اظهارات یکی از اعضای نجات یافته مجاهدین درباره رجوی
حمید منصوری با بیان این که دارا بودن یک رهبر بلامنازع و مطلق از ویژگیهای فرقهداری است گفت: زمانی که من در فرقه رجوی فعالیت میکردم مریم رجوی به گونهای این ویژگی را مطرح میکرد و میگفت هرکس به خدا شک کند گناهش قابل بخشش است ولی شک کردن به رهبری گناهی غیرقابل بخشش به حساب میآید.
نامه ای به دوست قدیمی ام آقای سعید جمالی
اگریادتان باشد درطی سالهای 67 تا 73 به اتفاق یکدیگردربخش روابط خارجی سازمان دربغداد بودیم ودرآنجا با دهها مورد ملاقات رجوی و دیگرسران ازجمله مهدی ابریشمچی – عباس داوری با فرماندهان واستخبارات و مخابرات برخورد داشتیم. ملاقاتهایی که درطی آن کلیه اطلاعات بدست آمده ازایران که بعد ازجمعبندی توسط مسئولین بالای امنیتی عراق جهت طراحی وانجام عملیات نظامی دراختیار فرماندهان نظامی قرارمی گرفت وموشک باران شهرها وتصحیح گرای موشکها وبه کشته دادن دهها نفرازمردم بیگناه یکی ازمحصولات همکاری مشترک بود.
تلاش رجوی و مریم قجر برای توجیه اعضاء وارفته در کمپ لیبرتی!
بر اساس همین خبرهایی که بدست آمده بعد از کشته شدن ۵۲ عضو فرقه رجوی دراردوگاه بد نام اشرف و نا پدید شدن ۷ عضو دیگرو بسته شدن درب اردوگاه بد نام اشرف در میان اعضاء رده پایین بهم ریختگی بیشتر شده و این باعث نگرانی سران فرقه رجوی شده و سران فرقه تصمیم می گیرند با راه اندازی انواع مهمانی در بین یگانها فضای یاس و نا امیدی دراعضاء رده پایین را از وارفتگی خارج کنند
پاسخ آقای عباس اسدی به تماس برادر اسیرش در فرقه رجوی
برادرجان آیا این است جواب آن از خدا بی خبران به این همه سال نگرانی خانواده تو، واقعا گناه ما چیست،که بعد ازسالها بی خبری و چشم انتظاری برای حتی یک دقیقه تماس، حالا به شما اجازه دادند تماس بگیری و کشته شدن برادرمان را تبریک بگویی؟!! واقعا لعنت بر رجوی، این چه مرامی است که او دارد!! برادرجان گفتی که درحسینیه برایش مراسم بگیریم اگرکشته شدن ابراهیم تبریک دارد پس گرفتن مراسم برای چیست؟!!
تاکتیک های فریب فرقه ای مجاهدین
در سرفصل مرصاد و عملیات شکست خورده و بچگانه دروغ جاویدان رجوی بحث تجاوز به یک زن را در گردنه مرصاد علم کرد تا اولأ فشار طلب کاری نیروها را در خصوص تصمیم و استراتژی نابخردانه رهبری فرقه را کنترل نماید. دومأ با مرزبندی و خط قرمز سازی در ذهن و ضمیر مریدان چشم و گوش بسته خود آنها را برای تاکتیک های فریب کارانه بعدی اش به روز نماید.
شمه ای از مغزشویی رجوی ها
تنها راه نجات اعضای اسیر فرقه این است که یا تشکیلات فرقه ای در عراق فروبپاشد و یا اعضای اسیر هر چه زودتر به کشور ثالث منتقل شوند. در غیر این صورت رجوی به تلاش جنایتکارانه خود مبنی بر کشتن دادن همه آنها تا آخرین نفر ادامه خواهد داد. او بخصوص در شرایطی که ضربات از هر سو بر او وارد شده و کوس شکستش در همه جا پیچیده است، دنبال راهی برای مانور دادن است
من از آمریکا جذب پادگان اشرف شدم
برای من در آن ایام واژه تروریست با معنایی که شما الان به کار میبرید معنا نمییافت. من مدتها در پادگان اشرف بودم. در یک محوطه ۵۰۰ متری که برای یگان ما تعریف شده بود و اجازه خروج از آن را نداشتیم مگر به دلایلی خاص مثل دریافت خدمات پزشکی یا شرکت در یک جلسه. هیچ دوستی نمیتوانستم داشته باشم و فکر میکنم در مجموع در آن شرایط از درون تهی شده بودم.
از خطرناکترین فرقه های جهان فرقه رجوی است
خودکشی با فتوایی که رجوی صادر کرده بود اگر برای رسیدن فرقه به اهدافش باشد نه تنها حرام و ضد ارزش نیست بلکه یک اقدام مقدس محسوب شده که دارای اجر عظیم نزد پروردگار خواهد بود! یعنی معیار تمامی حرام و حلالها در فرقه ها و خصوصا در فرقه رجوی اینست که آیا آن کار در راستای رسیدن فرقه به اهدافش است یا خیر و اگر چنین باشد هیچ منع قانونی و حتی شرعی ندارد!
ابراهیم خدابنده: تنها هنر مریم رجوی سرسپردگی محض به مسعود
من براساس تجربهای که سالها در این گروه بدست آوردهام، با اطمینان میگویم که زنده بودن مسعود رجوی بارز و آشکار است و به هیچعنوان کنترل و اداره گروه تروریستی مجاهدین از شخص مریم رجوی برنیامده و وی تنها هنرش این است که سرسپرده و وابسته به مسعود رجوی است و بدون او نمیتواند حتی گامی در فعالیتهای این گروه تروریستی بردارد.
متدولوژی متداول مجاهدین
مجاهدین برای پیش برد کارهایشان از یک روش ثابت وحالا دیگر نخ نما استفاده میکنند برای آنها مهم نیست که این شیوه به نتیجه میرسد یا نه , بعد از سالیان حالا دیگر استفاده از شیوه ثابت مهم تر از نتیجه است چرا که خودی ها به نتیجه بخشی آن طبق رسم تایید و تملق اذعان میکنند و غیرخودی ها هم هرچه بگویند از نظر آنان یاوه ای بیش نیست , بعد از گذشت نزدیک به نیم قرن حالا دیگر این شیوه ها تقدسی دارد که هیچ فرد تشکیلاتی نمیتواند و نباید آنها را زیر پا بگذارد
نهایت عقب ماندگی و درونگرایی میشود فرقه رجوی
اساسا تشکلهای فرقه ای دوست دارند نیروهای خود را بگونه ای پرورش دهند که شخص اساسا انگیزه برای زنده ماندن برایش باقی نماند. امیدی درش نباشد. تا هر لحظه که مسئولین فرقه بخواهند بتوانند از آنها برای انجام هرکاری استفاده کنند! رد پای این موضوع را در دیگر فرقه ها میتوان مشاهده کرد. الان با گذشت نزدیک به ده سال از سرنگونی صدام و اینکه آخرین امیدهای نیروهای رجوی به یاس و نامیدی بدل گردیده است این موضوع بشدت تشدید شده است.
اظهارات یکی از جداشدگان اخیر فرقه رجوی
رجوی گفت (رو به جمعیت):”اگر بریدی بریده حکمش چیست؟” و جمعیت به هیجان آمده فریاد زدند:”اعدام، اعدام، اعدام” خلاصه ما از ساعت ۲ بعد از ظهر تا ساعت یک شب زانو زده بودیم و درد کمر و زانو ما را بیچاره کرده بود. این روال هر شب ادامه داشت. شبهای بعد فهمیدیم که این خودش یک روش شکنجه است که دیگر فکرمان کار نکند و خودمان التماس کنیم تا اسممان را جزو ارتش آزادیبخش ملی بنویسند.