انجمن نجات خوزستان

مصاحبه با برادر بهمن عتیقی از قربانیان 19 فروردین 90 در کمپ اشرف – قسمت دوم

در قسمت اول گفتگویی که انجمن نجات با برادر بهمن عتیقی از قربانیان 19 فروردین 90 در کمپ اشرف داشته است، سیاوش برادر بهمن می گوید: ما تا چند سال هیچ خبری از او نداشتیم و اصولا نمی دانستیم در کجاست تا اینکه برای اولین بار و بعد از سرنگونی صدام و بازگشت تعدادی از اعضا به ایران و خوزستان که از همشهری های ما بودند و بهمن را بخوبی می شناختند مطلع شدیم او در عراق و کمپ اشرف است.

***

آقای عتیقی: در ابتدا باور صحبت های اعضای جداشده بازگشتی که می گفتند بهمن در پادگان اشرف و در تشکیلات مجاهدین خلق است، برایمان خیلی سخت بود. چون بهمن هیچ گونه سابقه آشنایی با آنها را نداشت و از طرف دیگر با توجه به شناختی که از خصوصیات اخلاقی بهمن داشتیم او فردی کاملا احساسی و عاطفی بود و نمی توانست حتی برای یک روز دوری از ما را تحمل کند! ما احتمال میدادیم در ترکیه برایش مشکلی پیش آمده است. تا اینکه پدر ومادرم در سال 82 این فرصت را پیدا کردند که بهمراه تعداد دیگری از خانواده ها به عراق بروند. ابتدا چندین ساعت در مقابل پادگان اشرف منتظر ماندند و بعد از صحبت با مسئولین و فرماندهان مجاهدین خلق توانستند به داخل پادگان اشرف رفته و بهمن را از نزدیک ببینند.

سیاوش عتیقی برادر بهمن عتیقی

سوال: آیا در جریان این دیدار پدر و مادر شما از برادرتان نخواستند به همراهشان به نزد خانواده برگردند؟

آقای عتیقی: پدرم تعریف میکرد وقتی به کمپ اشرف رسیدیم تازه باور کردیم بهمن آنجاست. در جریان ملاقات، مسئولین زیادی حضور داشتند که اجازه نمی دادند با بهمن راحت صحبت کنیم. ابتکار عمل در دست آنها بود و مستمرا در رابطه با سازمان و مریم و انقلاب او صحبت می کردند و هر وقت ما می خواستیم وارد موضوعات شخصی و خانوادگی شویم دخالت کرده و موضوع بحث را عوض می کردند.

در یک مورد وقتی پدرم پیشنهاد بازگشت به ایران و دیدار با دیگر اعضای خانواده را داده بود بهمن حالت عجیبی پیدا کرده بود و شور و شوق عجیبی او را فرا گرفته بود ولی در همین لحظه به بهانه اینکه یکی از مسئولین با بهمن کار دارد او را به خارج از اتاق منتقل کردند و بعد از نیم ساعت برگشت و این فرصتی شد تا کلا موضوع بحث را عوض کنند. بعدها فهمیدیم که مسئولین مجاهدین خلق از ابتدا هیچ تمایلی نداشتند که به خانواده ها اجازه دهند جهت دیدار با عزیزانشان وارد اشرف شوند ولی نیاز شدید مالی بخصوص بعد از سرنگونی حکومت اربابشان صدام و تمایل به جذب نیروی جدید از میان خانواده ها آنها را ترغیب کرد که اجازه ملاقات دهند و وقتی عملا در گام های بعد تیرشان به سنگ خورد و نتوانستند از میان خانواده ها و بخصوص نسل جوان کسی را جذب کنند، درب پادگان اشرف را به روی خانواده ها بستند و دیگر اجازه ورود ندادند و آنها را عوامل وزارت اطلاعات معرفی کردند.

سوال: اکنون نزدیک به 11 سال از آن واقعه تاسف بار که متاسفانه شما برادرتان را از دست دادید می گذرد و باز در روزهای اخیر دستگاههای تبلیغاتی فرقه مجاهدین خلق بمنظور سو استفاده در تبلیغات دروغین خود به تحریف واقعیت ها پرداخته و تلاش می کنند جان و خون آنها را به سود خود مصادره کنند. نظرتان دراین رابطه چیست؟

آقای عتیقی: من مجموعا بیش از 8 بار برای ملاقات با بهمن بهمراه خانواده ها به عراق رفتم و در برخی از موارد گاها تا یک ماه در مقابل سیاج ها و درب اصلی پادگان اشرف تحصن کردیم و آنها یکبار به ما اجازه دیدار حتی برای چند دقیقه با بهمن را ندادند. ما حتی راضی شده بودیم که فقط از دور او را ببینیم. بعد از مرگ بهمن هم من بارها به درب پادگان اشرف مراجعه کردم و درخواست کردم بتوانم قبر او را ببینم. من فکر می کنم این کمترین خواسته یک خانواده باشد که از محل دفن فرزندشان جهت خواندن فاتحه ای اطلاع پیدا کند ولی مسئولین مجاهدین خلق که این روزها برای بهره برداری تبلیغاتی از بهمن یک شهید ساخته و برایش اشک تمساح می ریزند این اجازه را به من ندادند. پدر و مادر من هنوز مرگ بهمن را باور ندارند و به همین دلیل هر وقت من به عراق و پادگان اشرف می رفتم از من می خواستند که حداقل عکسی از مزار بهمن گرفته و برایشان ببرم. ولی متاسفم که بگویم من هیچگاه نتوانستم این درخواست آنها را عملی کنم.

خانواده ها درب اشرف

سوال: احساس پدر و مادرتان بعد از شنیدن خبر فوت بهمن و پیام رجوی در این مورد چه بود؟

آقای عتیقی: واقعیت این است که هنوز با توجه به گذشت 11 سال نمی توانند باور کنند و با این موضوع که کام آنها را بشدت تلخ کرده کنار بیایند. چون بهمن در اولین ملاقات در سال 82 به آنها گفته بود به هیچ وجه در درگیرهای نظامی مجاهدین خلق شرکت نمی کنم. به همین دلیل اینکه بهمن خودش وارد صحنه درگیری با ارتش عراق شده برایمان غیر قابل باور است. من فکر می کنم رجوی بخاطر انتقام از خانواده ما و بخصوص فعالیت هایی که من در کنار پادگان اشرف و باهدف افشای ماهیت آنها انجام می دادم دست به این عمل زده است. چون در همان دوران آنها بارها بر علیه من اطلاعیه دادند و حتی رجوی در پیامی که بمناسبت مرگ بهمن داده بود من را مقصر حادثه 19 بهمن 90 و مرگ بهمن اعلام کرد .

سوال: شما دلیلی برای اثبات این ادعا دارید؟

آقای عتیقی: بله مجاهدین اعلام کردند بهمن روز 19 فروردین از ناحیه نخاع مورد اصابت گلوله قرار گرفته است. ولی من خودم در تاریخ 22 فروردین به همراه یکی از خانواده ها بهمن را در مقابل درب اصلی پادگان اشرف و 50 متری خود مشاهده کردم. و این با ادعای مجاهدین خلق در تناقض است. نکته دوم اینکه تلویزیون مجاهدین خلق در یک برنامه چهره فردی را که بهمن معرفی می کرد پخش کرد که خون زیادی از او رفته بود بطوریکه نای حرف زدن نداشت ولی مسئولین مجاهدین خلق بجای انتقال سریع او به بیمارستان وی را بمنظور استفاده تبلیغاتی در صحنه نگه داشته بودند و این هم اثبات می کند که هدف قربانی کردن بهمن بمنظور انتقام گرفتن از ما بوده است تا دیگر من و خانواده ام به پادگان اشرف مراجعه ای نداشته باشیم.

سوال: بعد از اتفاق تاسف بار مرگ برادرتان چه اقداماتی انجام دادید؟

آقای عتیقی: من در چند مرحله بعد از فوت بهمن که هنوز مرگش را باور نداشتیم به عراق و مقابل پادگان اشرف مراجعه کردم و از این کار چند هدف را دنبال میکردم. یکم چگونگی مرگ بهمن؟ دوم دیدن جسد بهمن و سوم درخواست از مقامات عراقی برای کالبد شکافی و مشخص شدن جزییات مرگ برادرم و چهارم در صورت امکان انتقال جسد برادرم به ایران ونزد خانواده تا دریک مراسم خانوادگی در قبرستان شهرمان او را به خاک بسپاریم. ولی متاسفانه بدلیل کارشکنی های سران مجاهدین خلق در تمامی موارد ناکام ماندم .

در اینجا می خواهم به یک مورد از موضع گیری های آنها بعد از اعلام خبر مرگ بهمن اشاره کنم. رجوی و دیگر همپالگی هایش نه تنها برخلاف رسم و سنت رایج به پدر ومادرم تسلیتی نگفتند بلکه در منتهای شقاوت و دنائت خانواده ما را مزدور و الدنگ و عامل و مشارکت کننده در قتل بهمن ضمن همکاری با وزارت اطلاعات معرفی کردند. این ماهیت پلید رجوی است که این چنین سوهان به روح و روان پدر ومادر سالخورده ای که قلبشان در غم از دست دادن جگرگوشه شان خون است می کشد!! واین ماهیت پلید و عمق کینه اش به خانواده ها را نشان می دهد. و این چنین بر زخم پدر و مادران داغدار نمک می پاشد.

سوال: شما در این رابطه چه پیامی برای نهادهای حقوق بشری و دولت های اروپایی که همچنان برای منافع خود از سران مجاهدین خلق حمایت می کنند دارید؟

آقای عتیقی: از تمامی مسئولین نهادهای حقوق بشری و کمیساریای ملل متحد و همچنین رهبران کشورهای اروپایی می خواهم در گام اول به منشور حقوق بشر که خودشان ادعای التزام به آن را دارند عمل کنند. اطلاع از چگونگی وضعیت برادرم بهمن و علت مرگ وی که رهبران مجاهدین خلق ادعای آن را دارند. ولی متاسفانه حقوق بشر تبدیل به ابزاری برای توجیه و دسترسی به منافع سیاسی و اقتصادی رهبران کشورهای اروپایی و غیره شده است. در حال حاضر تعداد زیادی از خانواده ها هستند که عزیزان و وابستگان آنها در کمپ موسوم به اشرف سه در آلبانی نگهداری میشوند. این خانواده ها طی سالیان از وابستگان خود کوچک ترین اطلاعی ندارند و تمامی آرزوی آنها کسب خبر از عزیزانشان و ملاقات با آنهاست. طی این سالیان بارها برای مقامات حقوق بشری و رهبران کشورهایی که رهبران مجاهدین خلق در آن کشورها فعالیت دارند نامه نوشته اند که به نحوی از رهبران مجاهدین خلق بخواهند به خانواده ها اجازه تماس تلفنی و یا دیدار بدهند ولی متاسفانه بخاطر همان موضوعات سیاسی که اشاره کردم هیچ پاسخی به این درخواست خانواده ها ندادند و این موضوع عجیبی است! اما تمامی این سنگ اندازی ها مانع از این نمیشود که خانواده ها دست از تلاش و فعالیت خود بردارند. ما و دیگر خانواده ها عزم جزم کردیم تا رسیدن به هدفمان که همانا آزادی تمامی اعضای گرفتار در مقر اشرف سه آلبانی است دست از تلاش برنداریم. ما اجازه نخواهیم دادم نسل دیگری همانند بهمن قربانی خواسته های نا مشروع و قدرت طلبی رجوی شود. ما ایمان داریم که سرانجام به اهداف خودمان خواهیم رسید. خوشبختانه در حال حاضر بدلیل همین تلاش ها وضعیت تشکیلات مجاهدین رو به وخامت گذاشته و در آستانه فروپاشی است و شرایط کیفا تغییر کرده است.

ادامه دارد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا