نامه مجتبی قربانلی به برادرش علی اکبر قربانلی در کمپ مجاهدین خلق
برادرم علی اکبر سلام مدت زمان زیادی می گذرد که من از تو هیچ خبری ندارم. اصلاً نمی دانم حال و روزت چگونه است و در چه شرایطی به سر می بری. به لحاظ جسمی و روحی در چه وضعیتی هست؟ این همه سختی کشیدی، زندگی در کنار خانواده ات را رها کردی، زندان کشیدی […]
نامه شهین نجفی به برادرش محمد جعفر نجفی در کمپ آلبانی
برادر عزیزم سلام، امیدوارم حالت خوب باشد. برادر دوستی ست که دوستیاش پایان ندارد. پیوند میان خواهر و برادر، پیوندی عمیق و ناگسستنیست که با هیچ طوفانی، از بین نخواهد رفت. برادر مهربانم، تو خواهری داری که همیشه و هر لحظه به یادت بوده، هیچ عشقی مثل عشق به برادر وجود ندارد. من دل تنگ […]
نامه به علی قلیزاده در آستانه روز مادر
سلام به برادر عزیزم. خوبی داداشی جونم؟ برایت از خداوند منان آرزوی صحت و سلامتی دارم. اگر از اوضاع و احوال خانواده ات خواسته باشی، علی جان اینجا همه حالشان خوب است و پدر هم دوران نقاهت خود را می گذراند ولی علی جان اگر واقعیت را در مورد سلامتی پدر بخواهی باید بگویم پدر […]
نامه مرتضی پورحسن کویخی به برادرش اسماعیل پورحسن کویخی در کمپ مجاهدین خلق
اسماعیل جان سلام، امیدوارم در صحت و سلامت باشی تا بتوانی از آن جهنم رجوی رها شوی و به دنیای آزاد برسی . اسماعیل جان احتمالا خبر جدایی علی محمد رحیمی را شنیدی که به انجمن نجات آلبانی پیوست و شک و تردید و دو دلی را کنار گذاشت و از شر رجوی راحت شد. […]
نامه محمد زنگنه به برادرش رضا زنگنه در کمپ آلبانی
سلام به برادر جانم رضا چشم بهم زدیم روزها و ماه ها و سالها گذشت انگار که همین دیروز با هم بودیم . رضا برادرم حالت چطور است? خوبی سلامتی? خبری از تو نیست. تماسی با من و خانواده بگیر و دل ما را شاد کن . وقتی دلم برای تو تنگ می شود چند […]
نامه علی رضا قلعه ای به دایی اش عباس گل ریزان در کمپ آلبانی مجاهدین خلق
دایی جان سلام احوالتان چطور است؟ خوبی هستید؟ امیدوارم که سلامت باشید. من که نمی دانم شما در چه وضعیتی هستید؟ همه ما نگران شما هستیم. دلمان برای شما تنگ شده است و نمی دانیم از چه طریقی با شما ارتباط برقرار کنیم. لطفا با ما تماس بگیر. مادرم و خاله هایم منتظر تماس شما […]
نامه کامران (ابوذر) موسی پور به عمویش ابراهیم
سلام عموی عزیزم بنده برادرزاده ات کامران یا همان ابوذر هستم که در نامه منتسب به تو که در سایت نخ نمای ایران افشاگر درج شده است گفتی که من برادرزاده ای به اسم کامران ندارم و دیگر اینکه گفتی برادرت رمضان که همان پدرم باشد فوت کرده و چگونه است که بتواند با آقای […]
پیام یلدایی برادر مهدی سرایی
خانواده سرایی از خانواده هایی هستند که یکی از عزیزان شان اسیر در تشکیلات مجاهدین خلق است. مهدی سرایی دو دهه است که گرفتار مناسبات غیرانسانی سازمان مسعود رجوی است. فرقه ای مخرب که به اعضایش اجازه هیچ گونه تماسی را با دنیای بیرون از فرقه نمی دهد. فرقه ای که اجازه نمی دهد افراد […]
نامه ولی الله گل ریزان به فرزندش عباس گل ریزان در کمپ آلبانی
فرزندم عباس سلام. نمی دانم حالت چطور است؟ امیدوارم که خوب باشی. اما من از دوری تو حالم خوب نیست. نمی دانم دوری من و تو کی تمام می شود؟! افسوس می خورم از اینکه چرا آن زمان که به عراق سفر کردم و تو را یک بار در پادگان اشرف ملاقات کردم، با خود […]
نامه مراد حسن جعفرپور به پسرش علی عسگر جعفرپور در کمپ مجاهدین خلق
با سلام بر فرزند عزیزم علی عسگر جان نمی دانم این نوشتار به دستت می رسد یا نه و یا کسی از آن باخبر می شود و به تو اطلاع میدهد؟ اما امید دارم که با خواندن و یا آگاهی یافتن از این نامه، یاد ما و خاطرات روستا در ذهنت تداعی شود و بدانی […]
درخواست همسر رضا علی میرزایی از مجامع بین المللی
در طول گردهمایی خانواده ها در گلستان که شور و شوق عجیبی در بین خانواده ها حاکم بود و هر خانواده ای دوست داشت از وضعیت فرزند خود و یا برادر و یا خواهر و یا پدر و مادرش بپرسد و جویای حالش شود، همسر رضا علی میرزایی که بهمراه نوه اش به این جمع […]
نامه به علی قلیزاده: پدر در بستر بیماری در انتظار تماس تلفنی توست
سلام به برادر عزیزتر از جانم علی جان خوبی؟ سلامتی داداشی جون؟ خداروشکر که سلامت هستی. اینجا همه اعضای خانواده ات برایت سلام میفرستند و روی ماهت را میبوسند. امروز یکی از آخرین روزهای پاییزی است و فصل زیبا خزان نفسهای آخرش را می کشد. اما علی جان من هم برایت خبر خوبی ندارم. متاسفانه […]