جنگ نرم و بازی با کارت مجاهدین
ترور دانشمندان ایرانی و اعتراف مقامات امریکایی به استفاده موساد از عناصر مجاهدین پالس روشنی از طرح دراز مدتی ست که سیاستگذاران پنتاگون، سیا و سرویس جاسوسی موساد تدوین و عملی کرده اند.به نظر می رسد تبیین و استفاده از راهکار منطقی و مبتنی بر اهداف مرحله ای و روشن در جلوگیری از طعمه شدن عناصر مجاهدین از سوی بیگانگان و دشمنان ملت بزرگ ایران در شرایط کنونی یک ضرورت اجتناب ناپذیر است.
عقب نشینی و اخراج مفتضحانه فرقه رجوی از سنگر استراتژیک اشرف – قسمت آخر
خانواده ها در حقیقت اکنون مزد تلاشهای خستگی ناپذیرخود را بصورت مادی می بینند بازشدن درب زندان مخوف اشرف و خروج نیروها یک گام بیشتر تا آزادی اسیران و به آغوش کشیدن آنها باقی نمانده است.خانواده ها باید فشارهای خود را دو چندان کنند اینبارشرایط کمپ ترانزیت (لیبرتی) با اشرف فرق دارد. دست آنها برای مراجعه به مراجع بین المللی از قبیل سازمان ملل و صلیب سرخ بازتراست.دیگرخانواده هایی که هنوز موفق به رفتن به کمپ نشده اند فرصت خوبی دارند که با دیگرخانواده ها همگام شوند و آزادی اسیران خود را رقم بزنند.
بررسی وضعیت فرقه مجاهدین در عراق – قسمت دوم
رهبری مجاهدین از قول این 397 نفر به آقای «بانکی مون » اعلام کرده که شما قبلا به ما گفته بودید مساحت کمپ در مجموع 683هزار مترمربع هست، اما الان ما متر کردیم حدود 83هزار متر از مساحت اعلام شده کمتر است. این بهانه خیلی مضحک است، اما قطعاً این بهانه است ولی از یک واقعیتی هم پرده بر میدارد، همانطور که ما سفری در چند ماه قبل به عراق داشتیم، البته خود شما هم بیش از دو دهه در عراق در پادگان اشرف حضور داشتید، در آن سفر برای من و سایر دوستان به یقین روشن شد در یک مساحت 6 کیلومتر در6 کیلومتر کمپ اشرف بود اساساً افرادی در اشرف بودند ولی سالها همدیگر را نمیتوانستند ببیند
اردن، تبعیدگاه آرمانی مجاهدین؟
اردن چند امتیاز دارد؛ اول این که کاملا با امریکا و اسرائیل هماهنگ است و این ها می توانند اطمینان داشته باشند که اگر در این کشور مستقر شوند، به هیچ وجه در تعامل با ایران مورد معامله قرار نمی گیرند. چون رابطه اردن با ایران ضعیف است و کاملا در اختیار رژیم صهیونیستی و امریکا است. مجاهدین ابایی ندارند که با امریکا و رژیم صهیونیستی و حتی دشمنان فلسطین در ارتباط باشند. از طرف دیگر گروه مجاهدین ارتباط تنگاتنگی با رام الله و محمود عباس دارند. نکته دیگر این است که مجاهدین قبلا در اردن تشکیلاتی داشته اند و در این کشور حضور دارند و در حال حاضر هم دفتر رسمی دارند.
گفتگو با ابراهیم خدابنده
اردوگاه اشرف ظرفی بود که رجوی توانست نیروهایش را در آن جمع کند. فرقهها کلا به دنبال جایی هستند که ایزوله از محیط خارج باشد، چراکه نمیخواهند اعضایشان با محیط پیرامون ارتباطی داشته باشند. برای همین ساکنین اردوگاه اشرف ارتباط تلفنی با بیرون نداشتند، اینترنت نداشته و ندارند. فقط اینترانت یا شبکه داخلی و تلویزیون مداربسته دارند. آنجا کسی موبایل ندارد و تنها مسوولان ارشد حق استفاده از موبایل آن هم تحت ضوابط خاص را دارند.
مصاحبه با خانم بتول سلطانی در مورد آخرین وضعیت مجاهدین در عراق – قسمت چهارم
رجوی بعد از فرستادن اولین گروه که با سر و صدای زیاد تبلیغاتی هم اینکار را کرد و هر ماری هم که داشت انداخت طبق آخرین واکنش ها نیز گفت که در کمپ ترانزیت (لیبرتی) مار و افعی هست خلاصه همه اینها برای این بزرگنمائی بود که بگوید من از اشرف و همه چیز خود مایه گذاشتم حالا شما چی؟ یعنی انتظارش این بود که حداقل موضع آمریکا اعلام خروج رسمی این سازمان از لیست سازمانهای تروریستی باشد اما به نظر من رجوی بسیار اندوهگین و در حال احتضار سیاسی است برای اینکه حتی خانم کلینتون نگفت که از لیست خارج می شوند بلکه گفت بستن را ملاک تاثیر مهم در تصمیم گیری می داند.
عقب نشینی و اخراج مفتضحانه فرقه رجوی از سنگر استراتژیک اشرف – قسمت سوم
خروج فرقه رجوی ازاشرف یعنی مرگ استراتژی رجویهاست. رجوی بارها گفته بود که عقب نشینی از اشرف یعنی پذیرش انحلال تشکیلات.او روی حمایت امریکا و دیگرکشورهای اروپایی برای ماندن دراشرف خیلی حساب بازکرده بود.ولی علنا دید که به یک کارت سوخته تبدیل شده است.وحتی نماینده خود امریکا درعراق هم برخروج این فرقه ازاشرف تاکید کرده بودند و با رد این درخواست مریم رجوی که امریکاییها باید حفاظت اشرف را بپذیرند مشت محکمی به دهان او زد.
بررسی وضعیت فرقه مجاهدین در عراق – قسمت اول
پر واضح است که اینجا یک کمپ نظامی هست و خود شما هم نظامی هستید و یک عمر با اسلحه سرو کار داشتید، خوب یک دولتی مثل دولت عراق آمده و یک کمپی را در اختیار شما قرار داده و مشخص است که باید نیروهای خودش در آنجا حضور داشته باشد تأمین امنیت اش، نظارت اش و همچنین کنترل اش بر عهده این کشور است و شما هم ایرانی هستید و یک نیروی خارجی محسوب میشوید و بهر حال باید بداند شما آنجا چکار میکنید اینکه اتفاقی نیفتد و حادثهای بوجود نیاید خوب طبیعتاً میتواند حضوراش نظامی هم باشد خوب این در یک کشور آشوب زده چه اشکالی دارد که اعتراض میکنید؟
عقب نشینی و اخراج مفتضحانه فرقه رجوی از سنگر استراتژیک اشرف – قسمت دوم
اساسا باید گفت که رجوی بنیاد و استراتژی خود را دراشرف بنا گذاشته بود.سال 65 وقتی که مبارزه چریک شهری درداخل کشورضربات مرگباری دریافت کرد و به کلی منهدم شد کشور فرانسه کلا دید که حضور مسعود و مریم رجوی در خاک فرانسه هیچ منفعت سیاسی برای آنها ندارد و کلا به دیگرسخن تاریخ مصرف وی به سرآمده. پس دست از حمایت این تروریستها برداشتند وخواهان خروج آنها ازخاک فرانسه شدند رجوی که کاملا بلحاظ استراتژی جنگ مسلحانه شهری به بن بست رسیده بود و ازآنجایی که صداقت و ظرفیت انتقاد از خود را نداشت دست به یک خودکشی دیگر زد و راه عراق را در پیش گرفت.
مسئول بلند مرتبه سابق سازمان مجاهدین خلق به سؤالات پاسخ میدهد
نهایتا در مرحله آخر این سیستم مانیپولاسیون ذهن، آنان از من خواستند تا خودم، هویتم و شخصیتم را هم طلاق بدهم؛ من سعی کردم و بخش بزرگی از آنرا هم واگذار نمودم، ولی دیگر بیشتر از آن نمیتوانستم و لذا فرار کردم. صادقانه بگویم ادعاهای دیگران را که میگویند آنان به فلان درک و بهمان شناخت رسیدند را نمیفهمم و نمیتوانم قبول کنم، چرا که فکر میکنم کسانی که تحت مانیپولاسیون ذهن در یک فرقه مخرب هستند هیچ شانسی برای دیدن واقعیات ندارند و هیچ درکی نسبت به آنچه که میگویند و انجام میدهند نمیتوانند داشته باشند
عقب نشینی و اخراج مفتضحانه فرقه رجوی از سنگر استراتژیک اشرف – قسمت اول
با توجه به اینکه پادگان اشرف درطی سالیان بعنوان نماد و ظرف تشکیلاتی فرقه رجوی تلقی میشد و درحقیقت رجوی ها تمامی سرمایه های مادی ومعنوی خود را دراین پادگان متمرکز کرده بودند با عقب نشینی و اخراج اولین گروه، یک ضربه سخت بر پیکر تشکیلات پوسیده رجوی وارد می شود.چرا که سرکردگان این فرقه علیرغم تمامی شعارها در حفظ اشرف به هرقیمت بالاخره مجبور به عقب نشینی از تمامی این شعارها شدند
ایستادگی خانواده ها رجوی را مجبور به پذیرش انحلال اشرف کرد – قسمت دوم
اکثر افراد از ته دل سنگ نمی زدند بلکه تحت فشارهای تشکیلاتی مجبور به انجام این کار هستند. نمونه های زیادی وجود داشت که وقتی در اطراف این افراد کسی از فرقه نبود، آنها شروع به برقراری ارتباط با خانواده ها نموده و با آنها درد و دل می کردند. بسیاری از آنها آنقدر سنگ را آرام پرت می کردند که چند متر هم آن طرف تر نمی رفت. اما بهر حال از ترس تشکیلات مجبور به این کار بودند.