سخنی با برادرم حشمت الله کاربخش گرفتار تشکیلات مجاهدین
با سلام به برادر خوبم حشمت الله کاربخش برادر خوبم امیدوارم که حالت خوب باشد. نمی دانی از سال 68 و بعد از رفتن تو نزد گروه مجاهدین که دیگر خبری از تو نشد ما چه حالی داشتیم. مادر که شب و روز بخاطر دوری و بی خبری از تو گریه می کرد و متاسفانه […]
سخنی با برادر اسیرم علی قلیزاده
سلام داداش قشنگم. خوبی؟ امیدوارم سالم و سلامت باشی. پدر و دیگر اعضای خانواده خوبند و برایت سلام می رسانند . علی جان این روزها نزدیک به اربعین امام حسین هستیم. دلم خیلی هوایت را کرده، راستش را بخواهی این روزها وقتی روضه حضرت زینب (س) را گوش میدهم دلم پیش توست و در ذهنم […]
دلتنگی های ناهید مرادپور برای برادرش یحیی اسیر در چنگال رجوی
اخیرأ طی ارتباطی که بین خانم ناهید مرادپور و انجمن نجات کرمانشاه برقرار شد، خانم مرادپور در صحبت هایش با کادر انجمن نجات اظهار داشت که برادرش یحیی که در اوایل جنگ ایران وعراق اسیر شد، تقریبأ از 18 سالگی به اسارت گرفته شده است و چیزی حدود 46 سال در اسارت و دوری است. […]
درخواست غلامعلی میرزایی از دوستان سابقش در اشرف
آقای غلامعلی میرزایی که به مدت 30 سال در تشکیلات رجوی اسیر بوده و هم اکنون در کنار خانواده بسر می برد با توجه به تشییع رهبر شهید در ایران و بخصوص در کشور عراق به افشای حرفهای مسعود رجوی مبنی بر حمایت مردم و شیوخ عراق از مجاهدین پرداخته است. او تشییع میلیونی مردم […]
نامه فواد بصری به محمد جعفر نجفی در کمپ آلبانی
سلام محمد جعفر خوبی من فواد بصری هستم. حتما مرا می شناسی. چند روز پیش به ملاقات مادرت که در بیمارستان بستری بود، رفتم. وقتی به ملاقات مادرت رفتم برادرت یوسف به من گفت مادرم روی تخت بیمارستان مدام می گفت محمد جعفر پسرم و مستمر نام برادرم را تکرار می کند. زمانی که در […]
پیام علی پوراحمد به اسیران رجوی در اسارتگاه مانز آلبانی
سلام دوستان، سلام عزیزانی که به رهایی تان از تشکیلات سیاه و بازدارنده رجوی امیدوارم و به تحقیق میدانم یکایک شما و خانواده های دردمند و چشم انتظارتان رهایی تان را آرزو میکنید و با تمام وجود می خواهید که از زندان مرئی و نامرئی جسم و جان و روح و روان رجوی به پرواز […]
پیام کوتاه برادر اسماعیل واحد خوش چهره
سلام و درود خدمت برادرم اسماعیل امیدوارم خوب و در صحت و سلامت باشید حقیقت یک دهه هست که برایت نامه ننوشتم چونکه گله ای داشتم و آن اینکه خبر درگذشت بابا و مامان و برادرمان حمید در مطلبی تحت عنوان مادران منتظران بدرود یافته قسمت هشتم در سایت انجمن نجات اطلاع رسانی شد و […]
نامه برات کیخایی به دوستانش در اسارتگاه مجاهدین
دوستان عزیزم، برات کیخایی هستم سالها کنارتان بودم، همان دردها را کشیدم و همان آرمانهای دروغین را باور داشتم. دیروز از طریق انجمن نجات خبر رسید که باز هم یکی از دوستان قدیمیام در آن اشرف 3 لعنتی از دنیا رفت. قلبم فرو ریخت. نه از تعجب چون دیگر متأسفانه تعجبی ندارد بلکه از درد […]
مادران، منتظران بدرود یافته – قسمت سی و یکم
خیانت و جنایت رجوی در حق ملت ایران و اعضای اغفال شده اش گستره و پهنای زیادی دارد که زبان و قلم از بیان تمام عیار آن قاصر و ناتوان است. در این میان خانواده های اعضای گرفتار در تشکیلات بدنام رجوی خاصه مادران از قربانیان اصلی خباثت رجویها محسوب می شوند که در این […]
نامه مرتضی بلالی به برادرش رضا بلالی در کمپ آلبانی
نامه مرتضی بلالی به برادرش رضا بلالی در کمپ آلبانی برادرم رضا سلام امیدوارم که خوب باشی. چند سال است از شما خبری ندارم و نمی دانم به لحاظ جسمی مشکلی داری یا خیر. امیدوارم مشکلی نداشته باشی. چرا با برادرت تماسی نمی گیری؟ ما با هم برادریم من که به شما بدی نکردم. آیا […]
پیام رمضان سعیدی به رمضان قارایی
دوست عزیزم رمضان قارایی یک سال دیگر هم گذشت و از وعده هایی که سازمان مجاهدین داده بود خبری نشد. اگر کمی در خلوت و تنهایی خودت فکر کنی که چه چیزی در این سالها بدست آوردی به نتایج خوبی می رسی. می دانی که پدرت سال گذشته فوت کرد و چندین بار با مادرت […]
پیام رمضان سعیدی به حسنعلی بهارلو گرفتار در تشکیلات رجوی
حسنعلی تعجب می کنم که هنوز در این تشکیلات مانده ای و به خانواده ات فکر نمی کنی. یادت هست زمانی که من هم نزد مجاهدین خلق بودم چقدر با هم شوخی می کردیم. به تو گفتم که بیا با هم برویم اما تو گفتی بزودی من هم می آیم و از آن زمان 23 […]