گربه رقصانی های گروه تروریستی مجاهدین
و تجمع اعضای جداشده آنهم بطور همزمان با جلسه رسیدگی به موارد اتهامی مریم رجوی، بار دیگر اذهان و افکار رسانه ای فرانسه را به یاد صحنه های خودسوزی افراد شستشوی مغزی شده فرقه مجاهدین خلق در سال 2002 انداخت که چگونه مسئولین تشکیلاتی پیت های پلاستیکی پر بنزین را با قرار تشکیلاتی به محل صحنه در خیابانهای پاریس آورده و دست چند نفر برای خودسوزی می دادند. ویا مقولاتی از جمله اختفای میلیون ها دلار پول اسکناس در زیر گچ دیوار اتاق های اورسورواز و یا مستندات پول شویی های مجاهدین و نهایتا هدایت اقدامات تروریستی از مرکز اور برای مواردی همچون ترور سردار صیاد شیرازی و چندین مورد دیگری که خوشبختانه عقیم ماندند.
پیامدها و نتایج جنایت و تبهکاری در سی خرداد ۶۰
مسیر خشونت طلبی و تحرکات مبتنی بر ستیزه جویی بریدگی از محمل اجتماعی را باعث شده و انزوا و ایزوله شدن در میان جامعه انسانی را موجب می گردد این امر مشهود نه یک فرض و پندار که یک تجربه ی تاریخی بشمار می آید. همچنین خیانت به آرمان انسانی و منافع جمعی (منافع ملی) از پیامدهای مخرب و دردناک روش ها و شیوه های خشونت ورزی است. زیرا از دست دادن پایگاه مردمی (سکتاریسم) بذر نفرت را از توده ها در ذهن سردمداران گروههای خشونت طلب و تروریستی خواهد کاشت و در نتیجه خیانت به آرمان توده ها را توجیه می کند.
زنان جداشده از فرقه مجاهدین، خاری در چشم رجوی
در این بین که از تک به تک این اعضای جدا شده نام برده است و کسی را از قلم نینداخته اما لازم به ذکر است که دو زن از زنان جدا شده یعنی من و همینطور دوست عزیزم خانم نسرین ابراهیمی در صف اول این آکسیون اعتراضی بودیم اما اشاره ای به این موضوع نکرده است فرار من و دوست عزیزم نسرین ابراهیمی که همواره همچون خاری در چشم رجوی هست اما اینکه چگونه وجود این خار در چشم و فریادهای حق طلبانه ما را که بیش از مردان به رغم تبلیغات این سازمان پیرامون زنان جهت روشن شدن افکار عمومی و هشدار به همه کسانی که دانسته یا ندانسته اسیر دام این سازمان فریبکار می شوند را نادیده گرفته و درد و سوزش ناشی از آن را تا این حد تحمل کرده است جای بسی شگفتی دارد
از کاخ دجله تا دادگستری پاریس
آنانی که از کاخ دجله سر بر آورده اند، جملگی این شانس و اقبال را نداشته اند که تنها پایشان به دادگستری پاریس برسد. بلکه کسان دیگری در میانه راه بدون حداقل امکانات و فرصت دفاع از خود و خانواده، آنچنان به فلاکت و زبونی رسیدند که مورد عبرت خاص و عام شده اند. با این حال، مریم عضدانلو، شانس آورده است که به سرنوشت دیگر دجله نشینان گرفتار نشده و هم اکنون در پاریس زندگی می کند. ولی باز هم فرصت اصلاح و تغییر وجود دارد، اگرچه بسیار سخت است. زندگی در فرانسه، به این معنا نیست که آدم تنها زبان فرانسه را یاد بگیرد و از همه امکانات و موهبت های قرن بیست و یکم کشور فرانسه استفاده کند و به باورهای قرون وسطی و بر پا کردن دیکتاتوری در ایران، ایمان داشته باشد.
فرقه مجاهدین، آمریکا را با صدام حسین اشتباه گرفته است
حقیقت این است که مجاهدین در بدترین شرایط ممکن قرار گرفته اند , از یک طرف آمریکا با سیاست چماق و هویج در حال بازی با آنهاست و می خواهد آنها را از اشرف خارج کند و بعد هم معلوم نیست که آیا واقعا اینها را از لیست خارج می کند یا نه , مجاهدین باید قدر اربابشان صدام را خوب بدانند که به هر حال در مقابل نوکری و مزدوری خیلی کارها برایشان کرد, مجاهدین آمریکا را با صدام اشتباه گرفتند و فکر کردند که اگر مزدوری و وطن فروشی کنند پس آمریکا از انها بر علیه ایران استفاده خواهد کرد
امکان تخلیه اشرف و جابجایی از سوی مجاهدین در مقاطع ۹ سال گذشته – قسمت دوم
سازمان به میزانی که بعد از خلع سلاح همچنان بر سوء استفاده از فضای ناامن عراق مصر شد و با رابطه زنی با امریکاییان و بستر سازی برای همه نوع همکاری های غیر متعارف و ضد ملی به عدم کناره گذاری مشی مسلحانه امیدوارتر شد به همان نسبت و مدار ضربات سهمگین سیاسی برای مدت زمان حضور خود در عراق بجان خرید. سازمان می توانست به دمکراسی در قالب تشکیلات بها داده و کسی را بخاطر فرار زیر ضربه نمی برد به هرحال از فضای بوجود آمده برای ترغیب افراد برای تعیین تکلیف خودشان و ماندگاری و یا رفتن شان از تشکیلات استفاده می نمود. ولی بازهم گفتنی است که ماهیتا سازمان کشش چنین انعطاف پذیری هایی را برای حفظ حرمت انسانها نداشته و ندارد.
رجوی هیچگاه اهل پرداخت بهاء از جیب خودش نبود
بیاد دارم زمانی رجوی با چه فیس و فوسی در سالن اجتماعات قرارگاه اشرف فریاد میزد که یا ما آخرین نفر رژیم را میکشیم یا آنها آخرین نفر ما را خواهند کشت! در آن روزگاران او سرمست از قدرت پوشالی که بواسطه حمایتهای بی دریغ دیکتاتور سابق عراق از او میشد قرار داشت. بی شک در آخرین لایه های ذهن کثیفش هم فکر نمیکرد روزی برسد که او در سوراخ موش مخفی شود و به زیر زمین برود. اما اکنون که شاید فقط ده سال از آن روزها میگذرد میبینیم که آخرین نفرات فرقه او را باچه افتضاح بازی از قرارگاه اشرف بیرون کردند و آنها دست به دامان کشورهای اروپایی و امریکایی شده اند که آنها را بپذیرند! بیاد حرف قدیمی افتادم که میگوید چوب خدا صدا ندارد اگر بزند علاج ندارد!
خاطرات من و بتول رجایی
راستی دنیا دارمکافات است. مرحرمه بتول خانم خیلی به اعضای ناراضی ظلم کرد خصوصا وقتی دربخش امنیت وپرسنلی وزندان مسولیت داشت علیه اعضای ناراضی وجدایی طلب ازفرقه رجوی چه اهانتها وشکنجه های روحی و روانی و فیزیکی که نداشت و همواره تکیه کلامش این بود که شمایان را درهمین اشرف به خاک ذلت میکشانیم ومیکشیم! غافل ازاینکه مرحومه بتول خانم به حکم خدایی و جبرزندگی میبایست روزی به خاک ذلت بیفتد وطعمه خاک شود!!
خانواده تلاوتی: گروگانها را آزاد کنید
گماشته های رجوی ازاین خانواده زحمتکش گیلک با سنگ وفحش و ناسزا پذیرایی کردند ودلشان را شکستند واجازه ندادند که حتی صدای این مادردردمند به گوش عزیزانش برسد ولیکن این خانواده عزم جزم دارند و براین باورند که گمشده های خویش را بازخواهند یافت و با مراجعه به دفترانجمن خواستند که هرچه سریعتربه کمپ موقت لیبرتی بروند تا درشرایط مساعدی که درآنجا مهیا شده است بتوانند به سران رجوی بگویند که گروگانها را آزاد کنید وهمچنین درپس سالیان مغزشویی ودروغ وفریبکاری تشکیلات رجوی والقائات فکری به اعضای نگون بخت، احمد وامین دریابند که هنوزنقطه امیدی مانده است ومیتوانند به وطن وآغوش خانواده بازگردند.
امکان تخلیه اشرف و جابجایی از سوی مجاهدین در مقاطع ۹ سال گذشته – قسمت اول
اگر به سال 83 و تعیین تکلیف وضعیت استاتوی حقوقی سازمان برگردیم سازمان قبل از فرار اعضا از تشکیلات بسوی کمپ جداشدگان میبایست خود به اینکار یعنی ایجاد امکان آزادنه جدایی اعضای داوطلب مبادرت می نمود و اینکار درکنار اقدام اجرایی سازمان برای تخلیه و سپس جابجایی و اعزام به کشوری ثالث انجام می گرفت. سازمان با ریزش خیلی کم نیروهای خود مواجه میشد یعنی الان که سازمان بالاجبار و با پیام و توپ و تشر هیلاری کلینتون و مسئولین عراقی اشرف را تخلیه می کند و با سرافکندگی در انتظار تحقق فروش خود به یک صاحبخانه جدید میباشد و درزمان اخراج نیز با اجرای دستگیری تعدادی از فرماندهان خود توسط پلیس اینتر پل عراق مواجه خواهد شد
کمپ موقت ترانزیت بلای جان رجوی خواهد شد!
کمپ موقت ترانزیت که مکان جدید استقرار اعضاء فرقه مجاهدین است به بلای جان رجوی تبدیل شده است! بگونه ای که رجوی مجبور شده است دوباره سر ازخاک بیرون آورده و با صحبتهای صدمن یک غاز خود، به خیال خود به نیروهای زهوار در رفته اش روحیه ببخشد! صحبتهای تکراری و همیشگی که افعی کبوتر نمیزاید و نتیجه این جابجایی هرچه که باشد را پیشاپیش به همه تبریک میگویم و ما محکوم به پیروزی هستیم و تمام جهان خیره به مجاهدین هستند وخلاصه کلی از این چرت و پرتها! معمولا مجاهدین هر وقت با اعضاء خود مهربان میشوند یعنی که کارشون جایی گیر کرده است.
واکنش عجزآلود سران مجاهدین به تظاهرات جداشدگان در مقابل داد گستری فرانسه
مهمتر از همه سران فرقه در این سوز و گدازشان نسبت به تظاهرات آینده مخالفان در پاریس اظهار ترس و وحشت کرده اند و بشدت می ترسند که این بساط خیمه شب بازی شان تحت عنوان گرامیداشت سی خرداد بهم بریزد که در اینجا می خواهم از رجوی ها سئوال کنم که اگر این خیمه شب بازی شما اینقدر مورد استقبال ایرانیان خارج کشور قرار دارد پس چرا از تظاهرات بقول شما عده ای معدود از مخالفان اینچنین به هراس افتاده اید و پیشاپیش اطلاعیه صادر می کنید و به سوز گداز می پردازید؟