در کنار خانواده ها تسلیت انجمن نجات به براتعلی ریگی و خانواده بزرگ ریگی
دلتنگی های یک برادر نامه برادر جهانبخش یوسفی از اسیران مجاهدین
دیدار خواهرزاده داریوش فتاحیه با مسئول دفتر انجمن نجات آذربایجان غربی
در تاریخ پنجم آبان ۱۴۰۱ آقای رضا غفارزاده خواهر زاده داریوش فتاحیه اسیر در اردوگاه مجاهدین در آلبانی در دفتر نمایندگی انجمن نجات استان آذربایجان غربی در شهر ارومیه حضور یافت و با مسئول این دفتر به گفتگو نشست. در این دیدار آقای غفارزاده نگرانی و خشم و انزجار خود از بی توجهی و ممانعت […]
پیام مرضیه حسینی برای خواهرش زهرا اسیر در کمپ آلبانی مجاهدین خلق
سه شنبه ۱۷ آبانماه ۱۴۰۱ مرضیه حسینی از خواهران دردمند و چشم انتظار و عضو ارشد شورای جنبش دادخواهی گیلک مادران که خواهرش زهرا حسینی را در اسارت رجوی دارد، در دفتر انجمن نجات گیلان حضور یافت و مورد استقبال صمیمانه مسئول انجمن نجات قرار گرفت. در این دیدار خانم حسینی بعد از توضیحات جناب […]
نامه یحیی شمس اللهی به برادرش نصرالله اسیر فرقه رجوی در آلبانی
نصرالله جان سلام، امیدوارم که حالت خوب باشد. این همه سال ما را رها کردی و یک تماس با ما نگرفتی. من خبر دار شدم که شما زمانی در عراق بودید و الان در کشور آلبانی هستید. برادر جان الان در عصر ارتباطات هستیم و به راحتی می توان با دورترین نقطه جهان تماس گرفت. […]
نامه محمدرضا فروغی به برادرش مصطفی اسیر در کمپ آلبانی مجاهدین خلق
مصطفی جان سلام برادر عزیز و یار سفر کرده من امیدوارم حالت خوب باشد. دوری ات برایم کسالت بار و سنگین است و ندیدنت جان فرساست. جان فرسا از آن جهت که تو را نمی بینم. چندین سال است چهره شما را ندیدم! نمی دانم در چه وضعیتی هستی. انتظار داشتم تماسی با من بگیری […]
نامه فتح الله پیرزادی به برادرش حیدر اسیر در فرقه رجوی
سخنی با برادرم حیدر سلام برادر جان امیدوارم حالت خوب باشد و تندرست باشی. راستش دوری و بی خبری سالها از تو، فکر و ذهن من و کل خانواده را به خود مشغول کرده و از این بابت حسابی نگران تو هستیم . حیدر جان خودت می دانی که همه ما چقدر تو را دوست […]
مادر مرتضی قدیمی به نماینده ویژه دیدبان حقوق بشر سازمان ملل نامه نوشت
خانم فاطمه پیکانی مادر چشم انتظار مرتضی قدیمی که نزدیک به 36 سال است تحت اسارت ذهنی و جسمی فرقه بدنام مجاهدین قرار دارد، طی نامه ای خطاب به نماینده ویژه دیدبان حقوق بشر سازمان ملل متحد آقای جاوید رحمان بیان داشت: سالهاست با انواع فعالیت های حقوق بشری از جمله مراجعه به کمپ اشرف […]
زهرا قلیزاده: از وقایع اخیر در ایران بوی کباب به مشام مریم قجر رسیده
خانم زهرا قلیزاده سرپرست جنبش دادخواهی گیلک مادران که برادرش علی قلیزاده را در اسارت رجوی دارد، در دیدار صمیمانه با مسئول انجمن نجات گیلان ضمن قدردانی از کوششهای بی دریغ و بی منت اعضای انجمن نجات گفت: ” از وقایع اخیر در ایران بوی کباب به مشام مریم قجر رسیده است …” خانم قلیزاده […]
حضور خانواده محمود دهقان در دفتر انجمن نجات گیلان
چهارشنبه 11 آبانماه 1401 مهندس احمد دهقان به اتفاق خواهرش خانم فرحناز دهقان مهمان انجمن نجات گیلان بودند که پیرامون پاره ای مسائل به تبادل نظر پرداختند. آقای احمد دهقان در بدو ورود به دفتر انجمن گفت: ” از بابت رهایی برادرم محمود از چنگال رجویها خیلی خیلی خشنود و شاکر خدا هستم و همچنین […]
دلنوشته سید سعید علویان خطاب به برادرش سید هادی اسیر در فرقه رجوی
برادر عزیزم هادی سلام دیشب در خلوت خودم داشتم به عکست و خاطرات گذشته ای که باهم داشتیم، فکر می کردم. روزهایی که در خرمشهر بدنیا آمدیم و بعد مراحل رشد را آرام آرام در کنار خانواده و پدر و مادر گذراندیم. شوخی ها و شیطنت هایت فضای خانه را بهم می ریخت. برای آینده […]
نامه صدیقه نجفی به فرزندش محمد جعفر نجفی در کمپ آلبانی مجاهدین خلق
محمد جعفر پسر عزیزم سلام. من همیشه برایت دعا می کنم که هر چه زودتر خودت را از زندانی که در آن هستی، نجات دهی. چندین سال است که ما را بی خبر گذاشتی و رفتی. وقتی به عکس هایت نگاه می کنم اشکم سرازیر می شود و با خودم می گویم خداوند لعنت کند […]
نامه به اسماعیل پورحسن اسیر فرقه رجوی در آلبانی
اسماعیل جان سلام هر چند ازت بیخبرم ولی امیدوارم در صحت و سلامت باشید. ما همه خوب هستیم و زندگی خوب و آرامی داریم و تنها نگرانی بنده و دیگر اعضای خانواده، دوری و بیخبری از شماست. اسماعیل جان در دیداری که با شما در سال ۱۳۸۲ در عراق مقر اشرف داشتم قول داده بودی […]
نامه به محمد قادری عضو اسیر فرقه رجوی در آلبانی
سلام برادر مهربانم محمدجان، امیدوارم سلامتی ات برقرار باشد. امروز یکشنبه اول آبانماه سال ۱۴۰۱ خورشیدی، من (عبدالله) به اتفاق داداش یدالله (رحمت) رفتیم پیش آقای پوراحمد که مسئول انجمن نجات استان گیلان و از اهالی آستانه اشرفیه است و شما را خیلی خوب می شناسند. صحبت از شما شد، گفتم از محمد ما خبری […]

