خاطرات امیر یغمایی کودک سرباز پیشین مجاهدین خلق – قسمت نهم
امیر یغمایی در قسمت قبل خاطرات خود عنوان می کند یک شب با مهشید به فرودگاه اردن رفتیم و به یاد دارم که به یک کشور اروپایی پرواز کردیم، جایی که توقف داشتیم و شب را گذراندیم. بهخاطر دارم که به پاریس رفتیم و از بزرگی فرودگاه و رستورانهای متعدد آن شگفتزده شدم. ما هنوز […]
خاطرات امیر یغمایی کودک سرباز پیشین مجاهدین خلق – قسمت هشتم
در قسمت قبل امیر یغمایی از لحظه خداحافظی با مادر گفت. وقتی اتوبوس آمد، خداحافظیها آغاز شد. مادرم مرا در آغوش گرفت، اما اشک نریخت. نمیدانم چرا، اما فکر میکنم او سعی میکرد ضعف نشان ندهد، چرا که به عنوان یک مبارز، نباید احساساتش را بروز میداد. اما حالا که به آن لحظه فکر میکنم، […]
خاطرات امیر یغمایی کودک سرباز پیشین مجاهدین خلق – قسمت هفتم
امیر یغمایی در قسمت قبل خاطراتش از لحظهای فراموش نشدنی می گوید. شبی بود که با مادرم در خوابگاه زنان خوابیده بودم. نیمهشب صدای آژیر بلند شد. قبل از اینکه حتی بفهمم چه اتفاقی افتاده، مادرم مرا محکم در آغوش گرفت و شروع به دویدن کرد. او در تاریکی شب، سریع و بیوقفه میدوید. من […]
خاطرات امیر یغمایی کودک سرباز پیشین مجاهدین خلق – قسمت ششم
زندگی کردن بهعنوان یک عضو تماموقت در یک سازمان، تفاوت بسیاری با کار کردن بهعنوان یک کارمند در جامعه دارد. وقتی بزرگتر شدم، پدرم برایم تعریف کرد که یک روز، فرمانده مادرم به پدرم زنگ زده و گفته بود که مادرم با او دعوا کرده و به همین دلیل تصمیم گرفته شده که آن آخر […]
خاطرات امیر یغمایی کودک سرباز پیشین مجاهدین خلق – قسمت پنجم
امیر یغمایی در قسمت قبل خاطرات خود چنین می گوید: رهبر و همسرش بدون همراهی محافظان در میان اعضا حضور پیدا میکردند. آنها به میان جمعیت آمدند، جایی نشستند و کودکان به نوبت نزد آنها رفتند. من نیز پیش مریم رجوی رفتم. وقتی مرا دید، با لبخندی بزرگ مرا شناخت. هر دوی آنها یونیفورمهای نظامی […]
خاطرات امیر یغمایی کودک سرباز پیشین مجاهدین خلق – قسمت چهارم
امیر یغمایی در قسمت قبل خاطرات می گوید تا جایی که یادم میآید، ما فقط اجازه داشتیم یک روز در هفته را در خانههایی که برای خانوادهها در مناطق مسکونی اختصاص داده شده بود، سپری کنیم و آن روز، روز جمعه بود که در ایران بهعنوان تنها روز تعطیل شناخته میشود. من به یاد دارم […]
خاطرات امیر یغمایی کودک سرباز پیشین مجاهدین خلق – قسمت سوم
امیر یغمایی در قسمت قبل از خاطرات خود می گوید: از همان زمان، تصویر رهبر و همسرش جایگاهی مقدس در ذهن ما پیدا کرده بود. میتوان گفت ما مانند یک خانواده بزرگ از اعضا و کودکان بودیم که رهبر و همسرش را بهعنوان پدر و مادر معنوی خود میدیدیم. این نگاه مقدس و اطمینانبخش به […]
خاطرات امیر یغمایی کودک سرباز پیشین مجاهدین خلق – قسمت دوم
قسمت اول از داستان کودکی امیر با عنوان “تولد پاریس – با رضایت سازمان”، در حساب کاربری او در شبکه اجتماعی ایکس منتشر شد. در این بخش او از سفر والدینش در سال 1362، به عنوان دو عضو مجاهدین خلق، از ایران به اروپا و اسکان در پاریس، جایی که او به دنیا آمد، مینویسد. […]
تولد در پاریس با مجوز سازمان
امروز در تشکیلات مجاهدین خلق تجرد اجباری است، ازدواجی صورت نمیگیرد و طبیعتا فرزندی هم به دنیا نمیآید اما در گذشتهای نه چندان دور یعنی حدود چهل سال پیش، همانطور که در سازمان مجاهدین خلق ازدواج و طلاق امری تشکیلاتی بود فرزندآوری و فرزند پروری نیز اموری تشکیلاتی بودند. زن و مرد مجاهد اگر ازدواج […]
مسئولیت والدین در قبال فرزندان| در دنیا و در مجاهدین خلق
“وظیفه والدی” یک عبارت حقوقی است. در حقیقت به موجب قانون، والدین وظایفی دارند که تقریبا در همه جهان مشترک هستند: محافظت از فرزند در برابر آسیب، تهیه غذا، پوشاک و مسکن برای فرزند، حمایت مالی از فرزند، نظارت و کنترل در برابر آسیبها، فراهم آوردن مراقبتهای پزشکی و آموزش و تحصیل برای فرزند. والدین […]
ادامه میدهم، حتی تنها
این روزها که تلویزیون مجاهدین خلق بیانیه چهل و سومین سالگرد تاسیس شورای به اصطلاح ملی مقاومت ایران را از زبان ربات-مجری هایش، منتشر کرده است، نکته قابل توجه در این بیانیه، بخش طولانی و مفصلی است که به حمله به کودک سربازان پیشین مجاهدین خلق و روزنامه نگارانی که به سراغ این موضوع رفته […]
چند سکانس از رابطه مادر فرزندی در فرقه رجوی
اهمیت رابطه مادر و فرزند به معنی تاکید بر رابطهای است که رشد جسمی، عاطفی و اجتماعی کودک را پرورش میدهد. رابطه مادر-فرزندی پیوند منحصر به فردی است که در جهت رشد فرزند و لمس حس خوشبختی برای او است. رابطه مادر و کودک نوزاد و نوپایش پایه و اساس شخصیت، انتخابهای زندگی ست و […]