مجاهدین خانه ام را گرفتند و خانواده ام را متلاشی کردند
مثلا” چقدر کمک می کنی؟ شوهرم احساس کرد روزنه نجاتی یافته است و جواب داد: می توانم منزلم را بفروشم و پولش را برای سازمان بفرستم. این حرف شوهرم صرفا” یک معامله یی بود که می خواست برای نجات هر دو نفرمان انجام بدهد. اما مجاهدین با برنامه ریزی روی همین حرف ما را از زندگی ساقط کردند
رجوی شیوه های شکست خورده و منتهی به خیانت را تجربه می کند
“مطالعه تاریخ تحولات معاصر ایران نشان می دهد کسانی که به حفظ و اعتلای ایران و استقلال آن باور نداشته اند، همواره در معرض سوء استفاده قدرت های بزرگ قرار گرفته اند و در خصوص وضعیت و سمت و سوی مجاهدین بنی صدر در زمره اولین کسانی بود که این سرنوشت را برای مجاهدین پیش بینی کرد،
نقض حقوق بشر در مناسبات فرقه تروریستی رجوی – قسمت ۹
مهران کریم دادی: بله، دقیقا این عبارت را بکار می بردند که در مناسبات حلقه ضعیف شدی و در همه مسائل ضعف داری یا اگر در عملیات جاری شرکت نمی کنی پس داری با یکی دیگه محفل می زنی و شعبه سپاه پاسداران را در اینجا باز کرده ای و تو شدی شعبه سپاه پاسداران همه اون مارک هایی که می زدند روش های فشار روانی بود و به کار می بردند.
نوع دیگری از جذب نیرو در فرقه رجوی
ج: هیچوقت چنین چیزی امکان نداشت مثلا اگر روزی می خواستم کار کسی را تائید کنم اول می بایست دست خودم را رو کنم رو کردن دست یعنی گفتن افکار خود برای جمع و یا گفتن ذهنیات اخلاقی در جمع و درواقع اول بایدخودم را خراب کنم تا مورد تائید مسئولین شوم و بعدا نسبت به دیگران و پیرامون نظر دهم.
متحد خبیث نومحافظه کاران
مجاهدین خلق ایران سابقه ای طولانی از حرکاتی تروریستی دارد. آن ها که فعالیت خود را در ایران آغاز کردند، نخستین حرکات تروریستی شان علیه حاکمان سیاسی ایران، کارمندان حکومتی، عموم مردم ایران، افسران نظامی امریکا و کرامندان شرکت بین المللی راکول، بود. در 1981،سران دولت ایران توانستند مسعود رجوی و مجاهدین را از کشور بیرون برانند. متأسفانه فرانسه آن ها را پذیرفت و از مجاهدین حمایت کرد. بعدها، یکی از حکومت های فرانسه موقتاً مجاهدین را از فرانسه اخراج کرد.
تضاد جنسیت
اصلا”، ما چرا از « رهبر » نمی گیریم!؟ اگر گیرندگی ما درست باشد باید از او « بگیریم ». این پدر و مادر ها که هیچ، حتی دنیا هم هنوز « انقلاب ایدئولوژیک » مریم و مسعود را نگرفته است!. یعنی دنیا و رهبران انقلابی جهان باید بیایند از برادر مسعود و خواهر مریم درس بگیرند. ببینید، با وجودی که سالها برادر مسعود و خواهر مریم اطاق خوابشان یکی بوده و حتی تختخواب شان هم یکی بوده، و تازه، بر یک بالش هم سر می گذاشتند، اما چون « تضاد دوران » را اول بار خودشان حل کرده بودند، هنوز حتی یک نفر هم ندیده که خواهر مریم اشعه یی بدهد و عفریته بازی در آورد! و یا برادر مسعود به جلد نرینه یی و حشی درآید!.
تاملی بر خاطرات خانم مرضیه قرصی – قسمت هشتم
در تمرینهای نظامی و مانور جمعی که همه یگانها و نیز یگان توپخانه ما هم در آن شرکت داشت به کارائی ما نمره می دادند. تا اینکه مجددا سازماندهی ها عوض شد و یگان من دوباره تغییر کرد. حتی مقر ما نیز عوض شد و من به مقر 14 منتقل شدم. و اینبار نرگس طریقت فرمانده یگان من شد. نسرین فیض طبق روال قبل فرمانده قبضه شد مرا نیز دوباره فرمانده قبضه کردند و محاسبگر ما نسرین ستارالعیوب و دیده بان ما مریم قریشی شد.
آقای رجوی! دیدی بازی زمانه را
آری! تلخ است و گزنده! رهبر خاص الخاص مجاهدین در اوج خفت و خواری مثل نوکری که سر هر ماه دست به سینه بر درگاه ارباب خود بایستد تا جیره و حق الزحمه بندگی اش را بگیرد، اجرت خیانت به ملت و وطن خویش را به نام سهم مجاهدین دریافت می نمود اما یادمان نمی رود که همین رهبر بی نجابت، حتی کودکان یتیم سازمان را در خیابان های اروپا و امریکا به گدایی وامی داشت تا آسان تر بتواند ژست استقلال مالی بگیرد. یعنی دقیقا” در همان شرایطی که هر ماه میلیون ها دلار پول نقد از سوی دستگاه امنیتی عراق فی المجلس تحویل رجوی می شد، در همان لحظه دهها کودک و صدها دختر و زن از هواداران سازمان با در دست داشتن آلبوم عکس های کشته های سازمان از رهگذران اروپایی سکه های بی ارزش را برای پیشبرد امور مقاومت ایران گدایی می کردند
گفتگو با آقای غلامرضا شیردم عضو سابق فرقه مجاهدین – قسمت اول
غلامرضا شیردم: من ساکن شاهین دژ از شهرهای استان آذربایجانغربی بودم. شغل من شیرینی پزی بود و در شغل خودم موفق بودم. در آن موقع یعنی دهه هشتاد همسر و سه فرزند داشتم تا اینکه برای کسب درآمد بیشتر با یکی از دوستانم به شهر چابهار رفتم و در آنجا مشغول به کار شدم.در آن شهر تحت تاثیر تبلیغات نادرست فردی به نام ماجد که رابط سازمان بود قرار گرفتم با ماجد در چابهار آشنا شدیم ماجد به ما پیشنهاد کرد برای کسب درآمد بیشتر از کشورهای اروپایی پناهندگی بگیریم
اخراج از فرانسه، تاسیس ارتش آزادی بخش در عراق و جدایی
شاهسوندی در آخرین بخش اظهارات خود پروسه جدایی اش از سازمان مجاهدین را مورد بازخوانی و تصریح کرد این امر در مقاطع مختلف و با مشاهده عملکرد سازمان در سرفصل های مختلف شکل گرفت و تشدید شد، اما بطور مشخص پس از وقوع انقلاب ایدئولوژیک و تماشای فیلم محاکمه علی زرکش مادی و عینی شد.
نقد مناسبات فاشیستی حاکم بر قرارگاه اشرف – قسمت ۱۹
مرضیه قرصی: آقای رضایی، من وقتی به ایران آمدم و با واقعیات اجتماعی ایران از نزدیک مواجه شدم با مقایسه میزان آزادی زنان در ایران و وضعیت زنان قرارگاه اشرف و محدودیت های شدیدی که در آن بسر می برند، متوجه شدم واقعا زنان قرارگاه اشرف در وضعیت بسیار بدی قرار دارند و از حداقل آزادی فردی نیز برخوردار نیستند. صرفا در قرارگاه اشرف تبلیغات شدیدی بر علیه ایران وجود دارد و سازمان با بمباران ذهن و روان بچه ها سعی می کند همه وجود افراد را پر از نفرت و کینه کند.
آقای علاوی از مجاهدین خلق برحذر باش
مجاهدین خلق همیشه از تمام نیروها در عراق بهره می برند و تمام وسایل جنگی را از نیروهای امریکایی دریافت می دارند و نیز از عناصر رژیم بعث معدوم که همچنان با آنان هستند و تحت حمایت شان همانطور که در زمان صدام معدوم بودند. این سازمان سیاستش را به پروژه های سیاسی داخل عراق که از مبارزه بر ضد ملت عراق آمده اختصاص داده است.