خروج احتمالی سازمان از لیست تروریستی
مصاحبه سایت ایران قلم با محمد حسین سبحانی با تشکر از شما، پیرو فعالیت های لابی سازمان مجاهدین خلق در لندن که به گرایشات و راه حل های جنگ طلبانه در منطقه خاورمیانه نزدیک هستند، در سی نوامبر سال 2007 دادگاه ویژه ای در لندن به درخواست تعدادی از اعضای مجلس های عوام و اعیان بریتانیا، حکمی را صادر کرد که بر مبنای آن تصمیم دولت انگلستان برای گذاشتن نام سازمان مجاهدین خلق در لیست گروه های تروریستی را نادرست دانسته بود. در مورد این حکم دادگاه در همان مقطع یعنی آذر ماه سال 1386 برابر با نوامبر 2007 وزیر کشور بریتانیا اعتراض خود را به دادگاه در مورد صدور این حکم اعلام کرده بود که روز گذشته (هفتم مای 2008) این دادگاه مجدداً حکم قبلی خودش را تاکید کرده و دلیل آن را عدم فعالیت تروریستی سازمان مجاهدین خلق از سال 2001 عنوان کرده است.
سخنی کوتاه با
نتیجه ای که از صحبت های جدا شدگان اخیر می توان گرفت این است که این فرقه در درون بطور جدی با مشکل مواجه شده وبرای جلوگیری از فروپاشی دست به هر شیادی وحقه بازی می زند،چشم اندای که در انتظار این گروه است و در واقغ انتظاری غیر از این هم نمی توان داشت تنها چشم انداز فروپاشی است.
دوران اسارت در کمپ امریکایی ها – قسمت چهارم
حدود ساعت 8 شب پس از 16 سال رزمنده گری با یک دست لباس تنم راهی کمپ آمریکایی ها شدم. اتوبوس مملو از نفرات بود گویی داشتیم به نشست خواهر مریم می رفتیم، راستی یادم رفت بگویم که ترکیب مان هم کامل بود از (MO) یا عضو 20 ساله تا (K2) یعنی کادری که یک سال است آمده در اتوبوس بودند. اتوبوس جلوی درب شمالی قرارگاه که همان درب ورودی زاغه مهمات بود ایستاد، چند سرباز آمریکایی وارد شدند و سرشماری کردند و همراه ما به سمت کمپ (TIF) راه افتادیم که بعدا به (TIPF) تعییر اسم داد و سپس به(ARK) تغییر کرد.
نقض حقوق بشر در مناسبات فرقه تروریستی رجوی – قسمت 12
خیلی زجر آور بود روان و ذهن ما را تحت فشار وحشتناک گذاشته بودند به طوری که حس می کردیم واقعا به بن بست رسیدیم.احساس عجز وناتوانی به ما دست داده بود. از طرف دیگر به خودم می گفتم: چرا مونده ام اشرف؟ و در جستجوی راه حلی برای فرارازاین فضای جهنمی بودم. ما بعد از آزادی از اسارت سازمان در اینجا داریم از شرایطی صحبت می کنیم که نیروهای سازمان در عراق در آن قرار داشتند.
گفتگوی انجمن نجات با آقای نصوری
طی مدتی که با سازمان بودم بارها خواهان ارتباط با خانواده ام شدم که میگفتند امکان تماس وجود ندارد. هر سال کارت تبریک عید مینوشتم و میدادم که بعدا فهمیدم هیچکدام را نفرستاده اند. تنها دو ماه قبل از جدای ام یعنی بعد از 18 سال در عراق خواستند که با خانواده ام تماس بگیرم که تعجب کردم چگونه امکان تماس فراهم شده است. بعدا معلوم شد که صرفا جهت جذب نیرو و پول بوده است. من آنزمان گفتم که من ردی از خانواده ام ندارم که تلفن های مرا آوردند ولی بعد به خودم ندادند و بردند. من با خانواده ام با محل های ساختگی درخواست فرستادن اقوام و پول کردم ولی وقتی به TIPF رفتم توانستم مجددا آنها را پیدا کرده و عین حقیقت را به آنها بگویم و درخواست هایم را منتفی کنم.
باورشان نمی شد از داخل زنگ می زنم
بدلیل در لیست تروریستی قرارداشتن آنان در کشورهای آمریکا و اروپایی دیگر مثل قبل نمی توانند عکس العمل جدی داشته باشند و در صورت شکایت، شدیدا مورد برخورد پلیس قرار می گیرند ولی در رابطه با آمدنم برخورد کوچکی داشتند و چند نفر از نیرو های خود را به محل کارم به بهانه صرف غذا فرستادند من ابتدا اصلا آنها را نمی شناختم ولی موقع خروج با همکار ایرانیم شروع به صحبت کردند و سعی داشتند که با طعنه و تمسخر و توهین و… مرا نزد همکارم خراب کنند. آنها در واقع منتظر عکس العمل من بودند تا با من برخورد فیزیکی کنند که دوستم آنها را از رستوران خارج کرد.
بازگرداندن تبعیدیان به ایران
شوستر: از نظامیان سازمان مجاهدین خلق در قرارگاه اشرف بیش از 200 نفر خودشان قرارگاه را ترک کرده و در قرارگاه انتقالی که آمریکایی ها در مجاورت آنجا برپا کرده اند زندگی میکنند. این افراد به گفته آرش صامتی پور میخواهند سازمان را ترک کنند ولی الزاما مایل نیستند به ایران بازگردند.
مرگ در غربت…
دلیل دیگر آن که مشخصا می تواند به مرگ حسن میرزایی مرتبط باشد، تلاش سازمان یافته مجاهدین برای قفل کردن تیف و مسدود کردن مجراهای خروجی آن است. توافق ضمنی مجاهدین و آمریکایی ها در خصوص معلق نگه داشتن افراد حاضر در تیف به قصد جلوگیری از ریزش های قابل پیش بینی در اشرف یکی از همین اقدامات هماهنگ شده است که تا زمان حاضر و پس از گذشت بیش از 5 سال کماکان ادامه دارد. این رویه در نهایت اعضای تیف را ناگزیر به اتخاذ تصمیمات فردی برای برون رفت از موقعیت بلاتکلیفی نموده است.
کسی بدون اطلاع رهبری نفس نمی کشه
مسئول ما هم از لایه های انقلاب کننده بود و الباقی نفرات بخش ما هنوز انقلاب نکرده بودند نصف بیشتر ما مجرد بودیم و بقیه که شامل خواهر و برادرها (زنها و مردها) متاهل بودند. بعضی ها بدلیل بچه دار بودن هر شب به اسکان می رفتند و در حقیقت آنها کسانی بودند که یا با بچه خردسال وارد سازمان شده بودند یا بچه هایشان در سازمان بدنیا آمده بودند.
بلاتکلیفی ایرانیان تبعیدی در عراق
ما هم اکنون شما را در جریان وضعیت گروهی قرار میدهیم که یک سازمان تروریستی یا حتی یک فرقه خوانده میشود. این گروه با این موارد خوانده میشود ولی همچنان تحت حمایت نظامیان ایالات متحده است. این یک گروه ایرانی است. آنها میخواهند دولت ایران را سرنگون کنند و در حال حاضر در تبعید در عراق بسر می برند.
الگوهایی از جنس تروریسم
او از طرفی در زمان جنگ از صدام می خواست بیش از گذشته به ایران حمله کند و در برابر مردم ایران از سلاح های بیشتری استفاده کند، کشتار بیشتری به راه بیندازد و از طرفی گوشه چشمی هم به باند او برای نشان دادن خوش خدمتی و طبیعتا باز کردن جایی برای آنها در اندیشه های ایران آینده داشته باشند. رجوی هیچگاه در برخوردهایش با صدام از خود به عنوان تنها عامل و نجات بخش ایران نام نبرد و همیشه از موضع ضعف درمقابل صدا م ظاهر شد، گویی هیبت و جلال ظاهری” سیدالرئیس” بیش از آن بود که رجوی بخواهد از خود در پیشگاه صدام– حداقل – به عنوان یک آلترناتیو قوی نام ببرد.
ارتش ورشکسته – قسمت هشتم
مسئولین فرقه کاملاٌ ذلیل وعاجز شده بودند و نمیدانستند که چه کار باید بکنند. سرانجام طی مذاکرات محرمانه ای که بین سران فرقه و آمریکائی ها صورت گرفته بود آمریکائی ها اعلام کرده بودند که اگر مجاهدین تسلیم شوند و در مراحل بعد از تسلیم نیز با نیروهای آمریکائی همکاری کامل داشته بودند آنان نیز در عوض بمباران و مورد هدف قراردادن پایگاههای فرقه را متوقف خواهند کرد.