به اصل زندگی برگرد نامه اسماعیل فلاح رنجکش به ابراهیم چرم فروش عضو اسیر رجوی
نظر الف. مینو سپهر در مورد دیدگاه بهار ایرانی
بنده بعنوان یک کنکاشگر (نه عضوقبلی وغیرو) به آخرین نوشته و توصیه دوستانه شما! انتقاد نموده وآنرا درراستای نوعی تنفس دهان به دهان برای جلوگیری ازاین بیمار درحال مرگ به شمار میاورم. بخشی ازنوشته شما متاسفانه بیشتر اعضای جداشده سازمان نیز رویه ای کم وبیش مطابق خواست مجاهدین رادنبال می کنند.(تنها به قاضی رفتن وراضی یرگشتن) ومادراین میان کم ترشاهد اقدام ویا اقداماتی درجهت تامل وایجاد فضای گفتمان دوطرفه با مجاهدین هستیم.
دوران اسارت در کمپ امریکایی ها – قسمت دوم
داستان از این قرار بود که در نشست یگان آنها وی اعلام کرده بود که قصد خارج شدن از تشکیلات را دارد و زن مسئول منتظر بوده که نفرات دیگر به او حمله کنند و او را سرکوب نمایند و در کمال تعجب وی کسی عکس العملی نشان نمی دهد. سپس زن مربوطه شروع به گریه کردن می کند و آه ناله که ما این همه سختی تحمل کردیم و….. و حالا شما می خواهید ما را تنها بگذارید و پشت خواهر مریم را خالی کنید و در میان این حرفها شروع میکند از سختی دوران که شبیه به درد زایمان است صحبت کردن و اینکه چطور خودش به سختی بچه اش را زایمان کرده و… و اینکه درد موقتی است و بعد از آن شیرینی دارد.
رشد روند فرار و جدایی از زندان بزرگ اشرف در عراق
این شرایط در حالی است که رهبری فرقه مانع از انتشار اخبار مربوط به این جداییهای گسترده و ریزش نیرو در بدنهی تشکیلات سازمان مجاهدین خلق شده است، چرا که انتشار اخبار جدایی اعضای سازمان مجاهدین از این فرقه موجب گسترش هر چه بیشتر این روند خواهد شد.
سنت یکسویه نگری به مجاهدین را پایان دهید
اما مجاهدین در مواجهه با رسانه های آزاد با تقسیم بندی دو قطبی آنها به خودی و غیر خودی مجال هر گونه تعامل با مخالفین و منتقدین و بعضا طرفداران خود را مسدود کرده اند. با درک این ضرورت و از سر ناگزیری اخیرا مجاهدین به تاسی و الگوبرداری ناشیانه ای از نوع سیمنارهای سیاسی در اشرف مبادرت نموده اند که در نوع خود جالب و دیدنی است. فی المثل با طرح موضوعی اعضای سازمان از زوایای مختلف درباره آن صحبت می کنند و به تناوب از حاضرین خواسته می شود درباره موضوع و محتوای سخنرانی ها سوالات و ابهامات خود را مطرح کنند.
مسافرانی غریب
یک کنفرانس خبری با ابتکار انساندوستانه انجمن”حمایت از مهاجرین و ایرانیان مقیم فرانسه” (آریا) و در حضور تعدادی از جدید ترین اعضاء جدا شده از سازمان مجاهدین که خود را به پاریس رسانده بودند، راس ساعت 1700روز شنبه 5 آوریل 2008 با شرکت تعدادی از شهروندان ایرانی، فرانسوی و با همراهی دیگر شخصیت های مطبوعاتی،سیاسی،رسانه ای و سایر انجمن های حقوق بشری برگزار شد.
دیدار با آقای طارق الحرب رئیس کانون وکلای عراق
در این ملاقات در خصوص تضییقاتی که سازمان مجاهدین خلق علاوه بر ملتین ایران و عراق علیه اعضای ناراضی خود نیز صورت داده است توضیحات مبسوطی ارائه شد. مواردی از قبیل اقدامات تروریستی در داخل شهرهای ایران علیه شهروندان بی گناه با پشتیبانی صدام حسین، شرکت در سرکوب کردها و شیعیان عراقی در دوران حکومت بعث، و همچنین شکنجه و زندانی نمودن اعضای منتقد و مخالف در درون سازمان برای آقای طارق الحرب تشریح گردید.
گفتگوی با دو تن از نجات یافتگان از سازمان مجاهدین خلق
تصویری که از سازمان داشتم آن چیزی نبود که در عمل دیدم. آنچه فکر میکردم با آنچه مشاهده کردم از زمین تا آسمان فرق میکرد. چیزی که خیلی بارز و شاخص بود مقوله خانواده بود که در بدو ورود اصلا اشاره ای به آن نکردند که خانواده دشمن مبارزه است. تحقیر و توهین روزمره رواج داشت و مدام توی سر افراد میزدند. هرگونه عاطفه و علاقه به غیر از در خصوص رهبری حرام بود. فرد را از خودش تهی میکردند. یک سره بحث های مزخرف در مورد زن میکردند که نهایتا حاصل آن این بود که همه زن ها ملک طلق مسعود رجوی هستند. آزادی زن که سازمان ادعا میکند دروغ محض است.
بودن یا نبودن در حصار رجوی
رجوی به جای آنکه اجازه ی رشد و تعالی به زن اشرف بدهد دست و پای زنان را برای مشارکت های ملموس اجتماعی بست و ازآنان به عنوان افرادی در جهت مطامع خود بهره برد. تا قبل از جریان طلاقهای ایدئولوژیک، از زنان برای کامجویی بیشتر مردان استفاده کرد ودخترکان تازه واردی را که در بی خبری و با امید مبارزه برای خلق! وارد اشرف شده بودند به مردان وخود هبه کرد تا زمینه برای تمکین هر چه بیشتر مردان اشرف فراهم آید. آیا این مساله منافات شدیدی با این گفته ی مریم رجوی ندارد که:” اگر زن موجودی آگاه، آزاد، و مختار است درنتیجه خودش باید تعیین کند که چه بکند، چه نکند و اینکه آزاد باشد چه بپوشد، چه نپوشد، با کی ازدواج کند، با کی ازدواج نکند، زمانی که می خواهد طلاق بگیرد یا نگیرد.”
مثالهایی از انقلاب خواهر مریم
نفر اول برادر مسئولی بود که به گفته خودش 20 سال سابقه مبارزه و فارغ التحصیل رشته مهندسی، گفت: خواهر به خدا اگر از خودم بگویم، من تازه فهمیدم که واقعا گاوی بیش نبودم، واقعا خواهر مریم وقتی مثالی و یا نمونه ای میگوید خیلی راه گشا است. من هم واقعا در مسیر انقلاب مریم مثل گاو وسط خیابان ایستاده بودم و هرچه ماشین انقلاب بوق می زد توجه نمیکردم و همینطور راه انقلاب را بسته بودم.
دادخواهی اعضای جداشده سازمان مجاهدین خلق
بنابراین نزدیک به 17 سال از عمر من بالاجبار در عراق و علیرغم میل خودم تلف شده است و چنانچه آمریکا عراق را اشغال نکرده بود معلوم نبود تا چه زمانی باید در اشرف می ماندم. سازمان ادعا میکرد که راه های ورودی سازمان بسته است ولی راه های خروجی کاملا باز است. مرا اغفال کردند و ظاهرا برای مدت کوتاه به عراق بردند ولی بعدا گفتند که راه خروج از سازمان تنها به زندان ابوغریب در عراق باز است. خیلی ها را هم به زندان ابوغریب فرستاده بودند و لذا من مجبور بودم در سازمان بمانم.
اولین گروه جداشدگان از مجاهدین خلق به فرانسه رسیدند
بیش از دو ماه پیش گزارش هایی مبنی بر خروج مخفیانه تعدادی از جدا شدگان از سازمان مجاهدین خلق از عراق و تلاش آنها برای رسیدن به کشورهای اروپای غربی، به ویژه فرانسه، از طریق ترکیه و یونان و ایتالیا منتشر شد. بنا بر گزارش ها تعدادی از این افراد در کشور ترکیه دستگیر شده و مجددا به عراق بازگردانده شدند، اما به گفته جواد فیروزمند، سخنگوی انجمن حمایت از مهاجرین و ایرانیان مقیم فرانسه (آریا)، این گروه اولین گروهی هستند که موفق شده اند خودشان را به فرانسه برسانند.
دادخواهی آقایان اصغر فرزین، رضا صادقی و علی بیگلری
دادخواهی آقایان اصغر فرزین، رضا صادقی، و علی بیگلری اعضای جداشده سازمان مجاهدین خلق، به مراجع قضایی عراق علیه این سازمان و درخواست رسیدگی مقامات عراقی به وضعیت قرارگاه اشرف من اصغر فرزین (رامین) متولد 1344 (1965) در آبادان هستم. در سال 1366 (1987) برای ادامه تحصیل به کشور ترکیه رفتم و در آن کشور […]

