جمعه, ۱۰ مهر , ۱۴۰۵
  • ابراز احساسات مردم آلبانی در مواجهه با رنج اسیران مجاهدین 07 مهر 1405

    روایت حمید آتابای
    ابراز احساسات مردم آلبانی در مواجهه با رنج اسیران مجاهدین

    در ترکیب بزرگ سه تیم کاری برای نصب سقف فلاشینگ و متعلقات آن به شهر کوکس رفتیم. صبح زود، ساعت ۵، حرکت کردیم تا بتوانیم از زمان برای کار استفاده بکنیم. تیم سقف، که خیلی بزرگ بود و از قبل امکاناتش را منتقل کرده بود، شروع به نصب کرد. تیم ما فلاشینگ‌هایی را که خودمان […]

با فرزندانم به یاد شهدای میناب 06 مهر 1405

به مناسبت بازگشایی مدرسه ها با فرزندانم به یاد شهدای میناب

سورپرایز تولد در کانون گرم خانواده 05 مهر 1405

به مناسبت سالروز تولدم سورپرایز تولد در کانون گرم خانواده

معرفی انقلاب 17 شهریور 1387

معرفی انقلاب

جالب ترین داستان برای خانم معلم بحث رهایی زن است، وقتی برایش تعریف می کنم که چه بهایی برای رهایی زن پرداخته ایم دلش را می گیرد و چنان می خندد که بیا و ببین. بنده خدا باور نمی کند که آدمهای مبارزی با 20 سال سابقه زیردست یک دختربچه قرار بگیرند برای اینکه ارزشهای مردسالارانه اشان از بین برود و جالب اینکه خانم معلم می گوید انوقت باید سالها با توهم و خود بزرگ بینی اون زن جنگید و من مجبورم که دوباره از انقلاب دفاع کنم.

مصاحبه با هادی شبانی – قسمت هفتم 16 شهریور 1387

مصاحبه با هادی شبانی – قسمت هفتم

علی رغم ادعاهای مجاهدین بیشتر امورات اداری سازمان در این کشورها با رشوه دادن به مامورین و عوامل اطلاعاتی و امنیتی آنان انجام می گرفت آنان با دادن پولهای کلان به قاچاقچی ها حتی بعضا پاسپورت و مدارک شناسایی و…. جعل می کردند.آنان در غالب فرودگاهها مامورین امنیتی را خریده و مشکلات خود را حل میکردند غالب پیک های آنان از قاچاقچی های ترک و کرد و بلوچ پاکستان بودند…

خاطرات دوران اسارت در کمپ امریکایی ها – قسمت نهم 31 مرداد 1387

خاطرات دوران اسارت در کمپ امریکایی ها – قسمت نهم

آمار ایرانی ها مثل بازار بورس بالا و پائین میشه، هر شایعه ای که می سازند روی تصمیم گیری ها تاثیر داره. عکسهایی که آمریکای ها روی تابلو گذاشته اند تاثیر مثبت داره. چهره بچه ها خندان و نرمال وقتی که دارند سوار اتوبوسهای ایرانی می شوند.امشب حقوق دادند. وقتی من اعتراض کردم که پولم کم شده، افسر مربوطه ساعت کار را حساب کرد وقراره که ماه بعد پول را اضافه کنند. در ضمن ما خریدن تلویزیون را منتفی کردیم چون شایعه جدید اینه که بعداز رفتن ایرانی ها ما را تعیین تکلیف می کنند.

خاطرات خانم مرضیه قرصی – قسمت چهاردهم 31 مرداد 1387

خاطرات خانم مرضیه قرصی – قسمت چهاردهم

فرزندم سعید همه وجودم را تسخیر کرده بود، از خودم شرم می کردم و در آن لحظات رهبران سازمان چون لاشخورها و کرکس هایی بودند که خانواده ام را به راحتی متلاشی کردند و به فرزندم سعید ستم فراوان نمودند زیرا در بغداد با فشار همه جانبه، فرزند شیرخواره ام را از دست من گرفتند و سالها او را از محبت مادرانه محروم کردند و این موضوع مرا خیلی آزار میداد.

رژیم طالبان و سازمان مجاهدین 26 مرداد 1387

رژیم طالبان و سازمان مجاهدین

چند سال پیش یعنی قبل از سرنگونی صدام و غیبت کبری برادر یک روز به ما گفته شد که برای شنا به رودخانه می رویم ولی قبل از آن توجیه توسط برادر مسئول انجام میشه و ما هم می دانستیم که طبق معمول صدتا ضابطه ایمنی از قبیل شیرجه ممنوع، شنا در عمق ممنوع، شوخی یدی ممنوع، کشتی در آب ممنوع، هل دادن در آب ممنوع، کشیدن ممنوع، توقف……خواهند خواند.

تبریک به مناسبت ازدواج آقای ابراهیم خدابنده 21 مرداد 1387

تبریک به مناسبت ازدواج آقای ابراهیم خدابنده

مسلما ازدواج آقای ابراهیم خدابنده که روزی مسئول روابط خارجی این فرقه بود برای سران آن خیلی دردناک و ناخوشایند جلوه خواهد کرد. به امید آزادی همه اسرای در بند کمپ اشرف.در انتها مجددا برای این زوج سعادتمند آرزوی خوشبختی میکنیم و این وصلت فرخنده را به ایشان تبریک می گوئیم.

تبریک به آقای ابراهیم خدابنده 20 مرداد 1387

تبریک به آقای ابراهیم خدابنده

ازدواج شما را تبریک می گویم و برایتان سالهایی از شادی و موفقیت آرزو دارم. خانواده و دوستانم در انجمن نجات همگی این شادکامی را به کامتان همیشه شیرین می خوانند.

بدون تیتراژ 19 مرداد 1387

بدون تیتراژ

چند هفته ای بود که از نشستهای طعمه می گذشت و آخرین بحث برادر مسعود هم خیلی صدا کرده بود و همه باید این بحث را روی خود می بردند یا به عبارتی گذشته تشکیلاتی خود را با شاخص این بحث مرور می کردند.قرار هم بر این بود که نفرات هرچه قدیمی تر و پرسابقه تر بیشتر این بحث را روی خودشان ببرند یعنی به خود بگیرند. موضوع بحث” پوفیوزی” بود، یعنی اینکه مجاهدین باید تک به تک خود را مورد بررسی قرار دهند که چقدر پوفیوز هستند.

مجاهدین، تصویری که آرام محو می شود 10 مرداد 1387

مجاهدین، تصویری که آرام محو می شود

پر واضح است خانم امیری خواهر دلسوز آقای علیرضا امیری که برادرش نه سال است تحت اسارت رهبران مجاهدین قرار دارد همانند سایر اعضای خانواده های عضو انجمن نجات که عزیزان و بستگان دلبندشان سالهاست در اسارت تروریست های مجاهدین در بیابانی بد آب و هوا و در محیطی کاملا نامساعد و شرایطی سخت بسر می برند در تلاشی مدام و مستمر جهت رهایی او خواهد کوشید و ماهیت بیرحم و بی احساس رهبران مجاهدین را نزد ارگان های جهانی ذیربط و نهادهای حقوق بشری بین المللی آشکار خواهد نمود.

مصاحبه با هادی شبانی – قسمت ششم 07 مرداد 1387

مصاحبه با هادی شبانی – قسمت ششم

شیوه کار ما این بود که ما دنبال نیرو نمی رفتیم ولی افراد تازه وارد به محض ورود و تماس با سرپل سازمان در ترکیه به ما اطلاع داده و سریعا به سراغ او می رفتیم و در اولین فرصت از او گزارش پروسه فعالیت و…. تهیه می کردیم و بعدا یکی دو بار با او ملاقات می کردیم تا بتوانیم گزارش و نظر نهایی را به مسئولین سازمان بدهیم و به دنبال این گزارش منتظر جواب آنها بودیم تا نتیجه برخورد نهایی و جذب و… را با فرد تازه وارد انجام دهیم که معمولا جواب مثبت بود.

تشریح عملیات فروغ جاویدان به روایت عضو گروه مجاهدین 06 مرداد 1387

تشریح عملیات فروغ جاویدان به روایت عضو گروه مجاهدین

پس از اعلام پذیرش قطعنامه 598 از سوی ایران، مجاهدین طی هماهنگی با رژیم صدام، اقدام به حمله‌ای کور علیه ایران کردند به این ترتیب که قرار شد تا ارتش عراق با هجوم سنگین به مناطق جنوبی ایران، نیروهای ایران را به خود مشغول کند تا نیروهای مجاهدین بتوانند به‌راحتی وارد ایران شده و تا تهران پیشروی کنند اما…

کمپ جدیدی برای کمک به نجات یافتگان 24 تیر 1387

کمپ جدیدی برای کمک به نجات یافتگان

محل این کمپ هنوز بصورت رسمی از طرف ارتش آمریکا یا حکومت خود مختار اعلام نگردیده است.لازم به ذکر است که علاوه بر صدها جدا شده از سازمان که بعد از تعطیل شدن کمپ تیپف در کنار بازداشتگاه اشرف در نقاط مختلف سرگردان شدند، تعدادی قریب به سیصد نفر نیز در خود بازداشتگاه اشرف به سر می برند که با وجود تمامی فشارهای موجود عملا از دستورات رهبران فرقه سرباز زده و در محلی بنام”خروجی” جدای از دیگران زندگی می کنند.

blank
blank
blank