تعطیلی کمپ اشرف و معادلات منطقه ای
سرنوشت کمپ اشرف با سابقه ای که وصف آن رفت خیلی زود به تحولات پس از بهار عربی گره خورد. با شروع جنگ داخلی در سوریه آمریکایی ها در یک مقطع آماده عملیات نظامی علیه دولت سوریه شدند.در صورتی که جنگ در سوریه در می گرفت و حتی با یک احتمال اندک ایران یا حزب الله در گیر آن می شدند توان نظامی و اطلاعاتی مجاهدین خلق به موضوع مهمی در منطقه تبدیل می شد.
خانوادهها تضمین کننده امنیت، حفاظت و آینده ساکنین کمپ لیبرتی در عراق هستند
وقتی بدنبال راه حلی واقعی و با دوام باشیم هر کسی که واقعاً کمی درستکار باشد تأیید میکند که اجازه ورود به خانوادههای این افراد در مسأله، حتماً راه حلهای متعدد عاطفی، روح و حتی مالی و امنیتی را ایجاد می کند. راه حلهایی که این افراد برای بازگشت به زندگی عادی در هر کجا که نهایتاً بروند بشدت به آن نیاز خواهند داشت. فرای این مسئله، تأثیری که حضور خانوادهها در رفع تشنج و عادی کردن فضای کمپ لیبرتی دارد مسلماً جلو هر گونه حمله احتمالی دیگر در آینده را نیز خواهد گرفت.
پاسخ رجوی به وضعیت کنونی چیست؟
رجوی مسلماً روی یکدندگی خود استوار خواهد بود. همان اصراری که در ماندن اشرف داشت در ماندن در عراق هم دارد. عراق نیز ظرفیت استراتژیکی مبارزه مسلحانه فرقه رجوی را دارد. آمدن رجوی از روز اول به عراق اساساً برای همین منظور بود که آتش جنگ مسلحانه را قویتر کند. بهای سنگینی هم بخاطر هم سو شدن با صدام و متحد شدن با او پرداخت. مردم او را متحد صدام پنداشتند.
دریوزگی سران فرقه رجوی و جعل خبر
رفتن آخرین ستون نیروهایش از قرارگاه اشرف به لیبرتی، موجی از انفعال تشکیلاتی را در بین تمام اعضا در لیبرتی القاء کرده است.فرقه رجوی، برای دلداری به نیروهایش نیاز به تبلیغات دارد و به دلیل اینکه واقعیتی وجود ندارد، اقدام به تبلیغات دروغین به نام مردم عراق کرده است.
اشرف، چه پایان بد فرجامی!
پادگان اشرف با همه القاب و اسماء، پیشوند و پسوند بالاخره در تاریخ 10 شهریور 92 با بدترین سرانجام پایان یافت. در خصوص حادثه کشتار در آن و قتل 52 نفر، بسیاری گفتند و نوشتند. هرکسی از زاویه دید خویش به این صحنه نگاهی انداخت. عده ای آن را فاجعه خواندند و عده ای جنایات مالکی و نظام ایران و عده ای نیز شخص رجوی را عامل قتل و کشتار معرفی نمودند
تهدید مجاهدین به ترور مخالفان و چند نکته
این فرقه تروریستی هیچ گاه نسبت به گذشته تروریستی اش اظهار ندامت نکرده و کوچکترین تغیییری حتی در نمادهایش که تبلیغ مبارزه مسلحانه است به وجود نیاورد و حتی سالروز مناسبت های تروریستی اش را جشن می گیرد. همین امر سبب شد تا این ادعا در حد یک تاکتیک تلقی شود. تهدید به ترور سخنگوی فرقه تروریستی مجاهدین خلق نشان می دهد این فرقه در سال 2003 تحت اجبار و خلع سلاح شدن توسط نیروهای آمریکایی در جریان اشغال عراق از دامنه فعالیت های تروریستی اش کاسته است
بلاهت و شیادی مریم قجر در اورسوراواز
رجویها هم که در فرهنگ فریب و ریای خود، در وارونه نمایی ولوث کردن کلمات استادند، پادگان اشرف سمبل خیانت و وطن فروشی را سمبل صلابت و اقتدار، عقب نشینی مفتضحانه از پادگان اشرف را تکثیرآن وعناد ولجاجت وکارشکنی خود را به نام ایستادگی، فرارخودشان از صحنه های خطر را، حفظ رهبری وخط و نشان کشیدن برای نیروهای اسیردرلیبرتی را انتخاب آگاهانه اعضا!!، وقربانی شدن این 52 نفر را شهادت، می نامند
بعد از ۲۷ سال ماجراهای خونین؛ بالاخره پادگان اشرف تخلیه شد
هر کس با هر انگیزه و به هر شکلی وارد پادگان اشرف شد یک وجه مشترک داشت و آن این بود که اشرف جائی که تصور میکرد نبود و البته دیگر راه برگشتی نداشت. کسانی که پایشان به اشرف میرسید گوئی وارد تله ای شده بودند که خلاصی از آن میسر نبود. آنان بلافاصله به گروگان های رجوی تبدیل میشدند. گروگان هائی که حق هیچگونه ارتباط با دنیای خارج، حتی خانواده های خود، را نداشتند.
آثار سردرگمی بی پایان در نوشتار اپوزیسیون «از زاویه شکست رژیم و تقویت مجاهدین!»
مریم و مسعود رجوی از روی ناچاری و در یک بن بست شدید که در عراق اسیر پنتاگون و در اروپا در محاصره دولت فرانسه قرار گرفته و نیروهایشان فراری و پراکنده شده بودند، تلاش کردند از نیروی سلطنت طلبها برای پیشبرد اهداف خود استفاده کنند و البته آقای رضا پهلوی هم که به لحاظ سیاسی بسیار ضعیف و به انگشت کوچک مسعود رجوی هم نمی رسد، خیلی زود در دام او افتاد
پسر مسعود رجوی: پدر من دجالترین فرد در دنیاست!
مصطفی (معروف به محمد) رجوی که فرزند مشترک مسعود و اشرف ربیعی می باشد، یکی از همین افراد است. به گفته اعضای جدا شده سازمان، مصطفی که اکنون بیش از 30 سال سن دارد 27 و با افکار سیاستهای پدرش به شدت اختلاف دارد، میگوید: « من بدبخت ترین بچه دنیا هستم. وقتی که نوزاد بودم مادرم در خانه تیمی در تهران کشته شد، بعد از آن با پدر بزرگم بودم که توسط تشکیلات به فرانسه برده شدم. در آنجا روزها با 4 تا محافظ به مدرسه می رفتم و عصر ها هم معلم خصوصی داشتم.
تحلیلی از عامل اصلی حمله به پادگان اشرف
مریم رجوی و دیگر عوامل فرقه تروریستی مجاهدین خلق باید پادگان اشرف را به شکل مسالمت آمیز تخلیه می کردند اما نه تنها حاضر به این کار نشدند که خواهان بازگشت ساکنان لیبرتی به این پادگان بودند. این در حالی بود که ساکنان لیبرتی به منظور زمینه سازی برای دریافت پناهندگی از کشورهای ثالث از پادگان اشرف به آنجا منتقل شده بودند و این بخشی از پروسه خروج از عراق بود.
رجوی با به هدر دادن خون ۵۲ نفر، اشرف را تخلیه کرد
براساس اطلاعات دقیقی که وجود دارد، اعضایی که به آلبانی منتقل شده اند، اکثرا از سازمان جدا شده اند و به دنبال زندگی عادی خود رفته اند. و این شوک عجیبی را به سران فرقه وارد کرده است. فرقه رجوی بدون انسانهای مغز شویی شده ای که دورش را احاطه کرده اند، به هیچ وجه تاب حیات نخواهد داشت، در هراس از ریزش نیروهایش، عملا انتقال آنان را به کشورهای اروپایی مختل کرده است.