شاخص و کد شکست مجاهدین
همه کسانی که سال 73 در جریان نشست معروف به حوض رجوی بوده اند می دانند که رجوی گفت در شق سیاه شکست مجاهدین روزی است که رهبری فرمان انتقام و کشتن بریدگان از فرقه اش در هر نقطه از کره زمین را صادر کند و در کنار آن هرمنتقدی و یا معاندی و هر مقام و مسئولی در رژیم که به نوعی در شکست فرقه اش نقش داشته اند هم کشته می شوند ولو با چنگ و ناخن و دندان.
انحلال قرارگاه اشرف به معنی شکست استراتژی رجوی ها – قسمت اول
رهبران سازمان باید بدانند که به خاطر جنایت ها و خیانت هایی در طول 30 سال گذشته علیه مردم ایران کرده اند دیگر جایگاه و هواداری در داخل کشور ندارند و مردم از آنها بیزارند. بنابراین تلاش رجوی در عراق بخصوص بعد از سرنگونی صدام و خلع سلاح دست و پا زدنی بیش نیست و به همین دلیل است که رجوی برای حفظ نیروهای سرخورده خود دست به هر حیله و فریبکاری می زند تا فقط خود را حفظ کند.
مجاهدین و عبور از ۵ مرحله حساس که به همدیگر ربط دارند
امروز اگر چه درعراق امنیت به یک مشکل تبدیل شده است وریشه این هم حضور چند گروه خارجی درعراق است ویکی از آنها گروه تروریستی سازمان مجاهدین است که با حمایت بعضی از بعثی های سابق می خواهد عمر خود را درعراق بیشتر کند ونیروهای تحت امر خود را نیز از عراق می باید خارج می کرد نکرد وفقط برای وقت کشی چند نفر را به خارج اعزام کرده وچند روز پیش دولت عراق رسماً خواسته است که هر چه سریعتر نفرات خود را از اشرف خارج کنند
خانوادهها تضمین کننده امنیت، حفاظت و آینده ساکنین کمپ لیبرتی در عراق هستند
وقتی بدنبال راه حلی واقعی و با دوام باشیم هر کسی که واقعاً کمی درستکار باشد تأیید میکند که اجازه ورود به خانوادههای این افراد در مسأله، حتماً راه حلهای متعدد عاطفی، روح و حتی مالی و امنیتی را ایجاد می کند. راه حلهایی که این افراد برای بازگشت به زندگی عادی در هر کجا که نهایتاً بروند بشدت به آن نیاز خواهند داشت. فرای این مسئله، تأثیری که حضور خانوادهها در رفع تشنج و عادی کردن فضای کمپ لیبرتی دارد مسلماً جلو هر گونه حمله احتمالی دیگر در آینده را نیز خواهد گرفت.
پاسخ رجوی به وضعیت کنونی چیست؟
رجوی مسلماً روی یکدندگی خود استوار خواهد بود. همان اصراری که در ماندن اشرف داشت در ماندن در عراق هم دارد. عراق نیز ظرفیت استراتژیکی مبارزه مسلحانه فرقه رجوی را دارد. آمدن رجوی از روز اول به عراق اساساً برای همین منظور بود که آتش جنگ مسلحانه را قویتر کند. بهای سنگینی هم بخاطر هم سو شدن با صدام و متحد شدن با او پرداخت. مردم او را متحد صدام پنداشتند.
آیا مریم رجوی هنوز خواهان بازگشت افرادش به اشرف است؟
رویکرد” بازگشت به اشرف” اکنون شدیدا بحث برانگیز است. پروژه ی شهیدسازی در حوادث قرارگاه های مجاهدین خلق و استفاده از آن برای جلب حمایت مادی و معنوی و سیاسی جهانیان برای گروه مجاهدین یا دست کم جلب همدردی آن ها، سوخت بیشتری برا ی ماشین تبلیغاتی سازمان فراهم میکند. از بخت بد سران سازمان، این بار همه ی توجه جهان متوجه سوریه است!
کشتار در پادگان اشرف و فراهم شدن خوراک تبلیغاتی
موضوع اشرف و سازمان مجاهدین خلق در عراق موضوع منافع کسانی است که به تنها چیزی که فکر نمیکنند جان اعضای فرقه رجوی و آلام خانواده های رنج دیده آنان است و البته رجوی هم به تنها چیزی که فکر نمیکند همین است. گویا این گروگان ها باید یک به یک قربانی جاه طلبی های رجوی و سیاست های استعماری شوند و خم به ابروی کسی هم نیاید. آیا سرنوشت پیروان امثال دیوید کوروش و جیم جونز در انتظار پیروان رجوی نیست؟
رجوی در بزنگاه ماندن یا رفتن
به نظر میرسد رجوی باید یکبار دیگر سوای این که تمام نیروهایش از این به بعد جانشان بیشتر از گذشته در خطر قرار خواهد گرفت، روی استراتژی خود تجدید نظر کلی را در نظر بگیرد. آیا نگهداشتن پر ریسک نیروها در عراق به قیمت سرنگونی، واقعی خواهد بود و یا صرفا یک توهم و سراب.
از واقعیات تا تبلیغات: پشت پرده حوادث پادگان اشرف
عکس هائی از جانب فرقه رجوی مخابره شد که نشان میدهد افرادی که دست هایشان از پشت بسته شده است به قتل رسیده اند. اگر دولت عراق میخواست چنین اقدامی انجام دهد قطعا کار را یکسره میکرد و کسی را باقی نمیگذاشت که عکس تهیه کند و برای فرقه رجوی بفرستد تا آنها به فاصله بسیار اندکی از وقوع حادثه به سراسر جهان مخابره نمایند. عکس ها و همه زمینه سازی ها از قبل فراهم شده بود.
نقدی بر مصاحبه منوچهر هزارخانی (در دفاع از رهبری مجاهدین)
آیا پرسیدن این سوآلات که حق ما اعضای پیشین این فرقه می باشد انداختن بار تاریخ به دوش ایشان است؟ کدام بار تاریخ؟ او رهبر ما بوده است و باید خیانتها و جنایتهای خود را پاسخگو باشد. بار تاریخی ندارد بلکه بار ۳۲ سال گذشته است که ما همراه او بودیم و جان و جسم خود را در اختیار او گذاشتیم تا در راهی خرج کند که از نظر ما درست می آمد. راهی که عکس آنرا طی کرد و حالا آنرا خیانت می دانیم و او را پاسخگو می دانیم.
شورای ملی مقاومت! شورای ضد ایرانی
مسعود رجوی در سه دهه گذشته شورا را هر چه بیشتر یک دست کرده و با اعمال غیر دمکراتیک خود باعث شد که افرادی که به نوعی ادعای مستقل بودن می کردند و یا حتی در درون شورا به نوعی ساز مخالف سر می دادند و یا نظر منتقدانه ای داشتند از درون شورا حذف یا با برقراری مستمری برای افراد غیر مجاهد در درون شورا به نوعی آنان را سرسپرده و مجیز گوی سازمان مجاهدین و در راس آن مسعود و مریم رجوی کردند.
اظهارات «تام ریج و هواردین» در حمایت از فرقه رجوی، با مشتی دلار
گذشته از این که آیا این دو نفر هم مثل خیلیهای دیگر برای شرکت در مراسم فرقه رجوی چقدر پول گرفتهاند، باید بدانند که گرفتاری کنونی سازمان در درجه اول زندان لیبرتی است. اگر سازمان، از قدرتهای دولتی، منطقهای و یا جهانی از جمله خود آمریکا دوست و متحدی واقعی داشت خیلی وقتها پیش از این محل به یک کشور سوم رفته بود و یا حداقل به اشرف بازگردانده میشد و اینگونه در مخمصه و تنگنا در تهدید موشکباران در زندانی تنگ بنام لیبرتی قرار نمیگرفت.