امریکا تروریست های دست ساز خود را در خاکش نمی پذیرد
امریکا در به راه انداختن جنگ پنهان در ایران، عراق، سوریه و هرکجای دیگر که بخواهد از مجاهدین بهره می برد. در عین حال مجاهدین همچون وجه المصالحه ای در دستان امریکا، برای معامله با ایران هستند. به این ترتیب امریکا مایل به ادامه حیات گروه مجاهدین خلق است اما در جایی به جز قلمرو خود، چرا که از پتانسیل گروه در انجام فعالیت های تروریستی به خوبی آگاه است.
آمریکا مجاهدین را در مقابل ایران پشه هم نمی داند
بایستی گفت که واقعیات موجود است که سیاست آمریکایی ها را می سازد و نه تخیلات رجوی، بنابراین پیش رفتن در این مسیر، در واقع فروافتادن در اعماق چاهی بی بازگشت است. رجوی باید مغازه ای باز کند که این چندصبای آخر عمر، کاسبی بی دردسرتری داشته باشد، تا این همه مضحکه عام و خاص نشود. آمریکایی ها که پیش از این گفته بودند که مجاهدین را در مقابل ایران همانند یک پشه می دانند.
دستگاه تبلیغاتی عقب مانده مجاهدین خلق
تبلیغات این روزهای مجاهدین، همچنین به انتشار گسترده ی اخبار اعتصاب غذایی که تاکنون 60 روز طول کشیده است می پردازد. به ادعای سازمان اعتصاب غذای اعضا و هواداران مجاهدین در سراسر جهان در اعتراض به حمله به کمپ اشرف بوده است. حال که کمپ اشرف تخلیه شده است، فایده ی این اعتصاب غذا چیست؟ تنها محصول قربانی کردن اعضای بیشتری از افراد شستشوی مغزی شده فرقه ی رجوی
برخورد با مجاهدین به سبک انگلیسی!
آیا استفاده از نقش مزدورانه مجاهدین برای دخالت در امور داخلی عراق و ناآرام کردن فضای آن از طریق تهییج سیاستمداران و رسانه های وابسته علیه دولت منتخب و همچنین تخریب وجهه ایران در عراق از خلال تبلیغات منفی و دروغ پردازی، علاوه بر واهمه از مهاجرت دسته جمعی گروهی با سوابق تروریستی به غرب که سال ها در خدمت یکی از رژیم های رادیکال و مستبد خاورمیانه بود، نمی تواند از دلایل عمده جبهه گیری این کشورها در مقابل هرگونه تلاش برای اسکان مجاهدین در این کشورها باشد؟
اگر مجاهدین تروریست نیستند پس چرا آنها را نمی پذیرید؟
ارتباط دول غربی و فرقه تروریستی مجاهدین نیز در نوع خود قابل تامل است. زمانی دول اورپایی از جمله انگلستان نام این فرقه را در فهرست گروه های تروریستی خود قرار دادند اما بعد از مدتی با هدف فشار بر سیاست های جمهوری اسلامی ایران نام این فرقه را از لیست حذف کردند. حال همین کشورها و از جمله انگلستان حاضر نیست همان ها را که رای دادند تروریست نیستند را به خاک خود راه دهند
از کمک یک میلیون دلاری آمریکا به رجوی تا قتل عام مرزبانان ایرانی
حمایت رجوی از گروه هایی مانند”جندالله”- ریگی که تشابه زیادی با برادران جگرخوارشان در سوریه دارد، قابل دفاع نیست و اساسا این گونه حمایت ها در مسیر گسترش خون بازی مجاهدین است که به شدت آن را نهی میکنم. قتل عام ۱۷ مرزبان ایرانی که فرزندان مردم ایران به شمار می آیند،یک عمل تروریستی بوده و به هیچ شکلی اسم مبارزه یا چرندیات مشابه آن را نمی توان روی آن گذارد.
راهکار عملی برای حل معضل ساکنین کمپ لیبرتی
دو مانع اصلی بر سر راه انتقال این افراد وجود دارد. یکی از این موانع اکراه کشورهای سوم برای پذیرش تروریست های سابق به عنوان پناهجو است. در این بین اما مانع اصلی بر سر راه انتقال ساکنین کمپ،عدم تمایل رهبران سازمان است. رهبران مجاهدین خواستار این هستند که اعضا به طور گروهی منتقل شوند و نه به صورت فردی و به کشورهای مختلف.
کمک ۱ میلیون دلاری آمریکا، پاسخ به درخواست رجوی است یا صرفاً یک دهن کجی
وزارت خارجه آمریکا برای این که تمام رابطههایش را از سازمان مجاهدین قطع نکرده باشد و از طرف دیگر بگوید صدای شما را شنیدم و دنبال حل و فصل کارهایتان هستم، کمک به صندوقی در سازمان ملل برای خدمت به مجاهدین میکند. به این ترتیب پاسخی هم برای طرف دعواهای داخلی خودش پیدا میکند که ما هم بر حسب تعهدمان کاری کردیم. اما واقعیت این نیست
افشای حقایق، رجوی ها را وادار به عقب نشینی کرد
افشاگری ها باعث فضاحت و آبروریزی بیشتری برای رجوی ها گردید. بنابراین می توان نتیجه گرفت که با افشاگری های صورت گرفته توسط جدا شدگان و مخالفان رجوی، اولا مشخص شد که اعتصاب غذایی در کار نیست و اینها تماما یک بازی برنامه ریزی شده است، ثانیا برای افکار عمومی این سوال مطرح شد که اگر رجوی ها می گویند اعتصاب غذا امری ضروری است پس چرا خودشان یا سران فرقه و یا اعضای شورا در آن شرکت ندارند!؟
تقلای مجاهدین برای بقا یا برای براندازی جمهوری اسلامی ایران!
مشاهده ی بهبود روابط ایران و امریکا و گفتگوهای رو به پیشرفت گروه 1+5 با ایران بر سر پرونده هسته ای ایران، سران فرقه مجاهدین را بر آن داشت تا بسیار شتابزده تلاش کنند اتهامات هسته ای جدیدی را به ایران وارد کنند. با این حال نه رسانه های بین المللی و نه متحدان سابق شان وقعی بر این ادعاهای جدید مجاهدین ننهادند. جدیدترین افتضاح گروه، شوی تبلیغاتی بود که به بهانه دستگیری یک جاسوس ایرانی تبار در اسرائیل به نام علی منصوری به راه انداختند که نتیجه عکس داشت.
حمله انتفاضه شعبانیه عراق به اشرف و تعادل قوای اجتناب ناپذیر
سازمان چرا این ترکیب 100 نفره را با این میانگین سابقه عضویت و سرسپاری در اشرف مستقر کرده بود. بنظر میرسد سازمان در اتخاذ قبول استراتژی انتقال ساکنان به لیبرتی به هدف رابطه زدن با ایالات متحده امریکا و بنوعی موازی کاری و فرمان پذیر نشان دادن تشکیلات بیشتر اهمیت می داد ولی از سویی دیگر هم، سعی داشت بقول خود این قلعه را برای بهره برداری های نامشخص و یا نمایان بعدی برای خود جهت تحت فشار قراردادن دولتهای عراق و ایران نگه دارد.
سقوط اشرف، پایانی بر یک استراتژی یا شروعی دیگر!!
تا آنجا که به رجوی برمیگردد هیچ تغییر و انعطافی نسبت به خطوط گذشته از خود نشان نداده و بلکه بر شدت آن افزوده است. ولی این که برای پیشبرد این خط نیروها باید چه بهایی بدهند و این که این خط چگونه و به چه صورت پیاده میشود باید صبر کرد و دید که چه میشود. الان تا قفل 7زندانی، قفل لیبرتی و عراق باز نشده است، فضا بسیار غبارآلود است و نمیتوان پیشبینی روشنی نمود.