تبریک به مناسبت بسته شدن قرارگاه اشرف
بر اساس اطلاع در ساعت 10 شب 21 شهریور آخرین نفرات فرقه که در اشرف مستقر بودند به کمپ لیبرتی منتقل شدند. به این ترتیب سرانجام تلاش ها، مقاومت ها، پیگیری ها، تحصن ها و افشاگری های خانواده های اسیران دست رجوی و همچنین جدا شدگان از فرقه، به ثمر نشست و بساط قرارگاه جهنمی و زندان مخوف رجوی در عراق موسوم به قرارگاه اشرف برای همیشه برچیده شد.
کوه اگر بجنبد، اشرف ز جا نجنبد!
به هرجهت پرونده پادگان شوم و تروریستی اشرف پس از سال ها انتظار به طور کامل بسته شد تا برگی دیگر از صفحات سیاه تاریخ مجاهدین نیز بسته شود، برگی که به اعتراف و اذعان سرکرده این گروهک، هیچ کس نمی توانست آن را از آنان بگیرد و به مثابه ناموس منافقان خودفروخته بود. این ناموس مجاهدین سقوط کرد تا بار دیگر کلمه حق بر نفاق و کفر پیروز شود
مسبب اصلی هر فاجعه ای در اشرف و لیبرتی رجوی ها هستند
در تفکر رجوی ها افراد فرقه اگر زنده باشند یک خطر بالقوه به حساب می آیند چرا که می توانند اسراری را هویدا کنند که خیلی ها از آن بی خبرند. رجوی ها تنها و تنها وقتی یکی از افراد فرقه کشته شد از او تعریف و تمجید می کنند و هیچگاه از افراد زنده تعریف نمی کنند، چرا که از یک سو افراد زنده هر آن ممکن است از فرقه جدا شوند و در آن صورت رجوی ها دیگر نمی توانند اطلاعیه بدهند که او از اول هم بریده یا نفوذی یا… بود
مادرنماهای بی رحم در فرقه رجوی
یکی از مسئولیت هایی که نمایندگی سازمان درآلمان داشت. جمع آوری کودکانی که به زور از والدینشان جدا شده بودند و به اروپا فرستاده شده اند، بود. نمایندگان سازمان، کودکانی که به سن و سال 16 الی 20 سال رسیده بودند را به بهانه دیدار با پدر ویا مادر، یک به یک به عراق اعزام کردند. که به محض ورود به عراق، پاسپورت افراد را گرفته و می گفتند دیگر امکان بازگشت به اروپا وجود ندارد. معصومه بلورچی، یکی از دست اندر کاران این جنایت بود.
مریم قجر: ایکاش با شما می بودم و در رکابتان شهید می شدم!
واقعا دوست داشتی که با قربانیان حادثه اشرف می بودی ودر رکابشان شهید می شدی!؟ خب اگر واقعا روحرفت صادق هستی , الان هم خیلی دیر نشده. با این روندی که تو در پیش گرفتی و کماکان میخواهید گروگانهایت دراشرف ولیبرتی بمانند ودرمقابل عراقیها مقاومت وایستادگی کنند وشربت شهادت بنوشند , خب معطل چه هستی!؟ خب برو به عراق و اشرف و یا لیبرتی
هشدار نسبت به اعتصاب غذا در لیبرتی
رجوی در ادامه سیاستهای گذشتهاش بر یکدندگی و لجاجت خود اصرار میورزد. و با به صحنه فرستان تعدادی از نفرات در لندن، ژنو، برلین از یکطرف و ساکنان لیبرتی از طرف دیگر به اعتصاب غذا مخالفت و عناد خود را آشکار میسازد. این حرکت رجوی مشابه همان خودسوزی در سال 2003 است که پس از دستگیری و زندانی کردن تعدادی از رهبران فرقه در پاریس تعدادی از نفرات خود را در اعتراض به این دستگیری، در چندین شهر اروپا و کانادا طعمه حریق ساختند.
سخنرانی مریم رجوی در اورسوراواز «نشان دیگری از وقاحت و بی شرمی یک رهبر خونریز»
در این سخنرانی نمایشی و ننگین که مثل همیشه برای معدودی سیاستباز پیر و از کار افتاده آمریکایی و اروپایی برگزار شده بود، مریم رجوی بدون اشاره به علت نگهداری چنین نیروی سنگین به لحاظ تشکیلاتی در اشرف و بدون اینکه شرح دهد چرا با وجود آنهمه هشدارهای دولت عراق و جوامع بین المللی برای تخلیه اشرف باز هم نیروهایش را در دل آتش نگهداشته و به کشتن داده است
آماده سازی های مجاهدین خلق برای اعلام کشته های بیشتر
می توان با قاطعیت گفت که این افراد”مفقود شده” که همگی از وابستگان بسیار نزدیک به شخص رجوی هستند بخشی از یک برنامه دفاعی و نجات برای فراری دادن رجوی در صورت هر گونه حمله به کمپ بوده اند. افراد دیگر در این سناریو کسانی بوده اند که طبق برنامه می بایستی در مقابله با حمله کنندگان مقاومت کرده و وقت کافی برای رجوی و همراهانش ایجاد نمایند تا آنها بتوانند ار مسیرهای ساخته شده فرار کنند.
قتل عام سیاسی
سران سازمان برایشان دو مسئله مهم است، مسئله اول ماندن درعراق و کشته شدن حتی تمامی آنان، با این کار سران سازمان دو هدف را دنبال می کنند، یکی با ریخته شده خون بیشترراه اندازی تبلیغات بیشتر در سازمانهای حقوق بشری برایشان میسر می شود تا مظلوم نمائی کرده و خود را سرکوب شده نشان دهند، دوم اینکه کسی از تشکیلات خارج نمی شود تا در دنیای آزاد خصوصآ در اروپا دست به افشاگری بر علیه سازمان بزند و در یک کلام برایشان دردسرساز شود.
نمونه حقوق بشری که رجوی ها به آن معتقدند
رجوی ها که در مسائل مربوط به اشرف، لیبرتی و فرقه، مو را از ماست در زمینه حقوق بشری کشیده و با مظلوم نمایی ها و شارلاتان بازی های خویش می خواهند اینگونه وانمود کنند که حقوق بشر در مورد آنها رعایت نشده و بند به بند قوانین بین المللی را هر یک روز در میان در اطلاعیه های تکراری خود گوشزد می کنند، چگونه است که از قانون در امان بودن بیمارستان ها در حملات نظامی بی اطلاع هستند؟!
آیا مریم رجوی هنوز خواهان بازگشت افرادش به اشرف است؟
رویکرد” بازگشت به اشرف” اکنون شدیدا بحث برانگیز است. پروژه ی شهیدسازی در حوادث قرارگاه های مجاهدین خلق و استفاده از آن برای جلب حمایت مادی و معنوی و سیاسی جهانیان برای گروه مجاهدین یا دست کم جلب همدردی آن ها، سوخت بیشتری برا ی ماشین تبلیغاتی سازمان فراهم میکند. از بخت بد سران سازمان، این بار همه ی توجه جهان متوجه سوریه است!
دموکراسی و آزادی از دید رجویها
درحالیکه بالعکس، دموکراسی که فرقه رجوی آنرا نمایندگی می کند، تعبیر و تفسیر دیگری از آزادی بیان و دموکراسی است.استبداد محض است. مثلا لقب رئیس جمهور منتخب مقاومت مریم رجوی!! ایشان در کدام انتخابات فرقه به ریاست جمهوری خود خوانده منتصب شدند؟ توسط کدام نیروهای مقاومت؟