تلکس
چرا مسعود رجوی هرگز احساس امنیت نمی کرد؟
در عراق و در پادگان اشرف، اولین بار که در سال 1377 به نشست موسوم به آ-77 ، آماده باش سرنگونی برده شدم ، قبل از ورود به سالن نشست مسعود رجوی با انواع و اقسام تجهیزات حفاظتی مثل ددکتور بازرسی بدنی شده و حتی محتویات جیب هایمان نیز بازرسی شد و سپس اجازه ورود […]
درقاموس رجوی ها، مقاومت همان توبه است
فرقه ی رجوی پریشان حال از فعالیت های دیپلماتیک موثر ایران ، درصدد نفی دستاوردهای مربوطه بوده وکماکان سعی دارد که برای کمتر نشان دادن درد ورنج سوزشی که بدان دچار شده ، مقاله بنویسد. دریکی از این نوشته ها چنین میخواهیم : ” آمریکا، یک روز پس از بازگشت ِرئیس جمهور این کشور از […]
وحشت مجاهدین از دیپلماسی جدید دولت فرانسه
سایت ها و سیمای دروغ پرداز فرقه مجاهدین در برنامه های چند روز اخیر ترس و وحشت فزاینده خود را از ابتکارات دیپلماتیک که توسط دولت فرانسه وشخص ماکرون رییس جمهور این کشور به منظور نزدیک ترکردن مواضع ایران و آمریکا و برطرف کردن سایه تخاصم و جنگ صورت گرفته را بنمایش گذاشتند. سیمای اختناق […]
نیازهای جهان امروز از دید رجوی ها
هر بار که به سراغ نوشته ای در سایت های کذابین رجوی می روم ، یک حماقت آشکار و یک سفاهت و نادانی، به وضوح هر چه تمام تر رخ نمائی می کند که تنها و تنها از دیدگاههای قرون وسطائی یک فرقه مخرب می تواند ترشح کند! این بار در جریان به کشتن دادن […]
پیام تسلیت به خانواده صدیقه کریمی
باکمال تاسف و تالم، اطلاع یافتیم که جناب آقای حاج محمد ابراهیم کریمی پدر خانم صدیقه کریمی از گرفتاران در فرقه رجوی دارفانی را وداع گفته وخانواده ی محترمش را غرق در اندوه و ماتم نموده است. قطعا تحمل سالیان فراق فرزند دلبندش در این درگذشت موثر بوده است. او تا آخر لحظه دخترش صدیقه […]
مرگ پدر من طبیعی نبوده
اسماعیل رضایی از استان خراسان شمالی ازجمله رزمندگانی بود که با شروع جنگ تحمیلی با اشتیاق وافر و داوطلبانه بمنظور دفاع ازآب و خاک و ناموس خود و میهنش روانه صحنه کارزار با دشمن متجاوز شد و درهنگامه نبرد سهمگین در پس خلق بسا حماسه و جان فشانی در پذیرش شهادت، به اسارت دشمن بعثی […]
استمداد از جناب آقای دکتر ظریف و مجامع بین المللی
وزیر محترم امور خارجه جناب آقای دکتر ظریف با سلام احتراما اینجانب شهربانو آرام تیزابی اهل و ساکن شهر خواف از توابع استان خراسان رضوی به استحضار می رساند که همسرم محمد عظیم میش مست(کادر رسمی ارتش تیپ 2 زرهی دزفول) در روزهای نخستین جنگ تحمیلی عراق (1/7/1359) در منطقه دزفول- که مشغول انجام وظیفه […]
داستان اسارت من و واقف و مهدی
وقتی در سال ۱۳۶۸ پیک سازمان برای اعزام ما به عراق سراغ مان آمد، خیلی خوشحال بودم. احساس می کردم این «مجاهدین» هستند که می توانند مردم کشور ما را از بدبختی ها نجات داده و «جامعه ی بی طبقه توحیدی» را که شعار آرمانی «مجاهدین» بود، در ایران محقق کنند. باز خوشحال بودم که […]
داستان اشرف ،همان داستان اردوگاه اسرای جنگی کره است.
چندی پیش یکی از دوستان مطلبی برای من فرستاد که محتوای بسیار جالبی داشت. این مطلب در رابطه با سربازان اسیر در جنگ کره بود که آن ها هرگز اقدام به فرار از اسارت گاه خود نکردند و بسیاری از آن ها در آن اسارت گاه مردند در حالی که شرایط اسارت گاه بسیار مناسب […]
رضا جان،همیشه به فکرت هستم
نامه آقای مرتضی بلالی به برادرش رضا بلالی اسیر در فرقه رجوی سلام! امیدوارم حالت خوب باشد من قبلا هم نامه برای شما ارسال کردم. هدف من از نوشتن نامه برای شما بعد از چندین سال دوری می خواستم احوال شما را جویا باشم. نمی دانم چرا جواب مرا نمی دهی ناسلامتی من برادر شما […]
تا به حال جشن”زیل” را شنیده اید؟!
یکی از شبها که از خستگی در خواب ناز بودیم درب آسایشگاه با شدت باز شد و چراغها روشن. از خواب پریدیم فکر کردیم موشک به مقر خورده! به فردی که چراغها را روشن کرد گفتیم چه خبر شده در جواب گفت: آماده شوید بروید زمین صبحگاه! ازآنجایی که من تاسیسات بودم به من گفتند […]
ابراز همدلی با خانواده حاج محمد نقی نوروزی
یادداشت همدلی جناب آقای فریدون مرادخانی با خانواده مرحوم حاج محمد نقی نوروزی باز هم لکه ننگی بر پیشانی فرقه مخوف رجوی خودنمایی کرد. پدری چشم انتظار بعد از سالها دوری از فرزند و تحمل بیماریهای سخت با حسرت لحظه ای دیدار پسرش چهره در نقاب خاک کشید. تلاش بیش از حد حاج محمدنقی نوروزی […]