یکشنبه, ۱۴ تیر , ۱۴۰۵
  • همان کابوس قدیمی اعضای پیشین مجاهدین خلق 13 تیر 1405

    دلنوشته‌ای از امیر یغمایی
    همان کابوس قدیمی اعضای پیشین مجاهدین خلق

    دیشب دوباره همان کابوس قدیمی برگشت. این‌بار نه اشرف عراق؛ اشرف ۳ در آلبانی. در خواب، همراه یک عضو سابق زن و پسرش وارد قرارگاه شده بودم. حضورشان به من یک حس امنیت می‌داد. با خودم فکر می‌کردم: “اگر با هم باشیم، نمی‌توانند به ما آسیبی بزنند یا ما را نگه دارند.” اما خواب، خواب […]

برای ایران باید برخاست 13 تیر 1405

در کنار هم برای ایران برای ایران باید برخاست

خواسته ی مشروع خانواده ها و واکنش هیستریک رهبران مجاهدین 08 خرداد 1387

خواسته ی مشروع خانواده ها و واکنش هیستریک رهبران مجاهدین

برادر عزیزم این نامه برای پند و نصیحت تو نیست. تنها برای یادآوری سالهای از دست داده توست برای اینکه بدانی دیگر نادان و کم سن و سال نیستی و می توانی برای زندگی خودت تصمیم بگیری و تو بهتر از هر کسی می دانی که سازمان با حیله و فریب چه بر سر شما آورده است. از شما ها چه چیزهایی گرفته و در مقابل چه چیزهایی داده است. تمام اهداف و حرف های آنها وعده های پوچ و تو خالی است. در برنامه سیمای آزادی صحبت از نقض حقوق بشر در ایران است. می خواهم بدانم که حق و حقوق یک انسان در این جامعه ی پیشرفته چیست؟ آیا آنها حق و حقوق افراد دربند شهر اشرف را رعایت کرده اند.

تاملی بر خاطرات خانم مرضیه قرصی – قسمت دوازدهم 08 خرداد 1387

تاملی بر خاطرات خانم مرضیه قرصی – قسمت دوازدهم

در سال 83 اتفاق جالبی افتاد خانواده ها گروه گروه برای دیدار و ملاقات بستگانشان با هدایت انجمن نجات به قرارگاه اشرف آمدند. فهیمه اروانی همه افراد را برای نشست توجیهی جمع کرد. در نشست ادعا کرد رژیم می خواهد با اعزام دسته جمعی خانواده ها به قرارگاه اشرف خانواده ها را به جان فرزندانشان بیاندازد و هیچ رحمی هم نمی کنند و سعی داشت هر طوری شده اعتماد افراد و خانم های مستقر در قرارگاه اشرف را به اعضای خانواده هایشان از بین ببرد و ذهن آنها را نسبت به خانواده ها بدبین کند.

مصاحبه با هادی شبانی عضو قدیمی فرقه رجوی – قسمت اول 07 خرداد 1387

مصاحبه با هادی شبانی عضو قدیمی فرقه رجوی – قسمت اول

سازمان هم تلاش داشت افراد را در کمترین زمان از ایران خارج و به پاکستان منتقل کند آنها تاکید داشتند که تا قبل از رسیدن به پاکستان کسی نباید از اعزام شما اطلاع حاصل کند فقط بعد از رسیدن به پاکستان از طریق تلفن که فقط 3 دقیقه مهلت داشتم که به خانواده اطلاع دهم که در کراچی هستم و قصد رفتن به اروپا برای ادامه تحصیل را دارم. این اولین دروغ تشکیلات فرقه‌ای به خانواده بود که گفته شد!!!

انحلال کمپ تیف و انتقال جداشدگان به شهرک ماوی 04 خرداد 1387

انحلال کمپ تیف و انتقال جداشدگان به شهرک ماوی

طی چهار سال گذشته کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد کوشیده است امکان انتقال جداشدگان مجاهدین خلق از عراق و پناهندگی آنان به کشورهای غربی را فراهم آورد اما به نظر می رسد هنوز موافقت این کشورها برای پذیرفتن مجاهدین جداشده جلب نشده باشد. طی همین مدت، ایران تنها کشوری بوده که حاضر شده جداشدگان از مجاهدین خلق را بپذیرد و آن گونه که دفتر مطبوعاتی ائتلاف تحت فرماندهی آمریکا در عراق به بی بی سی اطلاع داده، طی چهار سال گذشته 380 تن از جداشدگان از مجاهدین به خواست خود به ایران بازگشته اند.

کند و کاو 01 خرداد 1387

کند و کاو

وقتی اجازه تماس را نمی دهند چگونه میخواهند خلقی اسیر را ازاد کنند چگونه این افراد را بایستی از خانواده و علائق سنتی دور کرد و در یک محیط بسته زندانی کرد و خورشید و ماه این اتاق تاریک را مسعود رجوی قرار داد و او را تکرار کرد و از ذهن و دید او دید و شنید و بایستی این لحظات ر ا به یاد اورد. و اگر مادرت را به یاد اوردی این از لحظات زشت تو است و ضد انقلابی گری است و انرا باید نکوهید و طرد کرد زیرا در اینجا مادر تو جای رهبری را در ذهنت تنگ میکند شما مثل این را در چه فرهنگی دیده اید!

بیایید پویا باشیم 30 اردیبهشت 1387

بیایید پویا باشیم

داشتیم درباره ی پویایی حرف می زدیم و گفتیم رجوی کلی ازپویایی خوشش می آید واین که گناه نیست تا دیروز کلی نشست می گذاشت و می گفت که امپریالیسم و ببرکاغذی و کلی هم درباره ی آن حرف می زد وکلاس می گذاشت وپرچم هیهات من الذله بلند می کرد و تازه وقتی بن لادن طراحی پایین آوردن برج های دوقلو را انجام داد مسعود در یک نشست بزرگ گفت تازه این کار از آدم هایی با انقلاب ارتجایی برامد حالافکرش رابکن ببین اگراسلام انقلابی بود چه می شد؟؟ و بالاخره نمردیم واسلام انقلابی را دیدیم به این خاطرکه اولین کسی که به امریکای حقوق بشری!!! گفت صاحبخانه…

ســــــلاح نـــــــاموس رجــــــــوی – قسمت دوم 30 اردیبهشت 1387

ســــــلاح نـــــــاموس رجــــــــوی – قسمت دوم

درست است که از ما (ارتش فرقه) استفاده ابزاری می شد رجوی به ما می گفت ارتش را برای حمله و سرنگونی درست کرده ام ولی با همان سلاحهای داده شده به یگانهای زرهی و… به منطقه جلولا و کفری و… حمله کردیم و مثل ارتش صدام مردم کرد را کشتیم و آنها را سرکوب کردیم.در صورتیکه همان موقع تا نزدیکی مرز رفتیم ولی کسی دستور حمله به ایران را نداد و فقط مشغول پاکسازی مناطق عراقی بودیم.

ما کجائیم و تو کجا 30 اردیبهشت 1387

ما کجائیم و تو کجا

روابط و مناسبات پوشالی و ضد انسانی در سازمان مجاهدین در قالب حرفها و شعارهای بی معنی و پوچ که برای سرپا نگاه داشتن این تشکیلات می باشد دارای واژه هایی خاص می باشد که برای بیرون از این روابط برده داری نوین کاملا غیر قابل درک و فهم است از جمله آنها” انقلاب مریم” است که تحت این عنوان بطور کاذب و فرمالیستی فقط جهت سوء استفاده از زنان و در مقابله با مردان این سازمان بکار گرفته می شود.

با منصور عصاری 29 اردیبهشت 1387

با منصور عصاری

او مکثی کرد و گفت: اوقات شخصی؟!، سازمان برای کسی اوقات شخصی قائل نبود کسی نمی توانست برای خودش برنامه ای داشته باشد برنامه ها همه جمعی بودند،همه باید در اختیار تشکیلات باشند هیچ اختیاری از خودمان نداشتیم، دائم باید در ارتباط با مسئول بالاتر می بودیم و مرتب رد بدهیم که من فلان جا هستم حق نداشتیم خودسرانه به قرارگاه برویم و حتما باید با مسئول بالاتر تردد می کردیم، حتی برای دوش گرفتن که زمان محدود و کمی داشت باید با مافوق هماهنگ می شدیم و اجازه می گرفتیم، آزادی فردی وجود نداشت.

مکاتبه ی بهار ایرانی با مسعود بنی صدر 25 اردیبهشت 1387

مکاتبه ی بهار ایرانی با مسعود بنی صدر

همه ما کم و بیش از آن گذشته خاطره هایی از این دست به ایام میانسالی آورده ایم. شاید خوش آیندترین این خاطره برای تو همان رفتن به اطاق پدر و آرام گرفتن در آغوشش و آن تک بوسه ای باشد که وعده گاهش فقط یکبار در سال و آن هم روز عید بوده است. از آن روزها تا اکنون میانسالی انبوه و انباشته از عیدهایی است که در پس هر کدامشان قد کشیده ایم و پشت لبمان سبز شده و بعد عاشق شده ایم. در این تجربه همگانی و شیرین اما یا به وصال رسیده ایم و یا به قول رولان تا پایان عمر در از دست دادنش حسرت خورده ایم. رشته کلام از دستم گرفته شد. داشتم می گفتم در این روزها و ایام مردم بی آنکه هم را بشناسند فقط می دانند ایرانی هستند و همین برای ادای احترام و خویشاوندی شان کافی است.

دوران اسارت در کمپ امریکایی ها – قسمت پنجم 24 اردیبهشت 1387

دوران اسارت در کمپ امریکایی ها – قسمت پنجم

امروز چند نفر از بچه های قدیمی آمده اند و بچه های پاکستانی به آنها گیر داده اند که شما باید انقلاب کنید، این نفرات پاکستانی کسانی هستند که به بهانه کار فریب خورده اند ولی جالب این است که در زمانی که در قرارگاه بودند انقلابی دوآتشه بودند و دائم خواهر مریم! خواهر مریم میکردند. حتی در دوران مصاحبه با وزارت خارجه اینها شده بودند سمبل انقلاب خواهر مریم چون در مصاحبه با نفرات امریکایی گفته بودند ایدئولوژی خواهر مریم جهانی است و افتخار میکنند که اولین پاکستانی هستند که مجاهد شده اند، اما وقتی سر قبیله اشان برید و به کمپ آمد هم آنها پشت سر او راه افتادند و حالا همان سمبلهای انقلاب اینجا هم می خواهند بقول خواهر مریم نفرات را” به انقلابونند!” ولی این بار با عکسهای مجله سکسی که کله مریم و مسعود، فهیمه، شریف، احمد واقف، و نسرین و….. را روی عکس مجله ها چسبانده اند. بهرحال اینه همه اش از نتایج به زور آوردن نفرات برای مبارزه است.

گر مرید راه عشقی فکر بد نامی مکن 23 اردیبهشت 1387

گر مرید راه عشقی فکر بد نامی مکن

خانم هشترودی! 11 دی ماه بی گمان در تاریخ ذهنی خیلی ها ماندگار خواهد ماند. ضربه ای که مجاهدین از این جدایی و دیدار دریافت کردند بسیار بیشتر از آنی بود که گمان می کردند. آنان در ابتدا سعی داشتند با سکوت در قبال جدایی شما آن را کم اهمیت جلوه دهند اما شما ضربه را از جایی به آنها زدید که گمانش را هم نمی کردند. البته شما نیز همانند تمامی جداشدگان می دانید که قطعا وقتی اعضای قدیمی و عادی باند رجوی از آن جدا شوند ترفند”مهره ی اطلاعات” و”جاسوس بودن” بدرقه ی راهشان می شود. اماجدایی یکی از اعضای شورای ملی مقاومت یعنی عمق فاجعه های فراوان برای فرقه ی رجوی، یعنی این که به زعم مجاهدین رژیم تا پشت درب اتاق خواب مسعود نفوذ کرده است و قطعا این مساله با بزرگنمایی و خیالبافی های باند رجوی درمورد بزرگ ترین اپوزیسیون رژیم آخوندی بودن! سال های نوری فاصله دارد.

blank
blank
blank