمان بر اعضای آن بِیشتر می شود و اعضای سازمان با شرکت در نشست های درونی، به گونه ای توجیه می شوند که در صورت مواجه شدن با شرایطی که مجبور به انجام مصاحبه شوند، بر اساس منافع سازمان صحبت کنند. قبلاٌ هم که خودم در درون مناسبات سازمان بودم چنین شرایطی پدید آمد و مسئولان سازمان با برگزاری نشست ها و بیان توجیهات لازم به بهانه حفظ تشکیلات با طرح سناریو ما را توجیه می کردند
بیانیه مریم رجوی در سراشیبی سقوط
این بیانیه یک شیادی کاملا اشکار میباشد و رهبران این فرقه درصدد هستند که بدین طریق نیروهای به اصطلاح پایین خود را در نتیجه شکست استراتژیک و منفوریت سیاسی و اجتماعی این فرقه به ایران سرازیر کرده و به اصطلاح از شر انها خلاص شوند و در عوض نیروهای با رده های تشکیلاتی بالا را و شورای رهبری خود را از عراق فراری دهد و انها را به اروپا مخصوصا به فرانسه و یا امریکا از طریق سازمانهای حقوق بشری برساند
رجوی باز هم اعضایش را به کام مرگ فرستاد
تردیدی نیست که در شش سال گذشته تمامی امکانات برای انتقال این افراد از اشرف به دیگر کشورها مهیا بود و همانگونه که مریم عضدانلو و صدها تن از نزدیکانش توانستند از عراق خارج شوند، بقیۀ افراد نیز همین امکان را در اختیار داشتند، اما مریم عضدانلو و شوهر مخفی شدۀ او با برنامه ریزیهای حساب شده و انواع نیرنگها و فریب دادنها، به اعضایشان تحمیل کردند تا بگویند ما خواهان ماندن در اشرف هستیم و به این ترتیب سالهای سال تمامی امکانات موجود یکی بعد از دیگری سوخت
آرمان یا حماقت، شکنجه در قرارگاه اشرف – قسمت چهارم
برای بار سوم در یک روز، از بازداشتگاه مخوف قرارگاه اشرف به اطاق شکنجه منتقل شدم، هیجان روحی خاصی بر وجودم مستولی شده بود گاهی می خندیدم و گاهی گریه می کردم، تنش های عصبی ناخود آگاه در وجودم غوغا می کرد، توپ فوتبال شده بودم و کم کم ترس از زنده نماندن و مرگ به سراغم آمد و جالبتر از همه این بود زنهای عضو شورای رهبری که نقش بازجوهای بیرحم را برای ما داشتند خودشان را کمتر از مردان شکنجه گر نمی دیدند
رجوی از نقطه اوج تا حضیض و درماندگی
رجوی سالها همه مدعیان به مبارزه را از میدان بدر کرده و هزاران تهمت و افترا نثارشان کرده در صورتی که اکنون رجوی هم بعد از به کشتن دادن جوانان این خاک اکنون به کرنش افتاده و زبونانه درخواست کمک می کند و پند و اندرز می دهد که شاید او بتواند با روی کار آمدن شخصی دیگر به ایران برگردد ولی آقای رجوی آن سبو بشکسته و آن پیمانه ریخت و در این مقطع شما حتی در میان سلطنت طلبان خارج از کشوری هم جایی ندارید
عملیات فروغ جاویدان مجاهدین وخونهای بر باد رفته
در سوم مرداد ماه 1367 نیروهای ارتش آزادی بخش مجاهدین به دستور مسعود ومریم رجوی به مرزهای ایران حمله ور گردیدند تا حکومت اسلامی که رجوی آنرا غیر مشروع وغیر قابل دیالوگ می دانسته را سرنگون کند داد و حال در روز 20 تیر 1388 نامه ای به مجلس خبرگان رهبری رژیم جمهوری اسلامی نوشته وعملاً وارد دیالوگ با آنها شده
ستاد کاذبی به نام ستاد داخلی مجاهدین
در پی درج اخبار تجمعات در داخل ایران توسط خبرگزاری های بین المللی همچون بی بی سی وسی ان ان، مجاهدین با سرهم بندی کردن اخبار خبرگذاریها دست به انتشارخبری دست ساز درسایت دروغین همبستگی زدند، اگر به اخبار این سایت دروغگووحقه باز توجه کنید به این واقعیت پی می برید که اخبار مربوطه جمع آوری شده از خبرگزاری ها است بعلاوه مقداری هم دروغ ودغل که خود سازنده آن هستند.
آرمان یا حماقت، شکنجه در قرارگاه اشرف – قسمت سوم
سرم را پائین انداختم در دلم غوغا بود آرزو می کردم الان مسلسلی داشتم و این افشین فرجی کثیف و سایر بازجوهای آشغال سازمان را که الکی و به ناحق من و همرزمانم را زیر شکنجه و بمباران تهمت های مسخره قرار داده اند، به رگبار می گرفتم. ناله های پرویز احمدی که به وسیله افشین فرجی و بازجوهای حاضر شکنجه شده بود هنوز آزارم می داد.
مسعود رجوی و تراژدی فروغ جاویدان
برای رجوی فقط یک چیز مهم و آن هم کسب قدرت بود.براساس همین باور مالیخولیایی زمینه فروغ به اصطلاح جاویدان را فراهم کرد. با بسیج تمامی نیروها درخارج هر روزه دهها جوان بخت برگشته را که کوچکترین آشنایی به مسائل نظامی نداشتند را از خارج از کشور وارد عراق میک رد و روی این افراد چنان تبلیغات وسیع صورت گرفته بود که همه فکر می کردند دارند به ایران برای پیک نیک میروند.
مجاهدین و فرار از واقعیت
مسلماً برای ذهن افراد باقیمانده در مکانهای مختلف فرقه رجوی در گوشه و کنار عراق یا اروپا نیز این مسئله و یا به زبان خود فرقه این تناقض ایجاد شده که چرا برای اعضاء پایین هیچ رابطه ای با نظام ایران که سهل است با ارگانهای حقوق بشری نباید وجود داشته باشد که هیچ حتی با خانواده های خود نیز نباید ارتباط داشته باشند و حتی با خودشان هم نباید ارتباط درونی داشته باشند ولی برای سطوح بالای این فرقه هیچ اشکالی ندارد