در حاشیه آماده باش سیاسی مجاهدین خلق
پس از آن به هر مناسبتی نه تنها به انتظار نشست، بلکه نیروهایش را به این ولع انداخت که می توان با استفاده از شرایط به قدرت رسید. لااقل می توان پنجاه مقطع مهم را یادآوری نمود که رجوی فرصت طلبانه به طمع افتاد تا سال و ماه و فاز و مرحله سرنگونی اعلام کند و مشغول شمارش معکوس برای رسیدن به قدرت شود. جنگ، آتش بس، رحلت آیت الله خمینی، انتخاباتهای ریاست جمهوری، حملات نظامی آمریکابه منطقه، تغییر رئیس جمهورهای آمریکا، اغتشاشات شهری، اعتراضات دانشجویی، اختلافات جناحی در داخل و دهها موضوع دیگر که می توان به این لیست افزود!
آلبانی، استارت از هم گسیختگی تشکیلاتی مجاهدین خلق
حال کمپ لیبرتی پس از دو سال شاهد و نظاره گر فرار و ریزش وسیع نیروها است. بیش از صد نفر پس از انتقال افراد از قرارگاه اشرف به کمپ لیبرتی از مجاهدین جدا شده و یا از آنجا فرار کرده اند. قرائن و شواهد حاکی از احتمال جدایی و فرار تعداد زیاد دیگری نیز می باشد. سران مجاهدین اما در چنین وضعیت بحرانی و تنگنای اجتناب ناپذیری که بدان دچار شده اند سعی کرده اند با تنگ کردن فضا و بستن روزنه های فرار و ترتیب دادن نشست های اجباری جمعی و طولانی در یک روند سیستماتیک و با برنامه ریزی های متعدد، مانع از سست شدن چفت و بست تشکیلاتی گردند.
آیا روند نهائی انتقال مجاهدین به کشور ثالث آغاز شده است؟
شاید خود رجوی تاکنون به نامعقول بودن خواسته هایش و لبریز شدن کاسه صبر و تحمل جامعه بین المللی واقف شده و شاید روند عزیمت به کشور ثالث به صورت فردی و نه به صفت فرقه ای آغاز گردیده باشد. با این حساب باید فرض را بر این گرفت که تمایلات رجوی محقق نشده و موضوع رفتن به کشور ثالث، آنهم به صورت تدریجی، دارد عملی میشود. بنابراین باید پذیرفت که آنچه که رجوی از آن وحشت داشت و احساس تهدید و خطر میکرد در حال اتفاق افتادن است.
وقتی رجوی های تروریست ماسک حمایت از حقوق بشر می زنند
مریم و مسعود رجوی باید بدانند با خوشرقصی برای غربی ها در متهم نمودن ایران راه به جایی نمی برند، آنها باید پاسخ انبوه جنایت و ستم خود حتی در حق اعضای فرقه خویش را بدهند. آنها باید به 230 صفحه افشاگری های مستند ایرج مصداقی پاسخ بدهند که سال ها با فرقه رجوی و شورای باصطلاح مقاومت او همکاری داشته است.حالا بهتر از گذشته مشخص شده که اطلاعیه ها و بحث های حقوق بشری از سوی رجوی ها معادل فریاد های « آی دزد آی دزد » است و با این کارها قصد گمراه کردن و فریب افکار عمومی را دارند اما آنها کور خواندند و دست شان برای همه رو شده است.
فریده اراکی مزدور و جیره خوار فرقه مافیایی رجوی!
فریده اراکی تمامی دستورات خود را از اورسوراواز مقر فرقه جنایتکار رجوی می گیرد و برای گمراه کردن نمایندگان سازمانهای بین المللی و حقوق بشری و نمایندگان کشورهای مختلف خود را سخنگوی ایرانیانی می نامد که خواهان ماندن اعضائ فرقه در عراق هستند! در صورتیکه ایرانیان با شرف و با وجدان همگی خواهان ازادی اعضاء فرقه از چنگال جنایتکارانی مثل رجوی ومریم قجر و دیگر سران فرقه مافیایی رجوی هستند.
تابوی خروج از عراق شکست، سازمان مجاهدین باخت
ازهمان ابتدا اعضای جدا شده از سازمان مجاهدین بارها درمقالات مختلف تاکید کرده بودیم که دراین بازی تنها سازمان مجاهدین بازنده خواهد بود نه دولت عراق، و بارها تاکید کرده بودیم که سازمان نمی تواند با دولتی که آنها را در خاک خود نمی پذیرد دربیفتاد، البته این را سران سازمان بهتر از ما می دانستند اما پافشاری آنها برای ماندن درعراق ناشی ازسیاست جاه طلبانه شان بود زیرا برایشان تنها رسیدن به قدرت مطرح است نه جان انسانها.
در خصوص نامه آقای ایرج مصداقی به مسعود رجوی
این سازمان همچون همه فرقه های مخرب هرگز به سؤالات و انتقادات پاسخ نمیدهد بلکه تلاش میکند منتقد و مخالف را به هر شکل ممکن، چه به صورت تبلیغی و روانی و چه حتی به صورت فیزیکی، سرکوب نموده و از میدان بدر کند. این دقیقا همان کاری است که سعی دارد با آقای ایرج مصداقی انجام دهد و با بسیاری دیگر نیز در گذشته دور و نزدیک همین کار را کرده است. اگر کسی منتظر باشد که مثلا این سازمان به یک سؤال یا انتقاد جواب حتی غیر منطقی و توجیه گرایانه هم بدهد مقوله فرقه مخرب کنترل ذهن را نشناخته است.
خیمه شب بازی بعدی فرقه رجوی در پاریس
امسال نیز فرقه مجاهدین به هر قیمتی که شده میخواهد یک سالن چند هزار نفری را پر کرده وبعدا اعلام کند که بیش از صدهزار نفر در آن شرکت داشتند و برای این مقصود از هیچ حقه و دروغی دست بردار نیست. البته امسال حیله ها و روش جدیدتری را اتخاذ کرده است بدین معنی که با مراجعه به پناهندگان کشورهای مختلف اظهارات مختلفی را بکار می برند، به عنوان مثال به کلیه پناهندگان افغانی گفته می شود که شرکت در میتنگ یک نیروی دمکرات و شناخته شده شما را از زیر ضرب و ذره بین سیستم های امنیتی اروپا مصون میدارد و دیگر به شما شک القاعده و سلفی نخواهند کرد!
تسلیم رجوی ها در برابر فشار افکار عمومی و نهادهای بین المللی
سوابق تروریستی فرقه مجاهدین خلق و شبه نظامی بودن اعضای آن در کنار آموزه های فرقه ای سبب شده بود تا هیچ کشوری حاضر نشود به آنها پناهندگی بدهد. رهبران فرقه مجاهدین خلق خیلی تلاش کردند که مانع انتقال ساکنان لیبرتی به کشورهای ثالث شوند. آنها اصرار داشتند که به پادگان اشرف بازگشته و همچنان در عراق بمانند. اما نتوانستند در قبال افکار عمومی عراق، دولت این کشور و فشار سازمان های بین المللی مقاومت کنند و در نهایت تسلیم شدند.
شادمانی خانواده های گیلک از انتقال شماری از اسرای دربند رجوی به کشور آلبانی
بمجرد انتشار خبر انتقال 14 تن از اعضای گرفتار در تشکیلات مخوف و مافیایی رجوی به کشور آلبانی , شمار زیادی از خانواده های مرتبط با انجمن نجات گیلان ضمن تماس تلفنی و بعضا حضور در دفتر انجمن از این خبر مسرت بخش اظهار شادمانی کردند و از زحمات جداشدگان از فرقه رجوی , خصوصا اقدامات انساندوستانه نماینده سازمان ملل آقای مارتین کوبلر در راستای رهایی فرزندان اسیرشان در فرقه رجوی تقدیر و تشکر کردند.
سرانجام رجوی ها زبونانه تسلیم شدند
سرانجام رجوی ها در برابر استقامت خانواده ها و فشارهای ملت و دولت عراق و همچنین سازمان ملل و نماینده آن در عراق، مجبور شدند درب اسارتگاه شان را باز کرده و اولین گروه از اعضای اسیر شامل 14 تن، روز پنج شنبه به کشور آلبانی رفتند. رجوی ها در برابر مقاومت و ایستادگی راهی جز تسلیم شدن ندارند. هیاهو و جوسازی های شدید رجوی ها و دار و دسته شان بر علیه دولت عراق، سازمان ملل و بخصوص نماینده این سازمان آقای کوبلر چیزی جز دروغ بزرگ نبود و مشخص شد نه تنها لیبرتی، راه رفتن به کشور ثالث است، بلکه تنها مانع خروج اعضای اسیر رجوی ها هستند.
شیفتگان جنگ و ترور (قتل و کشتار از ایران تا عراق و امروز در سوریه)
رهبران فرقه تروریستی مجاهدین خلق مدعی اند که از سال ۲۰۰۳ به این سو سلاح را بر زمین گذاشته و دست از حملات تروریستی شان برداشته اند. اما شواهد چیز دیگری می گوید. چند روز پیش روزنامه”زودویچ زوریخ” آلمان در گزارشی فاش کرد که دهها تن از اعضای سازمان مجاهدین خلق وارد سوریه شده و در درگیریهای این کشور مشارکت دارند. علاقه مفرط به سلاح و ورود به خشونت های تروریستی به یک مولفه اساسی در بین عوامل فرقه تروریستی مجاهدین خلق تبدیل شده است. اساسا شکل گیری این گروه با هدف مبارزات مسلحانه بوده است. بعد از گذشت دهه ها هنوز هم که هنوز است عوامل این فرقه معتقد به ترور و خشونت برای دست یابی به اهداف شان هستند.