رجوی، خداوند اشرف
متأسفانه، به نام اسلام و به نام آزادی و دمکراسی، پس از نیمه دهه 80، اعضای مجاهدین به سرعت تبدیل به فدائیانی منزوی شدند. آن ها مجبور به ماندن در مجموعه ها و پادگان های مستقر در عراق شدند که بزرگ ترین آنها قرارگاه اشرف بود که هنوز بسیاری از اعضا در آن ساکن هستند و از دانستن آنچه در دنیا می گذرد باز داشته می شوند. رهبران مجاهدین مریم و مسعود رجوی به بت های آن ها می مانند.
تقدیر از مصاحبه های جسورانه خانم بتول سلطانی
سلسله مصاحبه های افشاگرانه خانم بتول سلطانی عضو سابق شورای رهبری سازمان مجاهدین خلق، با سایت ایران قلم تاکنون باعث روشنگری زیادی درباره مناسبات فرقه ای رجوی کثیف گشته است. اما قسمت دوازدهم این مصاحبه ها با نام «آیا استثمار جنسی آخرین حلقه فروپاشی فرقه هاست؟» حاوی مطالب تکاندهنده ای است که ماهیت استثماری افکار رجوی دجال را بطور واضح روشن کرده و هدف او از انقلاب ایدئولوژیک را عیان نمود.
فرار مریم رجوی با پرچم سرخ عاشورا گونه
اگر نمی پذیرفتی وارد انقلاب بشوی از سرنوشت خود بی اطلاع بودی و کسانی هم بودند که بطور شبانه معلوم نشد به کجا منتقل شدند و چه سرنوشتی در انتظارشان بود. خلاصه مدتی که در تشکیلات بودم هر چه زمان می گذشت اختناق و فشار بر روی نیروها تحت عنوان انقلاب ایدئولوژیک سخت تر و شدیدتر می شد. البته همه اینها علت خاصی داشت چون زمان بکلی به ضرر سازمان بود و باعث می شد خیلی از مسائل برای نیروها روشن و شفاف شود و بنوعی افراد به ماهیت دروغین سازمان و نفراتش پی می بردند و افراد در تشکیلات به انفعال کشیده می شدند و سازمان بهای این دروغگویی هایش را سنگین می داد لاجرم هر روز تحت نام بندهای انقلاب بحث های ایدئولوژیک می کردند تا هر چه بیشتر افراد را به بند اسارت ذهنی و روحی بکشانند
چرا مجاهدین خانواده ها را مزدور خطاب می کنند؟
رجوی صراحتا اعلام کرد که مجاهد با خانواده نداریم و نمی توانیم داشته باشیم. در پادگان حصار بسته اشرف فرد متعلق به رجوی است غیر از این باشد فرد، فرد عادی محسوب می شود. در شرایطی که سازمان در آن قرار دارد تخم کینه در افراد حاضر در اشرف را آبیاری می کند که بیشتر به خانواده های خود بتازند در واقع سازمان به دنبال همین خط است که آن را در افراد جاری کند.
افشاگری داوود صادقی بیاتی از اعضای جدا شده مجاهدین
داوود صادقی بیاتی یکی از اعضای جدا شده ی فرقه تروریستی رجوی ضمن مصاحبه، گوشه ای از فریبکاری رجوی را افشاءِ کرد. … به ما می گفتند نماز بخوانید، شیعه باشید اما شیعه رجوی، یعنی آنطور که آنها می خواستند باید به دین عمل می کردیم، چند نفری هم لباس روحانیت به تن کرده بودند و باصطلاح برای ما مباحث عقیدتی و دینی درس می دادند؛ اما در واقع وقتی از آنها سؤال دینی می کردیم هیچ چیز بلد نبودند و جواب های بی ربط می دادند و می گفتند اینها را از مسعود یاد گرفتیم و او ما را به خدا رسانده است.
عواطف مادرانه و اندیشه ی بسته ی فرقه ی مجاهدین
چـرا باید پدران، مادران و برادران و خواهران پر احسـاس را که خواهـان ارتباط گیری با عزیزانشان در اشرف هستند و سالها از دیدار و تماس با آنها محروم مانده اند و هم اکنون در درب ورودی اشرف در انتظار ملاقات هستند، رهبر عقیدتی مجاهدین آنها را در نهایت گستاخی مزدور بنامد؟ آیا چنین واکنش عصبی و نابخردانه توهین به شان و کرامت انسانها نیست؟
به بهانه حمله نظامی مشترک صدام – رجوی در مرداد ۶۷ – قسمت دوم
امروز 22 سال از سخنرانی ابلهانه سرکرده فرقه رجوی درپایگاه تروریستی درحال تخلیه اشرف می گذرد و لذا نگاهی دیگر به این سخنرانی می تواند پاسخ گوی هزاران سدوال بی جواب درمورد سلامت فکری سرکرده فراری ومخفی شده این گروه باشد _ مسعود رجوی یک جنایتکار وبیمار است که به ده ها بیماری فکری _ شخصیتی دچار است _ او از سال 60 تاکنون باعث مرگ دست کم دهها هزار ایرانی وعراقی شده است
مجاهدین خلق از کجا تا به کجا؟
راستی چه کسی در جهان شنیده و یا دیده که یک دیکتاتور، نفرات خانوادۀ تمامی اعضای خود، به جز اندکی که دست چین شده باشند را مزدور بخواند و انبوهی پدر و مادر پیر و خواهر و برادر نگران و فرزندان تشنۀ دیدار والدین را سگهای هار حکومتی بخواند؟ این چنین قرار بود رجوی ایران را آزاد سازد؟ اینهمه ددمنشی و رذالت از چه کسی دیده شده است؟
بازگشت خانواده های چشم انتظار گیلانی ازمسافرت به عراق
خانواده ها با لغ بر دو هفته دم درب خروجی اشرف به انتظارنشستند. هرچه درتوان داشتند درحنجره خود متمرکز ومتکاثف کردند واسم عزیز در بند خود را فریاد کردند ولی گویی که فریاد رسی نبود!!. صحنه های مشابه روزانه تکرار شد شاید که دل سنگ و یخ زده سران سازمان به رحم بیاید تا فقط دقایقی ملاقات صورت بگیرد ولی هیهات ، هیهات که سازمان با فرافکنی بی انتها خانواده ها را به اصل نظام منتسب میکرد تا ازاین کانال بتواند اعضای غافل و نگون بخت خود را متقاعد بکند که دم درب، خانواده های شما نیستند بلکه اکیپ وزارت اطلاعات هستند
درنگی در لحظات شکست فروغ جاویدان
این عملیات نافرجام که بعنوان نقطه آغاز شکست کامل ماشین خشونت طلبی و ماجراجویی فرقه رجوی محسوب شد بخاطر اینکه بعد از آن هرکز عملیاتی با ابعاد سابق دیگر زمینه اجرایی پیدا نکرد و صرفاً برای خالی نماندن زمان و دلگرمی بازماندگان در اردوگاه اشرف بازگشتی البته ناموفق به شکل عملیات تروریستی تحت عنوان چریک شهری انجام شد که کاملاً محدود بود و بخاطر دادن و یا حفظ روحیه افراد نگهداشته شده در کمپ اشرف انجام میگرفت
نامه افشاگرانه علیرضا نصراللهی نسبت به تحرکات مجاهدین بر علیه خانواده اش در ایران
آقای مجیدی بس کن تا کی میخواهی به اینو و آن زنگ بزنی؟ تا کی میخواهید مردم رو بکشتن بدید؟ به خواهر من میگه ؛مگه علیرضا ایران نیامده مگه شما اونو ندید؟ ببین بذار خیالت رو راحت کنم جواب سئوال تو پیش منه من ایران نرفتم و نمیخوام برم تو اگر سئوالی داری از خود من بپرس چرا می خواهید آب را گل آلود کرده و خانواده منو در مقابل خطر قرار بدی؟ اگر تو راست میگی چرا نمیری عراق و در کنار کسانی که بقول خودت دارن آنجا”مبارزه” میکنند قرار نمیگیرید؟
چه کسی مسئول رنج مداوم خانواده های اعضای گرفتار در پادگان اشرف است؟
عده ای بی گناه شامل اعضای گرفتار در داخل فرقه و همچنین خانواده های رنج کشیده آنان قربانی یک پارادوکس و یک کشمکش در سیاست غرب شده اند. آن بخش از غرب که زیر نفوذ صهیونیست هاست ظاهرا با جمهوری اسلامی مشکل دارد. اما خانواده ها تنها یک مشکل دارند و آن اینست که ماه هاست در چند صد متری عزیزان خود مستقر هستند ولی معلوم نیست چرا نمی توانند با آنها آزادانه دیدار داشته باشند. چه کسی مانع است؟