ادعای مبارزه با تروریسم آمریکا، شبیه شوخی است

نویسنده برجسته ماهنامه هارپرز معتقد است: با وجود حمایت های آشکار و پنهان آمریکایی ها از برخی گروه های تروریستی از جمله مجاهدین، ادعای مبارزه با تروریسم آنها چیزی شبیه شوخی است تا واقعیت. «اسکات هورتون» با انتشار مطلبی در ماهنامه آمریکایی هارپر با طرح پرسشی در مورد ماهیت ادعاهای دولتمردان آمریکایی برای مبارزه با تروریسم معتقد است: واشنگتن در مقابله با تروریسم تا چه حد جدی است؟ هر از گاهی فضای رسانه ها پر می شود از اظهارات مظلوم نمایانه برخی افراد در مورد خطراتی که از جانب تروریست ها مردم را تهدید می کند. این اظهارات معمولا، با اعلام جنگ و ایستادگی در مقابل تهدیدات تا زمان حصول نتیجه نهایی همراه است. این یعنی آماده سازی برای جنگی بدون هیچ محدودیت مرزی و با دشمنانی مبهم و تعریف نشده و البته فاقد محدوده زمانی مشخص. اما اگر دقیق تر به این مسأله نگاه کنیم این موضوع، برای خودی ها فقط یک سوژه خنده است. اتفاقات اخیر مبین این نکته است که برای برخی از چهره های برجسته سیاسی آمریکا که از قضا با یک گروه تروریستی شناخته شده هم کاسه شده اند و سنگ آنان را به سینه می زنند و با پوششهای مختلف از آنان پول دریافت می کنند، این سوژه خنده، موضوع جدیدی نیست. شاید به این دلیل است که این سیاستمداران از مطالبی آگاهند که اغلب ما مردم عادی از آن بی اطلاعیم! مطالبی مانند روابط و زد وبندهای پنهانی محافل اطلاعاتی با این تروریست ها. وزارت خارجه آمریکا در سال ۱۹۹۷ سازمان مجاهدین خلق ایران را به عنوان یک سازمان تروریستی معرفی کرد. این گروه که اغلب به عنوان یک فرقه از آن یاد می شود، ایدئولوژی خود را ترکیبی از اسلام، مارکسیسم و بزرگ نمایی در شخصیت رهبرانش قرار داده است و این در حالی است که رهبران این فرقه ادعا می کنند منکر خشونت و اقدامات تروریستی هستند اما سابقه آن ها مملو از دعوت به خشونت و خرابکاری برای دستیابی به اهداف پلید سیاسی است. دلیل عمده قرار گرفتن نام سازمان مجاهدین خلق در لیست سازمان های تروریستی، مجموعه ای اقدامات تروریستی است که سرآمد آن در دهه ۷۰ میلادی اتفاق افتاد که به دنبال آن، چند تن از کارکنان نظامی آمریکایی که در ایران حضور داشتند، توسط این سازمان مورد هدف قرار گرفته و ترور شدند. حال با وجود حضور این گروه در لیست تروریستی آمریکا، حمایت مادی از این سازمان یا دریافت پول از آنان، طبق قانون آمریکا اقدامی خلاف قانون است اما علی رغم این قانون، طرفداران این گروه تروریستی هفته گذشته در واشنگنتن کنفرانسی در حمایت از این سازمان برگزار کردند. در میان شرکت کنندگان این کنفرانس «میچل ریس»، مشاور ارشد میت رامنی نماینده جمهوری خواه انتخابات ریاست جمهوری آمریکا و «میچل موکازی» دادستان کل سابق حضور داشتند و هر دوی آن ها به وضوح موضوع قانون شکنی خود و عدول از قانون ضد تروریسم آمریکا را با مضحکه و طنز، به باد انتقاد گرفتند. حال پرسش اساسی این است که چرا باید چهره های سیاسی آمریکا علنا خود را با یک سازمان تروریستی همراه سازند؟ با مرور سوابق ارتباطات خارجی دولت های آمریکا با برخی گروه های تروریستی آیا نباید به این پاسخ رسید که آنان به خوبی از زوایای همکاری دولت مردانشان با گروه های تروریستی آگاهی دارند و بر این امر واقف اند که این سازمان ها بنا به اهداف آمریکا، آموزش می بینند، حمایت مالی می شوند و آخرین تسلیحات روز دنیا نیز در اختیار آنها قرار داده می شود؟ وقتی سیاسیون طرفدار گروهی همانند مجاهدین، از مفاد مجازات قانونی حمایت از یک گروه تروریستی در قوانین کشورشان اطلاع دارند اما طبق سنوات گذشته به حمایت های خود ادامه می دهند، آیا جز این است که از پیگرد قضایی بی نتیجه اقدام خود آگاه اند؟ البته ارتباط پنهان مجاهدین خلق با جوامع نظامی و اطلاعاتی آمریکا چندان هم مخفی نیست! گفته رسمی دولت آمریکا تصریح می کند که سازمان مجاهدین خلق پس از اشغال عراق توسط آمریکا در سال ۲۰۰۳، خلع سلاح شده و در پادگان اشرف محصور گردیده است اما آنچه شبهات موجود در خصوص حمایت آمریکا از مجاهدین را بیشتر دامان می زند، نظرات برخی چهره های مطلع اطلاعاتی آمریکا است. برخی از این چهره ها معتقدند ایالات متحده، سازمان مجاهدین خلق را در عراق مسلح نموده، اسکان بخشیده و از آنها محافظت کرده است و حالا پس از خروج ارتش این کشور، مقامات ایالات متحده تلاش می کنند تا اعضای این سازمان را به مکان جدیدی منتقل کنند، مکانی که در حال حاضر پایگاه لیبرتی است، ضمن اینکه طبق اخبار موثق، آمریکایی ها در حال فراهم کردن مقدمات برای انتقال اعضای این سازمان تروریستی به پایگاه دیگری هستند که به تازگی در کردستان عراق و در نزدیکی مرز ایران ایجاد شده است. رمزگشایی زوایای دیگری از ارتباط آمریکا و مجاهدین! نویسنده پایگاه نیویورکر، «سایمور هرش»، اخیرا موفق شد زوایای دیگری از روابط سازمان مجاهدین خلق با شاخه پنهان عملیات اطلاعاتی پنتاگون را به صورت مستند برملا سازد. وی در مورد مختصات پایگاهی در صحرای نوادا و در ۶۵ مایلی شمال غرب لاس وگاس اینگونه می نویسد: «اعضای سازمان مجاهدین خلق، از سال ۲۰۰۵ در همین مکان تحت آموزش های نظامی قرار می گرفتند. روابط مجاهدین با سرویس های اطلاعاتی غرب پس از سقوط رژیم عراق در سال ۲۰۰۳ تقویت شد و شاخه عملیات اطلاعاتی پنتاگون فعالیت خود را در ایران آغاز کرد تا شاید بتواند مدارکی جهت اثبات ادعاهای دولت بوش در مورد ساخت سلاح هسته ای بدست آورد و در همان زمان به صورت مخفیانه هزینه هایی به تعدادی از سازمان های مخالف دولت ایران جهت جمع آوری اطلاعات و در نهایت برای انجام فعالیت های تروریستی بر ضد رژیم پرداخت می شد. بر اساس گفته مقامات اطلاعاتی فعلی و گذشته، برخی از آن اقدامات که توسط آمریکا مورد حمایت قرار گرفتند، امروز نیز در ایران ادامه پیدا می کنند.» البته این نویسنده غربی به این نکته نیز اشاره کرده که دولت اوباما برنامه های آموزشی مجاهدین خلق را متوقف کرده اما از زمانیکه وی به ریاست جمهوری آمریکا رسیده، سران این سازمان تمام تلاش خود را معطوف کرده اند تا سیاست های اوباما را به سیاست های زمان بوش نزدیک کنند و همین موضوع بیانگر دلیل هزینه های هنگفت مجاهدین برای سخنرانی ها و سفرهای خارجی طرفداران خود در هردو جناح سیاسی آمریکا است؛ موضوعی که با فشار بیشتر بر پدال منابع مالی مجاهدین و خاصه خرجی های بیشتر برای سیاسیون آمریکایی همراه است تا به این وسیله، هزینه عدم همراهی یا عدم حمایت از مجاهدین را برای اوباما افزایش دهد. اخیرا شبکه «ان بی سی» اعلام کرد سازمان مجاهدین خلق در مجموعه ای از ترورهای حساب شده که دانشمندان هسته ای ایران را مورد هدف قرار داده است با اسرائیل همکاری می کند. تحلیلگر ارشد سابق سیا، «پال پیلار» اخیرا در یادداشتی، گزارش شبکه ان بی سی را مورد تائید قرار داد و علاوه بر این، وی اشاره دارد این گونه عملیات ها می توانند به عنوان عملیات های تروریستی نام برده شوند که با تعریف مورد استفاده دولت آمریکا در مورد گروه های تروریستی نیز سازگاری دارد. افرادی که از حذف نام سازمان مجاهدین خلق از لیست سازمان های تروریستی حمایت می کنند، مدعی هستند که مجموعه اقدامات تروریستی دهه هفتاد میلادی توسط یک سازمانِ اساسا متفاوت انجام شده است و سران سازمان مجاهدین خلق جدید، به آنان اعلام کرده بطور کامل با اهداف سیاست خارجی آمریکا سازگاری داشته و می تواند به خوبی در رویارویی نظامی احتمالی آمریکا با ایران، دولت آمریکا را همراهی کنند. آنها همچنین مدعی اند مجاهدین خلق اطلاعاتی بسیار خوبی در مورد برنامه سلاح های هسته ای ایران در اختیار جوامع بین المللی قرارداده است. ممکن است تمام این ادعاها درست باشد، اما به هیچ وجه سابقه سازمان مجاهدین خلق در بهره گیری از عملیات های تروریستی، نقض گسرده حقوق بشر و سوء استفاده از آن و همچنین فرهنگ خشونت آمیز این سازمان تروریستی را توجیه نمی کند. علاوه بر این، آمریکایی ها باید از تجربیات جنگ عراق و گروه هایی که با جمع آوری مدارکی علیه کشور خودشان اقدام به جنگ افروزی نموده تا شاید بتوانند خود را به عنوان دولت جایگزین به قدرت برسانند، استفاده نموده و درس گرفته باشند. دولت آمریکا در حال تسلیم است…! دولت اوباما در حال تسلیم شدن در مقابل فشاری است که دوستان سازمان مجاهدین خلق به او وارد می سازند. وزارت امورخارجه پیشنهاد کرده در صورتی که سرکرده مجاهدین با جا به جایی به شمال عراق موافقت کند، این امر فاکتور دیگری در جهت حذف نام مجاهدین خلق از لیست به شمار می آید و اگر سازمان مجاهدین خلق به این هدف خود دست پیدا کند، تصویر آمریکا در هیبت مقابله با تروریسم بیشتر شبیه یک کاریکاتور خنده دار خواهد شد و همچنین نشان خواهد داد امروز در آمریکا، هر چیزی را می توان با مقدار اندکی پول که به درستی هزینه شده به دست آورد.

برچسب ها
سرویس محتوا

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن