رجوی ها و شتر مرغ
وقتی به مناسبات فرقه در غرب نگاه می کنیم می بینیم در آنجا برای آن که به غربی ها نشان دهند که خیلی مدره شده و به هیچ وجه اصول گرا نیستند، می گویند ما سکولار یم و خواستار آزادی نوع پوشش برای زنان می باشیم. در همین راستا مریم قجر بعنوان سمبل این فرقه هر بار با یک لباس شیک جدید در کنار مردان گوناگون غربی و در میان آنان رفته و با آنان پی در پی عکس و فیلم یادگاری می گیرد و حتی در سال 1383 فیلم دست دادن وی با مردان غربی از تلویزیون فرقه پخش شد.
گواهی بر صحت و سقم گفتار خانم مرضیه قرصی
خانم مرضیه قرصی دربخشی از روشنگریهایش به تبلیغات دروغین تشکیلات رجوی حول قوانین موجود درکمپ تحت حمایت امریکاییها (تیف) درسالیان پیشتر، اشاره کردند که بواسطه آن تبلیغات دروغین اعضای ناراضی خصوصا زنان عضو اسیر اشرفی نتوانند از جهنم رجوی بکنند و به تیف پناهنده شوند که در این خصوص فرقه رجوی در پاسخ به بیان واقعیات از جانب خانم قرصی درسایت های خود به اصطلاح برایش پرونده! شیطان سازی! تشکیل داده تا این خانم شاید که از فعالیت روشنگرایانه اش علیه رجوی عقب نشینی کند
بهمن جاویدان و ناقوس مرگ تبار رجوی
اما بهمن ماه برای ما اعضای جدا شده از فرقه رجوی بعد از آزادی، طی سالیان اسارت دراسارتگاه اشرف،معنی خاص خویش را دارد. وقتی بهمن از راه می رسید در اسارت گاه اشرف یاد فداکاریها، جان فشانی ها و رنج و شکنجه هزاران هموطن که جان خود را برای رسیدن به بهار سبز قربانی می کردند در اذهان ما تداعی می شد. یاد خاطرات بهمن 57 و روز و شب هایی که مردم در آن هوای سرد برای رساندن سوخت به دیگر هموطنان از یکدیگر سبقت می گرفتند
مسعود رجوی مسئول کشته شدن اعضای فرقه اش می باشد
اخیرا رجوی مجددا نسبت به جنایات و سابقه تروریستی خود به صورت مضاعف افتخار کرده و به شدت تلاش می نماید تا طرف های دیگر را تا جائی که میتواند تحریک کند. آخر او تنها کسی است که از تهاجم به لیبرتی و کشته شدن افرادش سود میبرد. او نیازمند خون است تا به حیات خفیف خائنانه اش ادامه دهد و همچون زالو به مکیدن خون قربانیان خود مشغول باشد.
فرقه رجوی و بازکردن گره با خون
سازمانی که برای ساده ترین کار مثلا یک مانور میگفت ارزشش را داشت که ده ها کشته هم بدهیم و بالاخره سازمانی که در هر عملیات رهبرش میگفت من حساب کرده بودم که اگر نصف اعضا هم کشته شوند می ارزد و سازمانی که اعضای مخالفش را میکشت و به اسم شهید و کشته شده در عملیات دفن میکرد معلوم است که منطقش گشودن گره با خون است.
مرز سرخ”ترانزیت و موقت”
یکی از مواردی که تشکیلات فرقه رجوی به شدت با آن مقابله نموده و حساسیت فوق العاده ای نشان میدهد استفاده از واژه های”ترانزیت” و”موقت” است که در خصوص اردوگاه لیبرتی بکار گرفته میشود. از جانب مسئولین به همه نفرات تأکید مؤکد گردیده که رفتن از عراق به یک کشور ثالث را حتی برای لحظه ای به مخیله خود راه ندهند و هر گونه افکار از این دست را به عنوان تناقض و خطای ذهن فورا گزارش کنند.
مرحله بی پایان سرنگونی، نگاهی به سخنرانی ۳۰ دی ۱۳۹۱ مسعود رجوی و اعلام موسسان چهارم
هذیانگویی های اخیر رجوی نشان می دهد که به پایان خط رسیده و در بحران عمیق ناشی از بی مصرف و بی اعتبار و بی آینده ماندن، او را شدیداً به بحران روحی و فراموشی دچار ساخته است. پرخاشگری و فحاشی به منتقدان و تهدید نمودن آنها (به برملا کردن پرونده های جنسی که چیزی جز فرار به جلو نیست) تنها ضعف کسی را آشکار می سازد که با آنهمه اقتدارنمایی پوشالین و دم از سرنگونی زدن و خود را در محوریت کل جهان خواندن و دم از تغییر استانداردهای بین المللی زدن، از حضور چند ده جداشده که هیچ امکانی در اختیار ندارند، تمامی قداست و پایه های تشکیلاتش متزلزل گردیده و به مرز فروپاشی رسیده است.
غلط کردم گویی رجوی در مورد ترور آمریکایی ها در زمان شاه
در این باره سئوالات زیادی وجود دارد و ما فقط خواستیم با نشان دادن یکی از اطلاعیه های سازمان در سال 51 مطرح کنیم که عملیات ادعایی رجوی که عنوان می کند توسط اپورتونیستها در سال 54 انجام گرفته کار سازمان نبوده در حالی که این سند نشان می دهد عملیاتی که سازمان با آب و تاب از آن نام می برد مربوط به سال 51 می باشد و نمی تواند با ربط دادن این گونه عملیات ها به گروه دیگری خودش را از این اتهام مبرا بداند. معمولا دروغگو کم حافظه می باشد و حتما یادش رفته که این قسمت از نشریه را از بین ببرد.
خط بازگشت به اشرف و بهانه های فرقه ای مجاهدین خلق
جهت اطلاع ایشان اگر واقعا در جریان نیستند و دیگر کسانی که ممکن است فریب فرقه رجوی را خورده باشند باید اعلام نمود که فرقه رجوی بیشترین ضدیت را تا هم اکنون با هرگونه طرح و پیشنهادی از جانب ملل متحد و دولت آمریکا و اتحادیه اروپا نموده و همه آنان به این نتیجه رسیده اند که فرقه رجوی جز وقت تلف کردن و قضایا را به بن بست رساندن هدف دیگری ندارد و تقاضای نماینده جدید هم در همین راستاست. اولین کسی که به این نتیجه رسید سفیر سابق آمریکا در عراق بعد از شش روز مذاکره با این فرقه بود.
فرقه رجوی در باتلاق لیبرتی گیر کرده است
سازمان با اجبار پذیرفت که نیروها، اشرف این پایگاه استراتژیکی فرقه مجاهدین را ترک کنند و به کمپ موقت لیبرتی منتقل گردند. حال با انتقال نیروها به لیبرتی و شروع مرحله انتقال انها به کشورهای پناهنده پذیر سران فرقه و بطور خاص رجوی ها احساس خطر کرده اند چرا که با خروج نیروها از لیبرتی تشکیلات استالینی رجوی که بصورت فرقه ای اداره می شود بطور کامل از هم می پاشد و بدتر از همه اینکه چهره کریه رجوی در دنیا بیشتر افشاء می گردد و این برای رجوی به مثابه یک کابوس هست و رجوی بهتر از هرکس دیگری از عواقب این کار با خبر هست و بخوبی می داند که چطوری در باتلاق لیبرتی گیر کرده است
حمایت یا انزجار جنگطلبان جمهوریخواه (نئوکانها) از رجوی؟
در رابطه با تصمیمگیری خارج کردن مجاهدین از لیست باید گفت که این تصمیم در بحبوحهی یک فعالیت مبارزاتی پرشور انتخابات ریاست جمهوری آمریکا گرفته شد، دورهی زمانی که اغلب خودیها آن را «دوره حماقت» سیاست خارجی مینامند، چرا که به دلیل عدم حضور فشارهای تبلیغاتی، اظهارات و تصمیمات باید به گونهای دیگر گرفته میشد. ولی در بحبوحهی 6-7هفته مانده به انتخابات آمریکا، وزشی مخالف در سیاست خارجی نسبت به فرقه رجوی آغاز شد که دلیلش میتوانست اتهاماتی باشد که از جانب رقیب جمهوریخواه رامنی به اوباما در این رابطه شود که آمریکا دارد بیش از اندازه نسبت به ایران نرمش نشان میدهد
جدا شده ها خاری در چشم رجوی
امروزه با حضورتعداد زیادی اعضا نجات یافته از جهنم تشکیلات رجوی چه درداخل کشور و یا درخارج و تلاشهای آنها برای بیان واقعیات و بلاهایی که برآنها و دیگر دوستانشان درطول سالیان در این فرقه منحرف وارد شده است، ضمن افشای ماهیت ضدانسانی رجوی ها درسطح بین المللی، رجوی شیاد را به هراس ازآینده مبهم و تنگ و تاریک خویش انداخته وبه هرخس وخاشاکی چنگ می زند تا بتواند اندکی از افشاگریهای افراد جدا شده را خنثی نماید