به یاد مادر فرزان پورعابد مادران، منتظران بدرود یافته – قسمت سی ام
خودت به گذشته نگاه کن و قضاوت کن نامه عزیز الله رستمی به برادرش داریوش اسیر در کمپ مجاهدین
تجدید عهد با انجمن نجات دیدار با برادر محمد مهابادی در دفتر انجمن نجات اصفهان
دلنوشته سید سعید علویان برای برادرش سید هادی علویان
سید هادی علویان از اسرای جنگی بود که در سال 68 فریب وعده های دروغین رهبران مجاهدین خلق را خورد و به کمپ اشرف برده شد. ازآن زمان تاکنون رهبران مجاهدین به وی اجازه ندادند که او با خانواده اش ارتباط بگیرد. سید سعید برادر وی سالهاست که به هرطریق تلاش کرده تا شاید بتواند […]
نامه سمیره شیخ منصور رامهرمزی به برادرش نصار گرفتار در کمپ مانز
نصار شیخ منصور رامهرمزی در سال 1362 در زمان جنگ ایران و عراق، به اسارت نیروهای عراقی درآمد. درسال 1368 مسئولین مجاهدین نصار و تعدادی دیگر از اسرا را با دادن وعده آزادی زودرس به کمپ اشرف می برند. وعده ایی که رهبران مجاهدین به آن پایبند نبودند و نصار را در اسارت ذهنی و […]
نامه مهوش جهانبانی به همسرش علی ابراهیمی گرفتار در کمپ مانز آلبانی
علی ابراهیمی همسر خانم جهانبانی است که اوایل جنگ تحمیلی علیرغم داشتن دو فرزند اسیر نیروهای عراق می شود. ایشان در سال 68 فریب وعده آزادی زودرس مسئولان مجاهدین خلق را خورده و به کمپ اشرف می رود. از آن زمان به بعد فرقه مجاهدین با استفاده از روش های کنترل ذهن علی ابراهیمی را […]
دیدار برادر علی مدد صادقی با مسئول انجمن نجات زنجان
صادق صادقی برادر چشم انتظار عضو اسیر در کمپ مجاهدین خلق در آلبانی – علی مدد صادقی، به جهت پیگیری نتیجه ارسال نامه های تحویلی توسط اعضای انجمن نجات آلبانی به مسئولین صلیب سرخ در آلبانی در دفتر انجمن نجات استان زنجان حضور یافت و با اعضای این انجمن گفتگو کرد. صادق صادقی ضمن قدردانی […]
دیدار اعضای انجمن نجات مازندران با برادر راضیه قدمی
اعضای انجمن نجات مازندران با اصغر قدمی برادر راضیه قدمی در شهر سیمرغ دیدار کردند. راضیه قدمی سال های طولانی است در تشکیلات مجاهدین خلق گرفتار شده است و هم اکنون در کمپ مانز در آلبانی مستقر می باشد. اصغر قدمی سالیان متمادی پیگیر کار خواهرش می باشد و برای رهایی او زحمات زیادی کشیده […]
پیام رقیه لقمانی به برادرش جمشید لقمانی در کمپ مجاهدین خلق
سلام جمشید جان امیدوارم سلامت و تندرست باشید. ما همه خوبیم و مشغول کار کشاورزی در شالیزار. حتما خاطرات خوب و خوشی برایت زنده شد. حقیقت این خاطرات برای ما هم زنده شد که با هم شاد و خندان در کنار خانواده کار وتلاش میکردیم و خوش بودیم. البته جمشید جان من خواهر کوچک و […]
قدردانی جنبش دادخواهی گیلک مادران از انجمن نجات آلبانی
اعضای فعال انجمن نجات آلبانی به تاریخ ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۴ در شهر دورس آلبانی مقابل شهرداری با در دست داشتن پلاکاردهای حمایت از خانواده های دردمند و چشم انتظار، خواستار فراهم نمودن بستر ملاقات اعضای اسیر مجاهدین خلق با خانواده های شان شدند که خوشبختانه با واکنش مطلوب و مثبت مسئولین امر مواجه شدند و […]
ملاقات اعضای انجمن نجات مازندران با فرزند عبدالحسین آهنگر طبقی
من به همراه آقای محمد رضا گلی به دیدار خانواده عبدالحسین آهنگر رفتیم. پسر عبدالحسین یعنی آقای علی اصغر آهنگر طبقی با دیدن ما بسیار خوشحال شد. باید قبل از آن به این نکته اشاره کنیم که آقای علی اصغر آهنگر از خانواده های فعال انجمن نجات مازندران می باشند که برای رهایی پدرشان همه […]
از مادری دل شکسته به فرزندی دور افتاده
یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور از مادری دل شکسته به فرزندی دور افتاده. حسین عزیزتر از جانم پسر عزیز مهربانم سلام. سلامی از اعماق وجودم از این قلب رنجور و بی تابم به تو پسر دلبندم. آیا خبرداری که از فراق و دوری ات […]
شکست فریب در اشرف؛ پیروزی خانواده بر ماشین شست و شوی مغزی رجوی
مقدمه در یکی از فصلهای تاریک تاریخ سازمان تروریستی مجاهدین خلق به رهبری مسعود رجوی، ماجرایی رخ داد که نشان داد پیوند خانواده از هر ابزار شست و شوی مغزی قویتر است. خانوادههایی که برای دیدار عزیزان خود به درِ قرارگاه اشرف آمدند، با نقشهای روبهرو شدند که هدفش نه پاسخ به این نیاز عاطفی، […]
بیاد مادر آتابای مهربان که حسرت بدل رفت
روز 5 خرداد مصادف است با پنجمین سالگرد فوت مادر آتابای، روزی که هر ساله در سالگرد آن مادر مرحومه و بزرگوار دلهای زیادی غمگین می شوند، بخصوص خودم که از نزدیک با ایشان دیدار داشتم و افتخار بوسیدن دستش را خداوند به من ارزانی داشت. برای اولین و آخرین باری که او را دیدم […]
برادر جان تماس بگیر تا با شنیدن صدایت جان تازه ای بگیریم
برادر جان مدتی است که برایت نامه ننوشتم. نمی دانم الان در چه حالی هستی. فقط می دانم که تو در کمپ مجاهدین خلق در کشور آلبانی هستی. نمی دانم از حال و روز ما که در این سالیان چه سختی هایی را از بابت دوری و بی خبری از تو متحمل شدیم خبر داری […]

