پیام غلامعلی میرزایی به دوستش نجف کمالی
با سلامی گرم و آرزوی سلامتی برای شما که خاطرات ایام گذشته موجب می شود شما همیشه در ذهن و یاد من آمده و مسرور از دوستی با شما باشم . نجف جان نمیدانم یادت می آید شبی که عابدین جانباز فرار کرد و فرار وی بنام پرش شیر معروف شد و همان شب برای […]
یادداشت کوتاه آمنه یوسفی به محمد تقی یوسفی عضو اسیر رجوی
سلام برادر عزیزتر از جانم. خوبی سلامتی؟ فدای تو بشم من خواهرت آمنه هستم. عزیز دل خواهر من از سال 96 که از تهران منتقل شدم رشت مرتب برات نامه مینویسم، فیلم میزارم و فعالیت داشته و دارم ولی نمیدونم چرا تو حتی یک بار هم جواب منو ندادی! قربونت برم خواهش میکنم اگه میتونی […]
سخنی با حیدر پیرزادی ساکن در کمپ آلبانی
با سلام به دوست سابقم حیدر پیرزادی خوبی امیدوارم سالم و تندرست باشی . نمی دانم خبر درگذشت برادرت اسدالله بهت رسیده یا نه، البته که بنای تشکیلات بر این بوده و هست که اعضایش از دنیای بیرون خبری نداشته باشند اما اگر به طریقی خبر درگذشت برادرت را شنیدی من از صمیم قلب بهت […]
نامه عزیز الله رستمی به برادرش داریوش رستمی در کمپ آلبانی
داریوش سلام، سلامی به لطافت و مهربانی های دوران کودکی، یادش بخیر چه زود گذشت. خیلی سریع تر از آن چه فکرش را بکنیم! در کمپ مجاهدین چکار می کنی و در چه حالی؟ امیدوارم در کمپ سالم باشی. چندین سال است شما را ندیدم نمی دانم چهره ات چه شکلی شده. چندین نامه برای […]
نامه حسین رضایی به برادرش حسن رضایی در کمپ آلبانی
برادرم حسن سلام امیدوارم که حال شما خوب باشد و تندرست و سلامت باشید. خبری از شما نیست! یادم می آید قبلا تماسی با خانواده خود می گرفتی اما مدت زمان زیادی می گذرد که تماسی با خانواده خود نگرفتی. این موضوع همه خانواده را نگران کرده است چرا که اطلاعی از وضعیت جسمیت نداریم […]
نامه زهرا چراغی برای برادرش اکبر چراغی در کمپ آلبانی مجاهدین
سلام اکبر عزیزم برادر خوب و مهربونم سلام. انشاالله خوب و خوش و خرم باشین. سال هاست شوق دیدارت را داریم، اکبر از جان عزیزترم من خواهرت زهرا هستم، پدر و مادرمان در فراق تو اشک می ریزند و غم دوری تو آنان را از پا درآورده است، برادر جانم تا کی پدر و مادر، […]
نامه محمد سلامی به برادرش رضا سلامی در کمپ آلبانی مجاهدین
برادرم رضا سلام. خوبی؟ یادی از برادرت نمی کنی. حرفهای زیادی دارم، حرفهایی از جنس غربت و دوری. کلاً ما را فراموش کردی. چندین سال در عراق بودی و الان هم در کشور آلبانی. آلبانی چه خبر؟ در کمپ چکار می کنی. نمی دانم به لحاظ جسمی مشکل داری یا خیر. چشم را بستیم و […]
پیام عبدمحمد چهارلنگ به برادرش رحیم چهارلنگ در کمپ آلبانی مجاهدین
رحیم چهارلنگ از اسرای دوران جنگ تحمیلی است که متاسفانه در سال 68 فریب وعده های دروغین رهبران مجاهدین را خورد و به کمپ اشرف منتقل شد. این شروع اسارتی به مراتب تلخ تر از اسارت در اردوگاه اسرای جنگی بود. از آن به بعد ارتباط او با خانواده قطع شد. در تمام این سالها […]
پیام امین زارع به عمویش فریدون زارع ساکن در کمپ اشرف ۳
امین زارع برادرزاده فریدون زارع از اعضای دربند تشکیلات مجاهدین خلق است. مرحوم نادر زارع طی سالیان برای نجات برادرش فریدون تلاش کرده بود که متاسفانه عمرش به دنیا نماند. اما وقتی او در بستر بیماری بوده از پسرش امین قول می گیرد که نگذارد تلاش هایی که او برای نجات برادرش انجام داده نا […]
حرف دل صدیقه بازرگانی برای خواهر اسیرش طاهره بازرگانی
روبی جان سلام بینهایت دلتنگتم کردهای عهد که بازآیی و ما را بکشی وقت آنست که لطفی بنمایی بازآ روبی عزیزم بی رحم ترین قطعه پائیز چنین است باران بزند شعر بیاید اما تو نباشی… هوالفتاح العلیم بسم الله الرحمن الرحیم رب یسر و لا تعسر سهل علینا یا رب العالمین روبی جان عزیزترینم بیدار […]
پیام تصویری لیلا قاسمی به برادرش حبیب اله قاسمی
خانواده قاسمی؛ از جمله خانواده های آسیب دیده از سازمان ضد بشری مجاهدین خلق، اخیرا چهارمین سالروز در گذشت مادرشان که در فراق فرزندش چشم از جهان فرو بست را پشت سر گذاشتند. حبیب اله قاسمی دهه هاست که در اسارت فیزیکی و ذهنی تشکیلات رجوی به سر می برد و از ارتباط با خانواده […]
نامه فاطمه گل ریزان به برادرش عباس گل ریزان در کمپ آلبانی
عباس برادرم سلام ای کاش می توانستم گذشته را برگردانم برادر عزیزم. ای کاش می توانستیم دوباره خاطرات با هم بودن در گذشته را با هم زنده کنیم. افسوس که پیش ما نیستی و حسرت دیدن شما را دارم. همیشه به خودم می گویم نگران نباش عباس بر می گردد و مثل گذشته در کنار […]