مجاهدین خلق (فرقه رجوی) و بحران بی اعتباری

گروه تروریستی مجاهدین همزمان با فعال شدن در موضوع انتخابات یازدهمین دور ریاست جمهوری در ایران، برای بزرگداشت سالگرد سی خرداد سال ۶۰، آغاز جنگ مسلحانه این گروه در ویلپنت پاریس در اول تیر ۱۳۹۲ (۲۲ ژوئن ۲۰۱۳) نیز تدارک وسیعی دیده و تبلیغات زیادی را در این رابطه بعمل آورده بودند. مجاهدین که فکر میکردند یازدهمین دور از انتخابات ریاست جمهوری در ایران با حاشیه های زیادی روبرو خواهد شد تلاش کردند تا در بستری که ایجاد خواهد شد دست پر داشته و ادامه خشونت ورزی بی حد و حصرشان و تحمیل آن بر مردم ایران را توجیه کنند.

شرکت اکثریت قاطع مردم ایران در یازدهمین دور از انتخابات ریاست جمهوری و تمکین حاکمیت به رای مردم و تائید آن حتی از سوی قدرت های ریز و درشت در منطقه و در سطح بین المللی و اذعان به سالم بودن آن چه بطور مستقیم و یا غیر مستقیم یک سرفصل کیفی در تاریخ سیاسی ایران را رقم زد و چند موضوع مهم را هم برای مجاهدین و هم کشورهای حامی آنان روشن ساخت.

انجام بدون حاشیه و بر خلاف انتظار مجاهدین انتخابات تمامی رشته های آنان را پنبه کرد. بنحوی که علیرضا جعفرزاده از اعضای بلند پایه مجاهدین تنها یک جمله به لس آنجلس تایمز گفت و آن اینکه: ”… پتانسیل قیام (در ایران) از بین نرفته است.” چرا که بعد از انتخابات، غیر مستقیم بی اعتباری مجاهدین چه در سطح داخلی و چه در سطح بین المللی افزایش یافت و سازمان حرفی برای گفتن نداشت.

این انتخابات تنها رای به رئیس جمهور منتخب در یازدهمین دوره از انتخابات ریاست جمهوری در ایران نبود بلکه تیر خلاصی بر ادعای مشروعیت مجاهدین در بین مردم ایران بویژه ادعای حمایت نسل سوم انقلاب از آنان بود.

آواری که با انجام موفقیت آمیز و آرام انتخابات و با شرکت بیش از ۷۲ درصدی مردم در آن بر سر مجاهدین خراب شد آنان را “واو” و دست فریبکاریشان را در نمایش ویلپنت خالی گذاشت، بنحوی که مریم رجوی از همان ابتدا، سخنانش را با تناقض گویی آشکار در خصوص انتخابات شروع کرد.

وی در ابتدای سخنرانی اش گفت: “رژیم نتوانست با مهندسی مُهره مطلوب خود را بیرون بیاورد و از ترس شروع قیام ها به آخوند روحانی تن داد”. این حرف یعنی تائید سالم بودن انتخابات و اینکه مردم چه خوب و یا بد آقای روحانی را به ریاست جمهوری انتخاب کرده اند.

وی بلافاصله ادامه داد: ” (رژیم) شتابزده بساط آن را جمع کرد و از دو مرحله یی کردن انتخابات هم چشم پوشید” و این هم یعنی تقلب در انتخابات؟! یعنی اینکه هم انتخابات مهندسی نشده و هم تقلب شده. به این میگویند هذیان گویی.

بنابراین اگر انتخابات سالم است دیگر تک مرحله ای و یا دو مرحله ای شدن آن دست رژیم نیست و تعداد آرای مردم به کاندیداهاست که تک مرحله و یا دو مرحله ای بودن آنرا مشخص میکند.

ضمن اینکه اگر رژیم قصد تقلب داشت که انتخابات را تک مرحله ای نمی کرد حتما آن را دو مرحله ای می کرد پس چرا نکرد نتیجه اینکه یعنی تقلب نشده است.

قطعا در هر کشوری یکی از عوامل اصلی مشروعیت، انتخابات است. برای هیچ نظام سیاسی و یا گروهی که ادعای آلترناتیوی دارند، هیچ بحرانی بالاتر از بحران مشروعیت و هیچ دست‌آوردی هم بالاتر از کسب مشروعیت وجود ندارد. بنابراین انتخابات یازدهمین دور ریاست جمهوری که در ۲۴ خرداد ۱۳۹۲ برگزار گردید مستقل از هرگونه نگاه تنگ نظرانه و گروهی به هرحال حاکی از مشروعیت نظام است، پس باید کسانی که ادعای احترام گذاشتن به رای مردم را دارند به آن تمکین کنند.

از سوی دیگر این انتخابات مستقل از هرگونه ارزیابی در مورد عملکرد جمهوری اسلامی ایران نشان میدهد، گروههای مخالف و آنانی که ادعای آلترناتیوی دارند هرگز نتوانستند از مطالبات سیاسی – اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی مردم درک درستی داشته باشند و بنابراین خط و مشی آنان نیز هرگز در راستای منافع مردم نبوده است.

بررسی تحولات سی و دو سال گذشته نشان میدهد مجاهدین بیمارگونه تنها در پی کسب قدرت سیاسی در ایران بودند. طی این مدت مجاهدین تلاش کردند نشان دهند که شرایط دو قطبی بر جامعه ایران حکم فرماست و گروههای اجتماعی از سیستم سیاسی حاکم جدا شده و در مقابل آن ایستاده اند. به عبارت دیگر می خواستند بگویند جامعه ایران با نوعی دوآلیسم (ثنویت) قدرت مواجه شده و تضاد بین سیستم سیاسی حاکم و توده های اجتماعی به تعارض بی بازگشت رسیده است.

اما یازدهمین دور انتخابات ریاست جمهوری در ایران نشان داد که استراتژی خشونت و تحمیل آن بر جامعه ایران که حاصل نظریه ارزشی مجاهدین مبنی بر اینکه جلب حمایت توده ها و همراهی اجتماعی بوسیله رادیکالیسم قابل تحصیل است، قویا و مطلقا مردود می باشد و در عمل حذف گروه تروریستی مجاهدین از اپوزیسیون و تبدیل شدن آن به یک گروه سکتاریستی توام با اعمال تروریستی و طرد شده از متن جامعه ایران انجام شد.

در نتیجه بی اعتباری آنان افزون شده و به قول آن کاربری که در یاهو نیوز نوشت: مهم نیست که ۱۰۰ نفر یا ۱۰۰۰ نفر ایرانی وطن فروش در پاریس درباره انتخابات ایران چه فکر می کنند و یا اینکه نتیجه انتخابات را قبول دارند یا نه مهم این است که ۷۰ میلیون ایرانی در داخل ایران از این انتخابات خشنود و راضی هستند و شادی را می‌توان در چهره مردم ایران دید.

این میزانی است که هر گروه سیاسی و مدعی آلترنانیو میتواند مردمی بودن خود را با آن محک زده و به این سوال پاسخ دهد که آیا با شادی مردم شاد و با انتخاب مردم همسو است و آیا به رای مردم احترام گذاشته و از آن تمکین میکند؟

حجت سیداسماعیلی، عضو پیشین شورای مرکزی مجاهدین

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.