مادرت دلتنگ توست نامه فواد بصری به محمد جعفر نجفی در کمپ آلبانی
در کنار هم برای ایران برای ایران باید برخاست
چند کلامی تامل برانگیز پیام علی پوراحمد به اسیران رجوی در اسارتگاه مانز آلبانی
از پیوستن تا رهایی – قسمت هجدهم
در قسمت قبل تا آنجا گفتم که مرا برای نشست مریم و مسعود صدا کردند. ابتدا فکر کردم تنها هستم و در ذهنم هزاران سوال بی جواب بود. اما کم کم متوجه شدم که 15 نفر از اعضای غیر مجاهد دیگر هم هستند. در همان نشست قرارگاه باقرزاده، رجوی با مقدمه ای در خصوص نیروهای […]
کمپ موسوم به تیف اولین دریچه آزادی – قسمت ششم
در قسمت قبل تا آنجا گفتم که بعد از اولین تماسم با خانواده ام ، سوالات زیادی در ذهنم ایجاد شده بود که در تنهایی به آنها اندیشیدم. اما حالا احساس می کردم بعد از سالها برای انبوه سوالاتی که رجوی در ذهن ما القاء کرده بود و طی این سالها بر دوش و روح […]
۶ آبان ماه، شروع اسارت ۲۰ ساله ام در تشکیلات رجوی
روز شش آبان برای من روز خاصی است، روزی که با هزاران امید فکر می کردم برای آزادی مردم ایران هر چند کوچک گامی بر می دارم ولی چه سود که این امید به یاس و ناامیدی تبدیل شد و در چاهی فرو رفتم که بازگشت از آن بسیار سخت بود و هر چقدر زمان […]
کمپ موسوم به تیف اولین دریچه آزادی – قسمت پنجم
در قسمت قبل از اولین تماس با خانواده گفتم. صدای مضطرب وهیجان زده ای در گوشم پیچید. علی تو هستی؟ برادر عزیزم کجا بودی در این سالها؟ بغض در گلویش بود. صدایش لحظه ای قطع شد. هق هق گریه امانش نمی داد . قدری که آرام گرفتم سوالات من شروع شد. دلهره عجیبی در مورد […]
۶ ماه حضور در زندان فرقه بر من چگونه گذشت – قسمت پایانی
در قسمت قبل توضیح دادم که چگونه نسرین سعی کرد با مظلوم نمایی مرا از تصمیمم برای جدایی از تشکیلات، منصرف کند. صبح روز بعد از برگشت از نشست نسرین، فرید از مسئولین نزد من آمد و گفت گزارشی برای خواهر نسرین نوشتی؟ وی فکر می کرد صحبت های شب قبل نسرین روی من تاثیر […]
کمپ موسوم به تیف اولین دریچه آزادی – قسمت چهارم
در قسمت قبل به این موضوع اشاره کردم که تحت تاثیر تبلیغات فریبنده مجاهدین ما برای حفظ جان خانواده هایمان تمایلی برای برقراری تماس از خود نشان نمی دادیم تا برای آنها مشکل امنیتی بوجود نیاید. به هر ترتیب در جریان یکی از تماسها، دوستم که با خانواده اش در شمال تماس گرفته بود، از […]
مصاحبه اریسا رحیمی با علی اصغر زمانی و بیجار رحیمی
علی اصغر زمانی و بیجار رحیمی از اعضای سابق سازمان مجاهدین خلق هستند که هر دو در آلبانی از این گروه جدا شدند و قدم به دنیای آزاد گذاشتند. سازمان مجاهدین خلق هر دو این افراد را – همچون صدها تن دیگر – با ترفند کمک برای فراهم کردن شرایط مهاجرت به کشورهای اروپایی به […]
مصاحبه فرح شیلاندری با عاطفه سبدانی – قسمت اول
مقدمه پیش از پرداختن به گفتگو و پرسشهای مطرح شده با خانم عاطفه سبدانی، لازم می دانم مقدمه ای دربارۀ انگیزۀ خودم از چرایی ِ انجام این مصاحبه بنویسم. نخستین مقالۀ بلند من در ارتباط با سازمان مجاهدین با نام “آیا سازمان مجاهدین خلق فرقه است؟” در سال ۲۰۲۲ منتشر شد که پژوهشی ست در […]
کمپ موسوم به تیف اولین دریچه آزادی – قسمت سوم
در قسمت قبل از ورودم به تیف گفتم. اولین شبی که بعد از سالها خودم تصمیم گرفتم چه ساعتی بخوابم! ساعت 9 صبح با صدای یکی از بچه های هم چادری از خواب بیدار شدم، بساط صبحانه را پهن کرده بودند.هر 8 نفر به دور سفره صبحانه جمع شدیم بار دیگر بازار تیکه پرانی و […]
از پیوستن تا رهایی – قسمت هفدهم
در قسمت شانزدهم به نشست ها و روش های کنترل افراد در خصوص انقلاب ایدئولوژیک و تبعات و تاثیرات آن روی نیروها توضیح دادم، اما به دلیل اینکه پرداختن تخصصی و دقیق به موضوع انقلاب ایدئولوژیک از اهداف این مطلب نیست و همچنانکه از اسم مطلب “از پیوستن تا رهایی” پیداست، به آن بخش و […]
تبریک بخشعلی علیزاده به غلامرضا شکری
با سلام و عرض تبریک به شما دوست گرامی و ارجمند و مقاومم. رهایی شما از اردوگاه پناهندگان آلبانی جای تبریک دارد. زیرا در مقابل فشارهای طاقت فرسایی که برای شما و خانواده ات بوجود آوردند جا نزده و محکم مثل کوه استوار ایستادی و گردن خم نکردی، درود درود درود! در زمانه ای که […]
خاطرات فواد بصری از لحظه اسارت تا رهایی از مجاهدین خلق – قسمت سیزدهم
در قسمت قبل تا آنجا گفتم که ما را به قسمت پذیرش منتقل کردند. خودم را به مسئول آنجا معرفی کردم و مشغول به کار شدم. چند نفری در محوطه داشتند گل یا پوچ بازی می کردند . در ساعت استراحت موفق شدم با یکی از آنها صحبت کنم . خواسم ببینم چگونه سر از […]

