به سیم آخر زدن رجوی ها
مرگ تئوری ها و ارزش ها با مرگ انسان ها به سر نمی رسد.این انحراف ایدئولوژیکی و مرگ ارزش های انسانی در ضمیر افراد است که مبلغین تئوری ها را به نقطه سقوط می کشاند.فصل مشترک اغلب افراد،گروه ها،سازمان ها و… که به نقطه نیستی و خودکشی می رسند همین است.در سازمان رجوی نیز هر چه زمان می گذرد،فرهنگ رجوی و سازمانش بیشتر و بیشتر به نقطه انحطاط و مرگ می رسد.چرا که رجوی از هشت سال پیش و بطور خاص در یک سال اخیر، حجت را تمام کرده و ارزش های ایدئولوژیک و اجتماعی خود را در عالیترین شکل به نمایش گذاشته است.
جنایات مجاهدین از منظر حقوق بین المل بشردوستان
دادگاه عالی جنائی عراق در تاریخ 15/4/1389 احکام بازداشت مسعود رجوی رهبر سازمان (تروریستی) مجاهدین خلق، همراه با 37 تن دیگر از اعضای آن سازمان از جمله مریم رجوی و امیرکاظمی را به اتهام ارتکاب «جنایات علیه بشریت» در عراق صادر و از طریق وزارت کشور عراق احکام جلب را برای اجرا تحویل پلیس بین الملل تسلیم نمود. مسئولین و اعضای این سازمان تروریستی متهم هستند در قالب عملیات موسوم به انفال با صدام حسین رئیس رژیم بعثی عراق در قتلعام بیش از 180 هزار کرد عراقی مشارکت داشته اند.
مضحکه های تکراری سیمای به اصطلاح آزادی فرقه رجوی
در این شوی تلویزیونی به رسم همیشگی حرفهای تکراری و افراد به تعریف و تمجید مناسبات قرارگاه اشرف پرداخته و آنجا را قطب دمکراسی در جهان دانسته و مدعی شده اند که در آینده نزدیک حکومت ایران را سرنگون می کنند!!! به تجربه شوهای گذشته، افراد پس از تعریف و تمجید از رجوی جنایت کار برای توجیه عملکردهای مسئولین فرقه در رابطه با اجازه ندادن ملاقات خانواده با عزیزانشان در قرارگاه اشرف پاچه خانواده ها را چسبیده و به اصطلاح به افشاگری آنان می پردازند. این بار سران فرقه آقای اسماعیل رجایی را به تلویزیون خود آوردند تا علی رغم میل باطنی خود علیه خانواده اش به لجن پراکنی بپردازد.
انزوای مجاهدین، محکومیت تروریسم و ستیزه جویی
هم اکنون شرایط بغرنجی برای مجاهدین در اشرف پدید آمده است. آنها به نقطه ای رسیده اند که در بدترین و اسف بارترین وضعیت برای معترضان خویش در اطراف اشرف سنگ پرانی کنند و دشنام دهند. گویی از منظر رهبرعقیدتی مجاهدین، روزگار و دورانی که مجاهدین در نوک پیکان تکامل اجتماعی و مبارزه با امپریالیسم قرار داشتند بسر آمده است وهم اکنون ناباورانه مجیزگویان امپریالیزیم امریکا شده اند و در معادلات سیاسی منطقه ای و جهانی به هیچ گرفته میشوند.
برگزیده ای از کتاب فرقه ها در میان ما – قسمت سیزدهم
در مراسم یادبودی، دختری که نجات یافته بود، درباره دوستش که کشته شد صحبت کرد.این دختر گفت که دوست او نمیدانست که دنیای خارج از فرقه چگونه است، ولی گاهی در خصوص آن صحبت میکرد و میگفت: «فقط برای یک روز مایلم بدانم که جهان خارج از فرقه چگونه است.» او میخواستاین شانس را داشته باشد، ولی هرگز آن را به دست نیاورد. او راهی برای خروج از فرقه نداشت، زیرا هیچ کسی را برای مراجعه و درخواست کمک نداشت.
برگزیده ای از کتاب فرقه ها در میان ما – قسمت دوازدهم
«جیم جونز» در جونزتاون تعدادی مختصص پزشکی داشت که شامل لاری شاخت یک پزشک جوان، و چندین پرستار میشد. میزان زیادی دارو از سان فرانسیسکو برای استفاده در «واحد مراقبتهای گسترده» فرقه؛ جایی که قانون شکنان فرقه یا کسانی که میخواستند جدا شوند در آنجا محبوس و سپس رام میشدند، فراهم میگردید. شاخت و پرستاران «معبد خلقها» از دارو برای تنبیه، ارعاب و کنترل پیروان جونز استفاده میکردند.
سرکوب و سانسور روش های دمکراتیک! رجوی برای حفظ اشرف
رجوی دیکتاتور در آخرین مرحله حیات ننگین خود نیز نمی تواند دست از سرکوب برداشته و فقط با برپایی فضایی نظامی و ایجاد سانسور و اختناق مطلق می خواهد مانع از فرار نیروها گردد. هر چند رجوی ها با تمام توان و با استفاده از روش های سرکوبگرانه قصد ایجاد جو رعب و وحشت را در بین افراد اسیر در اشرف داشته اند اما علیرغم این تمهیدات، باز هم بعد از فرار آقای یگانه تاکنون 7 نفر از جهنم رجوی در اشرف فرار کرده اند
رجوی ها قیمت بقاء خود را از جان اسیران اشرف می دهند
می بینید چگونه رجوی شیاد اسیران در بند را با فریب آش و لاش می کند؟ فقط بدنبال این است که صحنه های خونین خلق کند و فتیله گرد و خاک را در خارجه بالا ببرد. در زمان حیات پدر خوانده اش (صدام) می گفت به هیچ وجه حاضر نیستم یک قطره خون از بینی شما ریخته شود چون شما جگر گوشه های من هستید! ولی امان از زمانی که استراتژی هایش به بن بست بخورد آنوقت برای حفظ بقای رهبری عقیدتی شیاد همه بایستی له و لورده شوند.
انتخاب رجوی چیست؟
مسعود رجوی انتظار داشت که با دخالت در امور مردم ایران و نفوذ به مطالبات مردمی جریان های مختلف اپوزیسیون خارج نشین را به سمت خود تجزیه کرده و رسانه های عمومی بین المللی را به خدمت در آورد.اما وارد شدن در این حیطه نه تنها موجب گرایش جدیدی به سمت آنان نشد بلکه تنفر عموم اهل اپوزیسیون را نیز برانگیخت.
چگونه رجوی دعوی پیامبری می کند؟!
واقعیت این است که از زمان تحصن خانواده ها در ورودی اشرف که قریب یک سال می گذرد، رجوی هنوز نتوانسته راهکار تدافعی مناسبی در جهت خاتمه دادن به تحصن آنها اتخاذ کند. تلاش های مذبوحانه به اصطلاح سیاسی و رایزنی ها و لابی های گسترده در این مدت نه تنها مشکلی حل نکرده که با پیوستن گروهی خانواده های عراقی به متحصنین شرایط را برای رجوی سخت تر کرده است.
مجاهدین از خدا بی خبرند یا خانواده های داغدار؟
آقای مسعود رجوی خائن پس کجایی که جواب مشت را با مشت و جواب گلوله را با گلوله بدهی همش کشک و پوشال بود نه؟ همش به این خاطر بود که انسانها را به خاک و خون بکشی و از ان فیلم تهیه کنی و لذت ببری و بنشینی آن را بالا و پائین کنی با جمعی از هم فکران فرقه ای خودت به تجزیه و تحلیل بپردازی و برای چند صباحی برای خود و سایر دم و دمبالچه هایت زمان بخری با خون مشتی انسان بی گناه که در حصار ذهنی و فیزیکی شما اسیر شده اند و روز به روز دارند از بین میروند و جای پس و پیش هم ندارند.
خانواده های اسیران و مردم عراق رجوی ها را به آخر خط رسانده اند
در پی اظهارات وزیر خارجه عراق آقای هوشیار زیباری، مبنی بر تروریست بودن فرقه رجوی و لزوم خروج این فرقه از عراق و تجمع اعتراضی مردم چندین استان عراق در ضلع های مختلف اشرف، رجوی های جنایتکار آن چنان صحنه را باخته اند که از فرط درماندگی به هذیان گویی افتاده اند.رجوی که از صحبت های وزیر خارجه عراق و از تجمعات مردم عراق پی به این برده که زمان تعطیل شدن اسارتگاه اشرف فرا رسیده است، می خواهد بر اساس خوی خونخوار خود، تا حد ممکن کاری کند که جان افراد بیشتری در خطر بیافتد.