چهارشنبه, ۲۰ خرداد , ۱۴۰۵
چرا فرقه رجوی از نام انجمن نجات رعشه می گیرد – قسمت اول 14 بهمن 1386

چرا فرقه رجوی از نام انجمن نجات رعشه می گیرد – قسمت اول

از اینکه موضوعیت عملیات سرنگونی قبل از عملیات در ذهنم زیر سئوال باشد امری غیر واقعی است اما اینکه رجو ی در طول یک هفته اعلام آمادگی نظامی و تاکتیکی نموده بود از اول برایم قابل فهم نبود و در واقع غیر قابل اجرا و پیروزی رسیدن به تهران بود که عملا نیز همانطوریکه فکر می کردم در صحنه اتفاق افتاد و باعث کشته شدن بخش زیادی از نفرات سازمان شد.

ارتش ورشکسته – قسمت دوم 09 بهمن 1386

ارتش ورشکسته – قسمت دوم

اما همزمان با این ادعاها، از طرف دیگر و در نهان طبق اعترافات خود مسئولین فرقه، تیمی از کادرهای سیاسی فرقه در اروپا و آمریکا به سرپرستی محمد سیدالمحدثین به راه افتاده بودند و مشغول چاپلوسی و ابراز اطاعت در برابر دول غربی بودند. این تیم با واسطه لابی های خود در سنا و کنگره آمریکا، از دولت کاخ سفید درخواست کرده بودند که ارتش آمریکا درصورت وقوع جنگ. با فرقه مجاهدین خلق کاری نداشته باشد.

کتاب گسستن بند و زنجیرها 07 بهمن 1386

کتاب گسستن بند و زنجیرها

کتاب” گسستن بند و زنجیرها” توسط آقای استیون حسن به رشته تحریر در آمده است. وی در شجاعتی بی نظیر فعالیت خود را در یکی از فرقه ها درمعرض نقد جدی قرار داد و پس از پی بردن به اشتباهات گذشته خود در صدد کمک به قربانیان در بند فرقه ها برآمد و در این راستا کتاب”گسستن بند و زنجیرها” را بر پایه مبانی و واقعیت های علمی و تجربی نوشت. مجموعاً آقای استیون حسن مدت 23 سال است که مشغول به کار روان درمانی و روشنگری در امور فرقه ها می باشد و تجربه فراوانی در زمینه شناخت و ساختار فرقه های مختلف دارد. همچنین آقای استیون تحصیلات خود را در زمینه مشاوره روح روان در مرکز سلامت روان دانشگاه کمبریج انجام داده است.

گزارش و مصاحبه رادیو بی بی سی با انجمن آریا در پاریس 07 بهمن 1386

گزارش و مصاحبه رادیو بی بی سی با انجمن آریا در پاریس

در این میان، گزارشها حاکی از این است که طی چند هفته گذشته دهها تن از آنان تصمیم گرفته اند اردوگاهی را که تحت حمایت ارتش آمریکا در آن زندگی می کردند ترک کنند و از راههای مختلف از عراق خارج شوند اما این تلاش برای اکثر آنان موفقیت آمیز بوده، بسیاری از آنان دوباره به اردوگاه تحت حمایت ارتش آمریکا بازگشته اند، تعدادی پس از عبور از مرز ترکیه بازداشت و به عراق بازگردانده شده اند، عده کمی هم موفق شده اند مخفیانه در ترکیه و یونان اقامت بگزینند.

عاشور ا، مجاهدین و شمر 30 دی 1386

عاشور ا، مجاهدین و شمر

عصر که بر گشتیم قرار گاه بسیاری از بچه ها مانند محمد براتی، تورج سلیمی و سعید پاکباز از شدت گرما زدگی بالا آوردند و تقریبا هیچ کدام از بچه ها علیرغم اصرار فرمانده هان نتوانستند برای شام غریبان بروند و در آسایشگاه ماندند و استراحت کردند.

مصاحبه با خانواده ایرانپور شیراز ۲۱/۱۰/۸۶ 30 دی 1386

مصاحبه با خانواده ایرانپور شیراز ۲۱/۱۰/۸۶

مصاحبه با خانواده ایرانپور (شیراز 21/10/86)

گفتگو با آقای غلامرضا شیردم عضو سابق فرقه مجاهدین – قسمت چهارم 27 دی 1386

گفتگو با آقای غلامرضا شیردم عضو سابق فرقه مجاهدین – قسمت چهارم

آخر کجای این سازمان انقلابی و مردمی است تعدادی آدم عقده ای در سازمان مجاهدین جمع شدند و با سرنوشت بچه های مردم بازی می کنند و از ین طریق عقده های خودشان را خالی می کنند و برای کسب قدرت به هر روش غیر دموکراتیک و غیر اخلاقی متوسل می شوند.

خاطرات قلعه اشرف – قسمت پانزدهم 26 دی 1386

خاطرات قلعه اشرف – قسمت پانزدهم

کسی اجازه نداشت به تنهائی قدم بزند یا در فکر فرو رود که بدترین نوع شکنجه روانی بشمار می رفت. افراد می بایست هر سه ماه یکبار و یا 6 ماه یکبار برگه ها و تعهد نامه هایی که مسئولان قرارگاه اشرف به آنها می دادند را بی چون و چرا امضاء کنند. برگه ها به شکل های مختلف و با متن های مختلف بود. برای مثال باید برگه ای را امضاء می کردی که در آن نوشته شده بود:” وقتی شکست خوردیم، خیانت نکنی، وقتی دستگیر شدی، عملیات انتحاری انجام دهی یا متعهد بشوی همه روزه در صبحگاه و شامگاه شرکت کنی، مطیع کامل دستورات تشکیلات و فرماندهان خود باشی و هر چه را آنها گفتند”

ارتش ورشکسته – قسمت اول 25 دی 1386

ارتش ورشکسته – قسمت اول

مسلماً بروز این جنگ احتمالی تأثیر تاریخی بر سرگذشت و سرنوشت فرقه مجاهدین خلق می گذاشت به این دلیل که مسعود رجوی رهبر این فرقه تروریستی تمام تار و پودهای دیکتاتوری کوچک خویش را در اردوگاه کار اجباری اشرف و سایر مقرهای وابسته به این فرقه در خاک عراق بنا نهاده بود و عراق مرکز تمرکز نیروهای فرقه بود.

سیاهی لشگر شدن جوانان در استودیوهای مجاهدین از تورنتو تا بغداد 25 دی 1386

سیاهی لشگر شدن جوانان در استودیوهای مجاهدین از تورنتو تا بغداد

بغلش کردم. باهاش شروع به صحبت کردن کردم. حال همه خانواده را پرسید. بعد از مدتی جلوی آ ن دو زن که بعدا فهیمدم فرماندهان سمیه بودند گفتم چرا ای بهش گفتم سمیه چرا نمی آی برگردی. بیا بریم. در حالیکه به آن دو همراه نگاهی کرد با خنده ای گفت حرفش را نزن وقتی اومدی دیگه اومدی. دوزاری من کج بود اول نفهمیدم یعنی چه؟ ولی بعد ا فهمیدم که اگر خروج آسان بود که اینقدر کار و پول برای بچه های کم سن و سال خرج نمی کردند که از سیاست چیزی نمی دانستیم.

تاملی بر خاطرات خانم مرضیه قرصی – قسمت دهم 20 دی 1386

تاملی بر خاطرات خانم مرضیه قرصی – قسمت دهم

چند روز بعد به ما گفتند مسعود به نیروها پیام داده است و پیام مسعود را یکی از مسئولین فرمانده مقر خواند. مسعود در پیام خودش گفته بود: هیچ کس حق شلیک ندارد حتی اگر به شما حمله شود و یا سلاح شما را بخواهند از شما بگیرند یا شما را هدف قرار دهند. فقط حق در رفتن را دارید. این یک فرمان است و من هم در سنگر با مریم هستم.

چی فکر می کردیم چی شد؟ قسمت سوم، رفتن به عراق 19 دی 1386

چی فکر می کردیم چی شد؟ قسمت سوم، رفتن به عراق

یاسر از بچه های بود که از اول با مجاهدین کنار نمی امد و بههمین دلیل هم اونو منتقل کردند یگان 319 که به قول مجاهدین مخصوص شرها بود. یگان 119 مال اونائی بود که حرفها را گوش می کردندو با مسولان کل کل نمی کردند. من و محمد رجوی در این یگان بودیم. یگان 219 مال وسطی ها بود. در اولین نشست که روز بعد از تقسیم مان بود نشست عملیا ت جاری (فاکت) بود لیلا بدون اینکه اسمی از من بیاره بحث را باز کرد و ُگفت شما ها داوطلبی اومدید دیگه بر نمی گرده و راه خروجی نیست.. بعدا میترا هم که بجای لیلا فرمانده شد عین همین را به بچه هاگفت.

blank
blank
blank