نقشه مجاهدین برای ربودن خواهر و برادرم در ترکیه و نحوه نجات شان – قسمت دهم
در قسمت قبل از اولین دیدار با خانواده گفتم. بعد از صحبت های من درباره اتفاقاتی که برایم در فرقه افتاده بود، خواهرم آهی کشید و گفت: بعد از رفتن بدون اطلاع تو از ایران نمی دانی که ما چقدر نگران شدیم و غم وغصه ها خوردیم. فردای آن روز که متوجه شدیم رفتی همه […]
رو به جوانان وطنم| از سرگذشت من درس عبرت بگیرید
من به عنوان یک قربانی و تجربه گر حضور در این فرقه ، سخنی با جوانان کشورم به ویژه قشر دانشجو، دانش آموز و هر کسی که در فضای مجازی فعالیت می کند دارم. دیروز به صورت اتفاقی مطلبی را تحت عنوان ” پیام به نیروهای خواهان ارتباط” در یکی از سایت های مجاهدین خلق […]
نقشه مجاهدین برای ربودن خواهر و برادرم در ترکیه و نحوه نجات شان – قسمت چهارم
در قسمت قبل از روحیه ای که از ارتباط با خانواده ام گرفتم، گفتم. وقتی از اتاق تلفن خارج شدم و به مقرمان رفتم، سریع کاغذی برداشته و در آن خطاب به مسئولم نوشتم از این لحظه به بعد یک روز هم حاضر نیستم در تشکیلات شما بمانم و می خواهم بدنبال زندگی خودم بروم […]
نقشه مجاهدین برای ربودن خواهر و برادرم در ترکیه و نحوه نجات شان – قسمت سوم
در قسمت قبل از ارتباط تلفنی با منزل برادرم گفتم. در حین تماس طوبی مسئول اکیپ پرسنلی وارد شد و چند لحظه به صحبت من با پسر برادرم گوش داد و گفت تا من ایستادم بهش بگو که آماده باشد تا هر وقت گفتی بیآید ترکیه. حدود یک ساعت تماس ها قطع شد و من […]
نقشه مجاهدین برای ربودن خواهر و برادرم در ترکیه و نحوه نجات شان – قسمت دوم
در قسمت قبل از برقراری ارتباط با خانواده ام گفتم. توانستم به منزل برادرم زنگ بزنم که اتفاقا یکی از بچه های برادرم جواب داد. با شماره منزل برادرم ( متاسفانه یک سال است که به رحمت خدا رفته ) که تماس گرفتم یکی از پسرهایش گوشی را برداشت. وقتی صدایش را شنیدم که گفت […]
نقشه مجاهدین برای ربودن خواهر و برادرم در ترکیه و نحوه نجات شان – قسمت اول
دیشب به منزل خواهرم سری زدم تا او را ببینم و کمی کنار هم بنشینیم و دیدارها را تازه کنیم. چند دقیقه بعد دو برادرم همراه با همسرانشان هم آمدند. درحال گپ و گفتگو بودیم که موضوعی در رابطه با من پیش آمد و خواهرم به من گفت هنوز خدا را شکر می کنم که […]
گفتگوی پوراحمد با اسیر جنگی که دو اسارت را از سر گذرانده
در پی دیدار با یکی از خانواده های دردمند و چشم انتظار اسرای تشکیلات رجوی، ملاقاتی داشتم که نه هماهنگ شده بود و شناخت قبلی وجود داشت. ایشان اما تا حدی با فعالیت های انجمن نجات و شخص بنده آشنایی داشت و ضمن سلام و احوالپرسی گرم گفت: “بنده از طریق یکی از دوستان آزاده […]
برق دلارهای رجوی چگونه بینش به اصطلاح حقوق بشری جاوید رحمان را کور کرد
از ابتدا شیوههای کار رجوی برای جذب افراد یا به دام انداختن آنها بر این سه پایه سوار بوده است. ۱- تطمیع با پول ۲- فریب افراد نیازمند برای اعزام به کشورهای اروپایی ۳- خریدن شخصیتهای شناخته شده برای تبلیغات سیاسی جهت پیشبرد خط پلیدش و حفظ تشکیلاتش. جاوید رحمان هم که مدعی حقوق بشر […]
بهتان زنی مجاهدین خلق به خویشتن – قسمت اول
مجاهدین خلق، شهریور امسال 60 سالگی حیات ننگین سازمان شان را در حالی جشن گرفتند که خود به خوبی واقف هستند که در سراشیبی سقوط محتوم قرار دارند. به همین دلیل سعی می کنند از خود چیزی بسازند که به واقع نیستند. به صورت شرم آوری دروغ های بزرگ مطرح میکنند. مثلاً می گویند که […]
روزی که مجاهدین را نقره داغ کردم
غلامرضا ابراهیم زاده رزمنده دفاع مقدس در جنگ ۸ ساله با صدامیان هیچگاه عضو فرقه تروریستی رجوی موسوم به مجاهدین خلق نبود تا بتوان ایشان را جداشده قلمداد کرد بلکه به معنای دقیق کلمه یک “نجات یافته” است که داستان اسارت و رهایی اش را این چنین در دیدار با مسئول انجمن نجات گیلان توضیح […]
رقص زیبای شعله های زندگی
من در سال 1360 در شهر اهواز و در یک خانواده سنتی و مذهبی به دنیا آمدم. بدلیل موقعیت ضعیف خانوادگی تحصیلاتم را تا مقطع سیکل ادامه دادم. در سال 1379 توسط یکی از نفرات که بعدا مشخص شد از عناصر قاچاق انسان مجاهدین خلق است نامه ای از پدرم بدستم رسید که در آن […]
ظلم رجوی به خانوادهها در دوران بازگشت اسرا
26 مرداد ماه سالروز تبادل اسرا میان دو کشور ایران و عراق بود. روزی که دو کشور پس از آتشبس به توافقاتی در خصوص نحوه تبادل اسرای جنگی دست یافتند. سرانجام، پس از سالها دوری و درد و رنج، اسرای هر دو کشور به وطن خود بازگشتند و این بازگشت در گروههای متعدد و در […]