تقاضای واکنش سریع در قبال حفظ امنیت جانی افراد گروگان گرفته شده در کمپ اشرف
هشت ماه پس از امضای توافقنامه بین دولت عراق و سازمان ملل که مبنا و نقشه راهی برای اجرای طرح اخراج صلح آمیز افراد کمپ اشرف از کشور عراق است، هنوز نه دولت عراق و نه نمایندگی سازمان ملل متحد دسترسی لازم به داخل این کمپ را ندارند. این در حالی است که وظیفه حفاظت و امنیت افراد داخل این کمپ بر عهده این دو نیرو گذاشته شده است. ساکنین سابق کمپ اشرف که توانسته اند در ماههای گذشته از چنبره این فرقه فرار کنند وضعیت داخل کمپ را وحشتناک معرفی می کنند.
جان و عمر سه هزار نفر از گروگان های کمپ اشرف و لیبرتی بازیچه خودخواهی های رجوی
زندانیان کمپ اشرف در ابتدا چوب ندانم کاری خود را می خورند زیرا عده ای از آنان بدلیل داشتن ایدئولوژی کور اسلام کومونیستی جذب این سازمان شده اند و بیشتر اعضای آن جوانی و عمرشان بخاطر دیدن عکس مار روی دیوار بطرف سازمان جذب شده اند عده بسیار اندکی نیز از روی ناچاری و در خطر بودن جانشان. سازمان مجاهدین خلق برای جذب اعضا از کثیف ترین شیوه های ممکن استفاده می کرد..
ارتش آزادیخواهان یا تروریستها؟
میگویند دزد دزد را زود پیدا میکند و دانشمند دانشمند را. فرقه خرابکار مجاهدین خلق با ارتباط و به اصطلاح اظهار دوستی و نزدیکی به مخالفان خشونتگرای دولت سوریه بار دیگر پرده از روحیه جنگ طلب سران فرقه برداشت. فرقه مجاهدین خلق هرجا که بوی خون و خونریزی باشد سروکله اش آنجا پیدا میشود. استفاده ارتش به اصطلاح آزاد سوریه از تجربیات تروریستی و خرابکارانه کارشناسان نظامی فرقه مجاهدین ضدخلق و ضد ایرانی، دستاورد انسانی و پیروزمندانه ای برای هیچ کدام از طرفین به بار نخواهد آورد.
همسویی تروریست های سوریه با رجوی های تروریست
اعلام حمایت سران فرقه از این جنایت کاران نشان از همسویی همه تروریست ها با همدیگر دارد به گونه ای که سر کرده تروریست های سوریه علنا به مریم قجر اظهار داشت که ما از تجربیات شما در انقلاب خودمان!! (سربریدن و قتل و غارت و انفجار ترور و له کردن اکراد زیر تانکهای اهدایی صدام) استفاده خواهیم کرد و در سوریه از شما استقبال می کنیم که البته باید گفت این تشکر به خاطر این می باشد که مریم قجر خوب توانسته شیوه های کشتار مردم بی گناه و سربریدن و حلق آویز کردن را به آنها آموزش دهد.
حسن نیت یا به کشتن دادن نفرات اشرف؟
بعد از اینکه لابی های سازمان در غرب نتوانسته اند امتیازی برای رهبران فرقه بدست آورند و از طرف دیگر با پاسخ دندان شکن دولت آمریکا مبنی بر خروج بدون قید و شرط و ایستادگی دولت عراق و نماینده سازمان ملل آقای کوبلر مواجه شدند مریم قجر تنها راه چاره را در این دیده است که با پیش شرط گذاشتن مسخره ای برای آمریکایی ها اعلام کند که با انجام انتقال باقی مانده افراد موافقت نموده است. ولی نه تنها آمریکایی ها هم پاسخی به سران فرقه ندادند بلکه سفیر آمریکا در عراق به همراه سایر مسئولین سازمان ملل به اشرف رفته و آخرین هشدار برای خروج همه نیروها تا نیمه مهر امسال را به آنها داده اند.
درگیری اعضای مجاهدین با پلیس عراق در اردوگاه اشرف
رسانه های عراق اعلام کردند: درگیریهای پراکنده ای بین اعضای گروه مجاهدین ساکن اردوگاه اشرف با پلیس اداره کننده این منطقه رخ داده است. یک منبع آگاه با اعلام این خبر افزود: اعضای گروه تروریستی مجاهدین با کارد وچوب به پلیس اردوگاه حمله کرده اند. این منبع همچنین علت در گیری را بازرسی اعضای این گروه تروریستی در هنگام انتقال به اردوگاه لیبرتی توسط پلیس عراق اعلام کرد، که در این بازرسی ها مقادیر زیادی ادوات نظامی در بین وسایل آنها یافت شده و آنها قصد ورود این تجهیزات به اردوگاه لیبرتی را داشتند.
انتقال ۴۰۰ عضو دیگر مجاهدین به کمپ ترانزیت
دیروز دوشنبه، 400 نفر دیگر از 1200 عضو باقیمانده مجاهدین در اردوگاه اشرف، به لیبرتی منتقل شدند و عملیات تفتیش این افراد نیز، صبح دیروز صورت گرفت. یک مقام مسئول امنیتی گفت که نیروهای امنیتی ناظر بر انتقال مجاهدین به لیبرتی، در میان چمدانها و لباسهای زنانه عناصر این گروه برخی تجهیزات نظامی یافتهاند. در میان چمدانها و لباسهای آنها، میزان زیادی لباسهای ضد گلوله، کفشها و لباسهای نظامی کشف شد و علاوه بر آن، تعدادی دوربین دید در شب که بیشتر کاربرد نظامی و جاسوسی دارد، در میان وسایل مجاهدین کشف شده است.
مخالفت عراقیها با حذف نام مجاهدین از فهرست تروریستها
عراقیها معتقدند که حذف نام گروه مجاهدین از فهرست سازمانهای تروریستی موجب افزایش فشارها بر بغداد برای اسکان عناصر این گروه در پوشش پناهندگان خواهد شد. «احمد عزیز» گفت: حذف صفت تروریسم از سازمان مجاهدین خلق یا هر سازمان دیگری توجیه موجود برای عدم پذیرش آنها را از بین میبرد و چنین اقدامی موجب افزایش فشار دولتهای غربی بر بغداد برای ابقای عناصر این سازمان در خاک عراق خواهد شد.
سرانجام فرقه رجوی (مجاهدین خلق) و وظائف ما
رهبری فرقه تروریستی مجاهدین بعد ازمدتها ممانعت از انتقال باقیمانده افراد گرفتار در پادگان اشرف ؛مجددا با شرایط اعلام شده از سوی دولت عراق ونماینده سازمان ملل موافقت کرده است و از پیش شرطهای ششگانه قبلی عقب نشینی کرده ودر اطلاعیه این فرقه،مریم رجوی صرفا به واژه”انتظار” دارد قناعت کرده است که بکار گیری این نوع ادبیات از درماندگی بیش از پیش این فرقه حکایت دارد وجای تبریک به همه کسانی است که رجوی را به سقوط از عرش اقتدار به سنگفرش التماس کشاندند بویژه جای صد تبریک وصد دست مریزاد به خانواده ها دارد که سنگ بنای اضمحلال امروزی فرقه رجوی محسوب میشوند.
افراط گری، خشونت طلبی و عقده گشایی های جنسی،فصل مشترک «ارتش آزادیبخش مجاهدین» و «ارتش آزاد سوریه»
پر واضح است که این نوع رفتار و برجسته کردن نزدیکی رهبری مجاهدین با باصطلاح ارتش آزاد سوریه حاکی از تلاش مجاهدین برای کسب مشروعیت و مقبولیت برای آلترناتیو خودفرخته در نزد مردم ایران و پاک کردن سوابق سی سال وطن فروشی و خیانت به مردم ایران و خدمتگذاری به بیگانگان است. اما جدای از اهداف مرحله ای و مصلحت گرایانه مجاهدین، آنچه که باعث میشود ایندو جریان ضد مردمی و ضد انقلابی بهم نزدیک شوند طبیعتا اعتقادات و اَعمال بغایت افراطی و خشونت طلبانه، مناسبات فرقه گرایانه و ضد ملی و همچنین حفره های شخصیتی در موضوعات جنسی است.
مجاهدین و بحران افکنی در سوریه
مقامات سوری درباره این که مجاهدین خلق در ترکیه و همچنین مناطق نیمه مستقل کردستان در شمال عراق، به تروریست ها آموزش های نظامی می دهند، هشدار دادند. در مقاله مشهور سیمورهرش که با عنوان « مردان ما در ایران » در نیویورکر چاپ شد و گزارشی مفصل از کمپ های آموزشی نظامی و جاسوسی مجاهدین خلق در صحرای نوادای امریکا داد، نویسنده با منابع گوناگونی مصاحبه می کند تا صحت گزارش ها را بررسی کند. برای نمونه وی از یک مقام ارشد پنتاگـــون می نویسد که شرح می دهد چگونه مجاهدین خلق این چنین برای غربی ها کارآمد شدند.
سماجت ها، لجاجت ها و رجوی ها
پذیرش ورود جامعه جهانی به مسایل مجاهدین و حضور 25 ساله اش در خاک عراق شکست بزرگ استراتژیکی بود که نشان دهنده این است که هر سرکشی و قلدری مجاهدین سریعا سر از بالاترین مجامع حقوقی جهانی درآورده و این برای مجاهدین خیلی بیش از گذشته سنگین تمام میشود طوری که انسان را به یاد شعار قدیمی می اندازد که « مجاهدین زیر بار زور نمی روند مگر اینکه سمبه خیلی پر زور باشد » این داستان حکایت امروز و فردای مجاهدین و رهبر ورشکسته و در هم شکسته آنان است که هر روز مجبور به اتخاذ موضعی است که با مواضع دیروز اش در تضاد و مقابله است.