هدف فرقه تروریستی مجاهدین خلق از جشن در ویلپنت پاریس؟
این جشن و دهها مورد دیگر که هر روز عوامل فرقه مجاهدین خلق در بوق و کرنا می کنند و از آن به نام پیروزی یاد می کنند و علی رغم صرف هزینه های سنگین هیچ گونه بازتابی نیز ندارد تا کنون اندکی اعتبار برای رهبران تروریست این فرقه کسب کرده است؟به نظر می رسد حضور چند ده نفر شخصیت سیاسی عمدتا بازنشسته تندرو مثل جان بالتون در جمع کوچک فرقه مجاهدین خلق بیش از هر چیز نشانه تلاش رهبران این فرقه برای کسب جایگاه مزدوری است.
سایه انتخابات ایران بر گردهمایی ویلپنت
امسال، گردهمایی سازمان شدیداً تحت تأثیر انتخابات اخیر ریاست جمهوری در ایران بود. در این انتخابات اکثریت مردم ایران شرکت کردند و چهره ای که بنابه گفته ها و تحلیل ها اعتدال گراست را انتخاب کردند. مریم رجوی که ذهنش ظاهراً شدیداً مشغول انتخاب شدن دکتر روحانی و شکل گرفتن احتمالی روابط سیاسی تازه میان جامعه ی جهانی و ایران است، در سخنرانی خود در ویلپن مذبوحانه تلاش میکند که غربی ها را متقاعد کند که انتخابات ایران واقعی نیست و رئیس جمهور منتخب اعتدال گرا نیست.
اعضای فرقه برخلاف کارشکنی رجوی ها خواهان رفتن به آلبانی هستند
اینکه این 71 نفر بر خلاف خواسته رجوی ها خواهان رفتن به آلبانی شدند، نشانگر وضعیت انفجاری افراد مستقر در لیبرتی و فضای حاکم بر مناسبات فرقه است و نشان می دهد که اعضای اسیر می خواهند هر طور شده خود را از فرقه جدا کنند. به نظر می رسد اعضای فرقه دیگر نه تنها به حرف رجوی ها گوش نمی کنند بلکه برای زیر پا گذاشت حرف آنها و خارج کردن خود از جهنم رجوی، در حال سبقت گرفتن از هم می باشند.
مجاهدین خلق (فرقه رجوی) و بحران بی اعتباری
بررسی تحولات سی و دو سال گذشته نشان میدهد مجاهدین بیمارگونه تنها در پی کسب قدرت سیاسی در ایران بودند. طی این مدت مجاهدین تلاش کردند نشان دهند که شرایط دو قطبی بر جامعه ایران حکم فرماست و گروههای اجتماعی از سیستم سیاسی حاکم جدا شده و در مقابل آن ایستاده اند. به عبارت دیگر می خواستند بگویند جامعه ایران با نوعی دوآلیسم (ثنویت) قدرت مواجه شده و تضاد بین سیستم سیاسی حاکم و توده های اجتماعی به تعارض بی بازگشت رسیده است.
جلسه ویلپنت، برگردانی از لیبرتی
آن روی سکه نمای پرزرق و برق ویلپنت، واقعیت دردناکی است که در لیبرتی جریان دارد. علیرغم گذشت نزدیک به یکسال از انتقال به این مکان هنوز کشوری به صورتی جدی حاضر به پذیرش آنها نشده است. لیبرتی به تلهای برای نفرات تبدیل شده است. تلهای از نوع زندان و بدون دفاع. شاید رجوی فکر نمیکرد که در مقابل توافق با آمریکا، عراق و سازمان ملل اینطور رو دست بخورد. باید بگوید آیا دادن این خونها و شرایط جدیدی که برای نفرات در لیبرتی به وجود آمده در مقابل خارج شدن از لیست سازمانهای تروریستی ارزشش را داشته است یا خیر.
هراس از انتخابات در سازمان مجاهدین خلق
ماشین تبلیغاتی سازمان وحشت خود از انتخابات در ایران و انتخاب شدن رئیس جمهور منتخب مردم ایران با رأی اکثریب را با اظهارنظرهای عجیب و غریب و غیرواقعی در رسانه های خود کاملاً مشهود کرده است. صرف نظر از این که آینده ی روابط ایران و امریکا چگونه خواهد بود، به نظر می رسد که این بار مجاهدین خلق مجبور هستند که پول و وقت و انرژی بیش از پیش هزینه کنند تا خساراتی که از سوی مردم ایران متحمل شدند را جبران کنند.
گذری به نامه ۲۳۰ صفحه ای ایرج مصداقی به مسعود رجوی
اردیبهشت ماه امسال فضای تشکیلاتی سمپات های سازمان تروریستی مجاهدین به یکدفعه با بیرونی شدن نامه انتقادی 230 صفحه ای فردی بنام ایرج مصداقی از زندانیان سیاسی دهه 60 که ده سال از عمر خود را در زندان سپری نموده است، بهم خورد. چند ساعت بعد از انتشار آن همه هواداران سازمان در اروپا و در صفحات فیس بوکی خود به یکباره ایشان را عامل وزارت اطلاعات قلمداد نموده و در چرخشی باور نکردنی اعلام نمودند که از قبل می دانستند سرانجام این نادم و تواب قبلی سازمان این چنین خواهد شد!!؟
رهبری مجاهدین خلق قربانی آمریکا؟!
خشم مجاهدین خلق در قبال دولت امریکا به نظر نوعی پاسخ عجولانه است برای تطهیر رهبریت سازمان به ویژه در چشم نمایندگان کنگره، چرا که این بار از معدود مواردی است که یک مقام دولتی سعی می کند نمایندگان کنگره را متوجه خطر سازمان کند و البته این اقدام لابی سازمان را برای انجام اقدامات جدی تر و اعمال نفوذ بیشتر در کنگره تحریک کرده است. پس از بازگشایی دفتر سازمان در واشنگتن گام بعدی ثبت نام برای لابی در حکومت امریکا بود.
پیامدهای جدا شدن دو نفر از شورای مقاومت
خواهینخواهی در مقابل رادیکالیزه تر شدن مناسبات فرقهای، اشعههای ساطع شده آن هم بر شورا میتابد. شوراییهایی که با گرفتن مستمری ماهانه به نوعی در لای پنبه، عزیز نگه داشته میشوند و سالهاست به آنها از هر لحاظ توجه میشود. حتی تحمل پرتوهایی از این سنخ را ندارند. و وقتی میبینند آن وعدههای پست و وزارتی که در شورای مقاومت به آنها داده شده بود هم عملاً بسیار دور از دسترس قرار گرفته و چشماندازی بر آنها متصور نمیشود، همانند فردی که از وضعیت کمپ لیبرتی طاقتش به پایان میرسد و دل را به دریا زده و از کمپ به دنیای بیرون میگریزد، او هم دیگر میبیند ماندنش حاصلی برایش ندارد
تسلیم رجوی ها در برابر فشار افکار عمومی و نهادهای بین المللی
سوابق تروریستی فرقه مجاهدین خلق و شبه نظامی بودن اعضای آن در کنار آموزه های فرقه ای سبب شده بود تا هیچ کشوری حاضر نشود به آنها پناهندگی بدهد. رهبران فرقه مجاهدین خلق خیلی تلاش کردند که مانع انتقال ساکنان لیبرتی به کشورهای ثالث شوند. آنها اصرار داشتند که به پادگان اشرف بازگشته و همچنان در عراق بمانند. اما نتوانستند در قبال افکار عمومی عراق، دولت این کشور و فشار سازمان های بین المللی مقاومت کنند و در نهایت تسلیم شدند.
فرقه رجوی و استراتژی بادی ازهرجهت
قانونمندیهای حاکم برهستی را بنگرید که چگونه این فرقه را از اوج ادعاهای ضدامپریالیست نمایی و دمکرات پناهی به کنج عزلت دست نشاندگی و مزدوری امپریالیستها کشانده است. فرقه رجوی که هویت و ماهیت را تواما باخته است این روزها برای عرضه کردن هرچه بیشترخود به اربابانش درمنتهای ذلت سیاسی دست در دست ارتجاعی ترین و دست نشانده ترین گروهها و کشورهای مرتجع و وابسته گرا گذاشته است و برای کشته شدن مردم سوریه و ریخته شدن خون آنها و البته خشنودی محافل استعماری در سیمای ضدآزادی اش سوت و کف می زند
نزدیک شدن رجوی به آمریکا تا کجا؟
جای شگفتی بسیاری است که افرادی که اسمشان در لیست تروریستی قرار گرفته است در سالنهای ساختمان دولتی کنگره قدم میزنند و با کارمندان و نمایندگان وزارت خارجه صحبت میکنند. به گفته کارمندان، تنها نفرات فرقه رجوی هستند که آنها را در ساختمان کنگره مشاهده میکنیم. در دهههای اخیر، صرفنظر از این که کدام حزب سیاسی بر قدرت بوده است، دولت آمریکا بطور معمول از دیکتاتورها و گروههای تروریستی قبل از این که علیه آنها اقدام کند، حمایت کرده است.