اعضاء جداشده از فرقه رجوی

روند جدایی شما از سازمان مجاهدین خلق چگونه بود؟

مصاحبه با آقای علی جهانی فرد

سایت ایران قلم:

با تشکر از شما آقای جهانی فر که در این مصاحبه شرکت کردید. شما و سایر دوستانتان آخرین گروهی بودید که توانسته اید خودتان را از اسارتگاه اشرف در عراق به دنیای آزاد و اروپا برسانید که البته روشن است که این خروج و حضور شما در اروپا بسادگی میسر نشده و رنج و مشقت های فراوانی را متحمل شده اید. قبل از اینکه سؤالات خودم را مطرح کنم خواهش می کنم در ابتدا بیوگرافی مختصری از خودتان بیان کنید.

علی جهانی فرد:

من هم از شما متشکرم که این فرصت را به من دادید. من علی جهانی فرد هستم. تحصیلاتم را تا دیپلم ادامه دادم. در سال 1358 با سازمان مجاهدین خلق اشنایی پیدا کردم و بعد از شروع مبارزه مسلحانه توسط سازمان و آغاز ترورها و دستگیری ها در سال 1360 من هم دستگیر شدم، مدتی را در زندان جمهوری اسلامی بودم و بعد از آزادی و به منظور پیوستن به مجاهدین خلق توسط پیک های این سازمان به عراق رفتم. تا سال 1373 در عراق و قرارگاه های سازمان فعالیت می کردم. در این سال تعداد زیادی از اعضای سازمان به منظور کارهای پشتیبانی و تبلیغاتی و سیاسی و همچنین حفاظت از مریم رجوی قرار شد به همراه وی به اروپا بروند و در کشورهای مختلف اروپایی مستقر بشوند که من نیز یکی از آنها بودم. در سال 1376 با فریب و نیرنگ و بر خلاف میلم مجدداً سازمان مرا به عراق برگرداند و سرانجام بعد از سرنگونی رژیم صدام حسین و بعد از 20 سال همکاری و عضویت در این سازمان از این فرقه جداشدم.

سایت ایران قلم:

روند جدایی شما از سازمان مجاهدین خلق چگونه بود؟ در احزاب و سازمان های سیاسی در اروپا و در سطح جهان، حتی کشورهای جهان سوم، وقتی که فرد اختلاف نظر با حزب و سازمان سیاسی خود پیدا می کند، استعفا می دهد و درخواست جدایی می کند. این موضوع در سازمان مجاهدین خلق چگونه است؟

علی جهانی فرد:

اساساً جدایی از سازمان مجاهدین با آنچه که شما در احزاب و سازمان های سیاسی در کشورهای دیگر بسیار متفاوت است و این نیز از ماهیت فرقه گرایانه و دیکتاتوری فردی حاکم بر سازمان مجاهدین خلق بیرون می آید. من با اینکه سال ها عضو سازمان مجاهیدن خلق بودم ولی از حق و حقوق یک عضو بی بهره بودم، اساسا در سازمان مجاهدین خلق اساسنامه و مرامنامه ای وجود ندارد که حقوق اعضا بر اساس آن دنبال و پیگیری شود. همه چیز بر اساس فریب و نیرنگ است. بطور مثال هنگامیکه من را در سال 1376 با هزار نیرنگ ازاروپا به عراق برگرداندند، قرار بود دوباره من را برگردانند. اما سازمان پاسپورت مرا در اردن گرفت تا مهر ورود به عراق نخورد و در واقع به قول خودش غیر قانونی وارد عراق شوم، البته سازمان این موضوع را با اطلاع مقامات رژیم صدام حسین انجام می داد، تا زمینه سازی های لازم برای خروج فرد از سازمان را ایجاد کند. بعد هم وقتی من اعلام کردم که می خواهم برگردم گفتند نمی توانی برگردی چون تو بطور قانونی وارد عراق نشده ای که در اینجا به اوج دروغگویی و فرقه گرایی در سازمان پی بردم لذا جرات جداشدن از سازمان را نداشتم. چون می گفتند که تو غیر قانونی وارد عراق شده ای و باید 8 سال در زندان ابوغریب بمانی و بعد به ایران مسترد شوی و به همین دلیل می ترسیدم. یکبار هم قصد فرار از سازمان را کردم، موقعیکه در یکی از قرارگاه های سازمان به نام قرارگاه حبییب بودم، یکی از اعضای سازمان به نام اسماعیل شمس الدین فرار کرد ولی سازمان او را دستگیر کرد. بعد سازمان در درون تشکیلات اعلام کرد که اسماعیل شمس الدین را اعدام کرده است که البته دروغ بود و او فرار کرده و بطور مخفی از مرز به ایران رفته بود و سازمان برای ترساندن افراد از فرار و جدایی این را اعلام کرده بود. خلاصه من از فکر فرار هم منصرف شدم و منتظر یک فرصت بودم تا اینکه آمریکا رژیم صدام حسین را سرنگون کرد.

سایت ایران قلم:

بعد از سرنگونی صدام حسین چطور؟ آیا شرایط برای جدایی و رهایی اعضای سازمان فراهم نشد؟

آقای علی جهانی فرد:

من در ابتدا فکر می کردم بعد از سرنگونی صدام حسین، آمریکا سازمان مجاهدین را در عراق تعیین تکلیف می کند و ما نیز می توانیم مسیر بعدی زندگی خودمان را انتخاب کنیم. چون علاوه براینکه سازمان مجاهدین خلق در لیست گروه های تروریستی بود، از متحدین اصلی رژیم صدام حسین در سرکوب اپووزیسیون وقت عراق بود. اما دیدم که سازمان بقول خودش دارد” خط موازی” که اسم مستعار جاسوسی است را با آمریکا دنبال می کند و باز به قول سازمان و رجوی که روزی می گفت که اسلام سازمان چپ مارکسیسم است، الان اسلام رجوی در راست امپریالیسم قرار گرفته است و لذا دیدم خبری از تعیین تکلیف سازمان نیست. به همین دلیل با توجه به اینکه بارها از سازمان مجاهدین خلق درخواست جدایی کرده بودم و می دانستند که با حضور آمریکایی ها دیگر نمی توانند من را سر بدوانند، در سال 1384 مجدداً به سازمان اعلام کردم که می خواهم از سازمان جدا شوم.

ادامه دارد…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا