پیام سید محمد یعقوبی به خواهرش منیژه (هاجر) یعقوبی در کمپ اشرف سه
سلام خواهر عزیزم منیژه جان خوبی دلم برایت تنگ شده است. چرا نمی آیی. چرا خبری از ما نمی گیری، چرا زنگ نمی زنی، آخه ما هم دل داریم، ما شب و روز برایت گریه می کنیم چرا نمی آیی حداقل به ما زنگ بزن. الان ما در اینجا بهترین آب و هوا را داریم. […]
پیام ویدئویی سعید علویان به برادرش سید هادی علویان در کمپ مانز مجاهدین
سید هادی علویان از اسیران جنگ تحمیلی بود که متاسفانه سال 68 تحت تاثیر وعده های فریبنده رهبران مجاهدین خلق جذب آنها شده و به کمپ اشرف منتقل شد. خانواده علویان تا سالها از حضور او در کمپ مجاهدین خبری نداشتند ولی از زمانی که متوجه این موضوع شدند، چندین بار به عراق و تا […]
پیام غلامعلی میرزایی به دوست قدیمی اش محمود ذوالقدر در کمپ آلبانی
درود و سلامی گرم به دوست صمیمی ام محمود محمود جان، لحظاتی را که در دوران اسارت در اردوگاه های صدام با هم بودیم هیچوقت از یاد نخواهم برد. آن زمان که ما در زیر فشار های روحی و جسمی اسارت بودیم و شما با تعریف های خود ما را شاد و فضای اردوگاه را […]
نامه مجتبی نوری به برادرش حمید رضا نوری در کمپ آلبانی مجاهدین
سلام برادر عزیزم حالت چطور است؟ خوب هستی؟ من و همه خانواده دلمان برای شما تنگ شده است. اگر یادت باشد دوران بچگی همیشه با هم بودیم. با هم بازی می کردیم. خاطرات زیادی با هم داریم. یادت می آید زمستان چقدر با هم برف بازی می کردیم؟! روزهای خوبی با هم داشتیم. ای کاش […]
نامه صادق غلامحسینی به برادرش ظاهر غلامحسینی در کمپ مجاهدین
سلام برادر جان ظاهر عزیزم سلامتی و تندرستی شما را از درگاه خداوند خواستاریم، برادر عزیزم، نور چشمانم ظاهر، من برادرت صادق هستم. من و تمام خانواده شب و روز به فکر شما هستیم و نگران حال شما. امیدواریم هر کجا هستی در صحت کامل باشید. برادرجان چرا مثل بقیه همرزمانت که از کمپ مجاهدین […]
نامه میعاده هیوری به محمد هیوری اسیر در کمپ مانز مجاهدین
بسم الله الرحمن الرحیم خدمت برادر عزیز و مهربانم محمد هیوری (سالکی) برادر عزیزم مدت 34 سال است دوری و بی خبری تو ما را پیر کرده است، نگرانی و دلتنگی برای تو برادر عزیزم بسیار بسیار بر من و خانواده ام محنت گذاشته است. عزیز دلم در طول این سالها چرا هیچ تماسی با […]
نامه علی قاسمی به خواهرش زهرا قاسمی در کمپ آلبانی مجاهدین
خواهر عزیز و خوبم زهرا این نامه ای است از طرف یک برادر پیر و دنیا دیده به خواهری دور از وطن و بی خبر از احوالات خواهرش. امیدوارم که سلامت و خوب باشی . چندین بار است که در فراقت با نوشتن نامه جویای حال تو گشته و منتظرم پاسخی دریافت کنم و ما […]
فریدون جان سالهاست که شوق دیدارت را داریم
در این نامه، خواهرش ملیحه و برادرانش رشید و مجتبی طاهری، شوق دیدار برادرشان که 28 سال است در تشکیلات مخوف فرقه رجوی محصور شده را دارند. خواهر و برادرانش او را به بازگشت به آغوش گرم خانواده دعوت می کنند و برای بازگشتش به جمع خانواده لحظه شماری و انتظار می کشند. فریدون عزیزم […]
نامه فرشته میرزایی به برادرش ستار میرزایی در کمپ مجاهدین خلق
سلام و درود بی کران خدمت برادر عزیزم ستار میرزایی امیدوارم که حالت خوب و خوش باشد. برادر عزیزم خدا را شکر حال ما خوب است. برادرجان هم اکنون که این نامه را برای تو می نویسم در حال گریه کردن هستم. البته تنها غم و غصه ما دل تنگی برای شماست. برادر عزیزم خیلی […]
پیام زهرا خاتونی اصهباناتی برای فرزندش عباس تیربخش در کمپ آلبانی
عباس تیربخش از اعضای گرفتار در کمپ اشرف است. او در سال 72 به منظور کاریابی به ترکیه می رود اما متاسفانه در آنجا در دام عوامل فرقه فریبکار رجوی گرفتار و به کمپ اشرف برده می شود. خانواده چشم انتظار عباس، به خصوص مادرش سالهاست که تمام تلاش خود را انجام دادند تا شاید […]
برادر جان خودت را از تشکیلات رجوی نجات بده
سلام محمد جعفر، برادر عزیزم امیدوارم حالت خوب باشد. دوری ات برایم کسالت بار و سنگین و ندیدنت جان فرساست. کجایی محمد جعفر؟! پدر و مادر و تمام خانواده دلتنگ شما هستند. چندین سال است شما را ندیدند. شما هم تماسی با خانواده خود نمی گیری! آیا به لحاظ جسمی سالم هستی؟ این چندمین نامه […]
خانواده علی قلیزاده، تولدش را به یاد او جشن گرفتند
ما همینجا منتظرت میمانیم. دیروز دوم آبان و روز تولدت بود. یه کیک برات خریدم و شمع هاشو روشن کردم و پدر کنارمان نشست و برات شمع ها رو فوت کرد و همه گریه کردیم. چشمان پدر پر از حسرت نگاهت بود. داداشی جان خانه بدون تو خالی است. ما هر روز منتظریم علی جان […]