امکان تخلیه اشرف و جابجایی از سوی مجاهدین در مقاطع ۹ سال گذشته – قسمت دوم
سازمان به میزانی که بعد از خلع سلاح همچنان بر سوء استفاده از فضای ناامن عراق مصر شد و با رابطه زنی با امریکاییان و بستر سازی برای همه نوع همکاری های غیر متعارف و ضد ملی به عدم کناره گذاری مشی مسلحانه امیدوارتر شد به همان نسبت و مدار ضربات سهمگین سیاسی برای مدت زمان حضور خود در عراق بجان خرید. سازمان می توانست به دمکراسی در قالب تشکیلات بها داده و کسی را بخاطر فرار زیر ضربه نمی برد به هرحال از فضای بوجود آمده برای ترغیب افراد برای تعیین تکلیف خودشان و ماندگاری و یا رفتن شان از تشکیلات استفاده می نمود. ولی بازهم گفتنی است که ماهیتا سازمان کشش چنین انعطاف پذیری هایی را برای حفظ حرمت انسانها نداشته و ندارد.
امکان تخلیه اشرف و جابجایی از سوی مجاهدین در مقاطع ۹ سال گذشته – قسمت اول
اگر به سال 83 و تعیین تکلیف وضعیت استاتوی حقوقی سازمان برگردیم سازمان قبل از فرار اعضا از تشکیلات بسوی کمپ جداشدگان میبایست خود به اینکار یعنی ایجاد امکان آزادنه جدایی اعضای داوطلب مبادرت می نمود و اینکار درکنار اقدام اجرایی سازمان برای تخلیه و سپس جابجایی و اعزام به کشوری ثالث انجام می گرفت. سازمان با ریزش خیلی کم نیروهای خود مواجه میشد یعنی الان که سازمان بالاجبار و با پیام و توپ و تشر هیلاری کلینتون و مسئولین عراقی اشرف را تخلیه می کند و با سرافکندگی در انتظار تحقق فروش خود به یک صاحبخانه جدید میباشد و درزمان اخراج نیز با اجرای دستگیری تعدادی از فرماندهان خود توسط پلیس اینتر پل عراق مواجه خواهد شد
مصاحبه با خانم بتول سلطانی عضو سابق شورای رهبری مجاهدین در پاریس
من حداقل به نوبه خودم و همه بچه های جدا شده سالهاست که درخواستمان این است و خواهشمان این هست که بخصوص سران این سازمان بیایند پاسخگوی جنایتهاشون باشند پاسخگوی اون خودسوزیهای 17 ژوئن که بصورت کانالیزه شده و تشکیلاتی انجام گرفت و پاسخگوی سایر جنایتهاشون باشند اما خوب متأسفانه با توجه به اینکه سازمان هزینه های هنگفت مالی انجام می دهد از قبیل خرید پارلمانترها یا وکلا و فعالیتهای دیگری که می کنه و همواره از این پاسخگوئی فرار کرده است و من خوشحال هستم که شاید امروز شاید اینها در برابر پاسخگوئی قرار بگیرند.
کمپ لیبرتی، همچنان طناب دار رهبران مجاهدین
تاکنون پذیرفته شدن ساکنان لیبرتی در کشورهای ثالث (بعنوان درخواست حداکثری و مطلوب) هیچ چشم اندازی نداشته، و تقریبا به امری محال تبدیل شده است. به همین دلیل تبدیل لیبرتی به بعنوان کمپ دائم پناهندگی و تحت نظارت مستقیم ملل متحد (بعنوان درخواست حداقلی و از البته از موضع ضعف)، همچنین فروش اموال منقول و غیر منقول در قرارگاه اشرف که طبق برآورد خود سازمان چیزی معادل 500 میلیون دلار برآورد شده است اصلی ترین نگرانی و دغدغه، و لاجرم مبرم ترین خواسته رهبران مجاهدین بحساب می آید.
رجوی و ترفند اخراج بیماران!
کسانی را که حد اکثر 10 تا 12 سال است به این فرقه پیوسته اند (غالبا کسانیکه در زمان صدام با این فرقه نبوده اند) و اطلاعات اندکی از مزدوریهای رجوی برای صدام و جنایاتش در عراق دارند و یا اطلاعی ندارند ولی بعد از پی بردن به ماهیت کثیف فرقه ای و ضد انسانی و شکست استراتژی آن بنای مخالفت با تشکیلات رجوی و لگاریتم ضوابط و قوانین سرکوبگرانۀ فکری و روانی آن گذاشته اند قبل از اینکه در نتیجۀ تحولات جدید و نقل و انتقال به محل ترانزیت بتوانند فرار کرده و دست به افشاگری حداقل در رابطه با مناسبات سکتاریستی و فرقه ای دستگاه رجوی بزنند تصفیه کند
رجوی در اروپا!
حال، او هم اکنون جایگاه و موقعیت مناسبی ندارد. چه در مخفیگاهش و چه احیاناً برای رسیدن به اروپا و یا به زعم خودش با آنچه که تا کنون پشت سر گذاشته، به تهران. همه چیز بسته به مذاکرات و روابط غرب با تهران دارد. کسی که حداقل با خروج از ایران، باز هم می توانست در چنین بازیهایی شرکت نکند و حال او را در مقام کارت بازی شرکت ندهند، ولی او همانگونه که نوکرطلبی را دوست دارد، ارباب طلبی را هم دوست دارد و این دو مکمل همدیگرند.
چند نکته درباره پیام ۱۲ اردیبهشت رجوی
اینکه رجوی به اذعان و اعتراف خودش از تمامی اهرم ها و قابلیت های موجود بین المللی از جمله سازمان ملل، نهادهای حقوق بشری، کمیساریای عالی پناهندگان، صلیب سرخ جهانی و … و حتی نقش و جایگاه آمریکا در این میان به صورت کاملا ابزاری و تا آنجا که هدف های او را همسویی و دنبال کند، استفاده نموده و هر کجا هم که زاویه ای ایجاد شد به قول خودش از آنها عبور می کند و می رود دنبال روش های فرقه ای از جمله آنچه در جریان ۱۷ ژوئن سال ۲۰۰۳ در فرانسه و دهها مورد دیگر انجام داد.
غرب نباید از مسئولیت خود در قبال تروریستهای بازنشسته مجاهدین شانه خالی نکند
تا کنون نه کشورهای اروپایی و نه امریکا هیچ حرکت عملی مثبتی در جهت قبول تعدادی از این افراد فرتوت و بیمار نداشته اند. این کشورها نباید فراموش کنند که دولت هایشان به همراه دیگر سیاستمداران غربی سالهای سال از وجود این قربانیان بهره برده اند. اعضای سازمان مجاهدین خلق سالهای سال بطور مستمر در مقابله غرب با ایران مورد بهره برداری و استثمار قرار گرفته اند. بسیاری از آنها در همین راستا بهترین سالهای زندگی خود را در کمپ های زمان صدام حسین تحت فرمان رهبران فرقه گذرانده اند. اکنون عجیب نیست اگر از مسئولین این کشورهای غربی بخواهیم تا زمان بازپرداخت را فراموش نکنند. بازپرداخت به قربانیانی که اکنون نیازمند هستند.
خانم قجر، اسب پیر دیگر بدرد بارکشی نمی خورد!!
حتی کشورهای اروپایی هم چون فرانسه و انگلیس و… که مدتهاست به اصطلاح این سازمان را از لیست تروریستی خارج کردند و در مذاکرات نمایندگان سازمان ملل و با دولت عراق چراغ سبزهایی برای پذیرش اعضای سازمان به کشورشان دادند , امروز حتی حاضر به پذیرش اعضایی که تابعیت کشورشان را دارند نمی باشند. کشوری چون فرانسه که از بدو شروع اعمال تروریستی به اصطلاح مبارزه مسلحانه سازمان , رجوی و همقطارانش را پذیرفته و پایگاه اورسورواز را به عنوان پایگاه فرماندهی و اصلی ترورها در داخل ایران در اختیارشان گذاشته حاضر به پذیرش آنها نیست.
حاشیه های انتقال گروه پنجم، تهدیدات مریم رجوی و تغییر شرایط
تهدیدات مریم رجوی از این نقطه به بعد صرفا بار تبلیغاتی خواهد داشت و با توجه به شرایطی که مجاهدین در حال حاضر در آن قرار دارند، عملا راهی جز تخلیه کامل قرارگاه اشرف و آنهم بطور مسالمت آمیز که شرط هموار شدن مسیر آنها به کشورهای ثالث نیز هست، برایشان باقی نمانده است. هرچند همچنان تهدید به اعمال خشونت آمیز در انتقال گروههای بعدی کنند که بیشتر مصرف داخلی خواهد داشت..
مجاهدین از انقلاب ایدئولوژیکی تا کمپ ترانزیت
شما که این همه سنگ این انقلاب را به سینه می زدید و مدعی بودید که حتی همه زنان و مردان جهان را تحت تاثیر این خیمه شب بازی قرار داده اید و همواره می گفتید که بزرگترین سرمایه تان اینست و همه ناراضیان را سرکوب می کردید و کسی جرات مخالفت با این به اصطلاح انقلاب مریم را نداشت و همه اش مریم خانم می گفت انقلاب انسان را زیبا می کند. پس چی شد که این انقلاب نه تنها کسی را زیبا نکرد و نه تنها در این لحظه نابودی بدردتان نخورد بلکه بیشتر چهره کریه شما را نمایان کرد و دروغهای شما را آشکار نمود
اعتراف رجوی های دیکتاتور به سانسور و خفقان حاکم بر اسیران در اشرف
علاوه بر دستگاه های ارتباط تلفنی می توان به دستگاه ها و تجهیزات صوتی و تصویری نیز اشاره نمود. در اشرف تلویزیون تنها در سالن های غذاخوری و یا اتاق فرماندهان فرقه یافت می شد و بقیه افراد از داشتن آن محروم بودند و وجود آن در بقیه اماکن ممنوع بود. تلویزیون های سالن های عمومی، مدار بسته بوده و فقط در هنگام ناهار یا شام، اخبار و برنامه های مشخص شده از طرف پرسنلی کل قرارگاه اشرف را پخش می کرد. استفاده دیگری که از تلویزیون در اشرف می شد، پخش نوارِ نشست های مغزشویی رجوی ها بود.