در کنار خانواده ها تسلیت انجمن نجات به براتعلی ریگی و خانواده بزرگ ریگی
دلتنگی های یک برادر نامه برادر جهانبخش یوسفی از اسیران مجاهدین
خاطره محمد رضا مبین از اولین دیدار با خانواده – قسمت 11
در قسمت دهم توضیح دادم که خانواده ام به بغداد فرستاده شدند و بعداز ظهر برگردانده شدند به اشرف. برادرم بعد از برگشت در فرصتی مناسب، آن بوکس سیگار وینستون را به من داد و من در گوشه ی کیف خودم آنها را پنهان کردم، غافل از اینکه بعد از رفتن خانواده ام ، این […]
نامه سید مجتبی حسینی به عمویش سید محمد حسینی در کمپ آلبانی
عمو جان سلام امیدوارم حال شما خوب باشد. خیلی وقت است از شما خبری نداریم و همه نگران شما هستند . نگرانی ما از بیماری شماست. الان نمی دانیم به لحاظ جسمی در چه وضعیتی هستید. خیلی دلمان می خواهد صدای شما به گوش ما برسد. عموهایم اززمانیکه فهمیدند شما مشکل جسمی دارید نگران شما […]
درخواست خانواده کلانتری از نخست وزیر آلبانی
محمد و مقصود کلانتری سالهاست که در اسارت جسمی و ذهنی سازمان مجاهدین خلق گرفتار هستند. تلاش خانواده ی کلانتری برای دیدار و یا گرفتن خبر از این دو عزیزشان ، به دلیل سنگ اندازی های سران فرقه تا کنون نتیجه بخش نبوده است. با این حال خانواده کلانتری مصمم هستند که تا رهایی عزیزان […]
خانواده ها در پشت سیاج اشرف با چهره واقعی رجوی ها بهتر آشنا شدند – قسمت اول
در ماههای پایانی سال 1389 تعدادی از خانواده های استان مازندران برای ملاقات با عزیزان خود به درب قرارگاه اشرف مراجعه کردند. اگر چه آنها بدلیل دشمنی رجوی ها با حقوق بشر، موفق به دیدار با فرزندان خود نشدند، اما این سفر موجب گردید تا آنها خیلی بیشتر از پیش به ماهیت ضد انسانی رجوی […]
نامه هوشنگ زاد اسماعیلی به نخست وزیر آلبانی
خدمت جناب ادی راما نخست وزیر محترم کشور آلبانی با سلام احتراما به عرض میرسانم اینجانب هوشنگ زاد اسماعیلی متولد 1321 از کشور ایران – استان گیلان – ساکن شهرستان تالش به شماره تماس 09116601022 پدر داوود زاد اسماعیلی از اعضای اسیر رجوی در کشور شما در منطقه مانز هستم . فرزندم که برای ادامه […]
نامه مصطفی تارخی به برادرش محمد تارخی در کمپ آلبانی مجاهدین
محمد جان سلام امیدوارم حالت خوب باشد. نمی دانم به لحاظ جسمی در چه وضعیتی هستی؟! چندین سال است خانواده ات را رها کردی و تماسی با خانواده ات نگرفتی. ما نگران شما هستیم ای کاش شماره ای از شما داشتم و با شما تماس می گرفتم. تا حدودی خبر دارم که الان در یک […]
مهدی جانم فراق 22 ساله فقط به دست خودت به پایان می رسد
پسرم مهدی حمیدفر منم مادرت تاج الدوله حیدریان. آن روز که رفتی و دیگر برنگشتی را هیچ وقت فراموش نکردم و نمی کنم . آنروز که تو را از من ربودند و فریب دادند و به بهانه زندگی بهتر در اروپا تو را از من گرفتند . هر روز و هر شب آخرین دیدارت را […]
نامه منتهی زهرایی به فرزندش مصطفی قائدی در آلبانی
مصطفی سلام همیشه می گویم خدایا چندین سال است فرزندم از پیش من رفته و هیچ خبری از او ندارم، فرزندم را به من برگردان. مصطفی من همیشه بیاد شما هستم و منتظر شما هستم. تماسی با من بگیر. من تا به حال خیلی برای شما نامه نوشتم و با خودم می گویم مصطفی هیچ […]
خانواده های استان مرکزی به رئیس جمهور آلبانی نامه نوشتند
رئیس جمهور محترم کشور آلبانی آقای ایلیر متا با احترام ما خانواده های استان مرکزی ساکن ایران از سازمان مجاهدین که در حال حاضر در کشور شما ساکن هستند شکایت داریم. سازمان مجاهدین چندین سال است فرزندان ما را به اسارت گرفته و به فرزندان ما اجازه نمی دهد با خانواده های خودشان ارتباط داشته […]
مادر محمد جعفر نجفی: پسرم بهترین خبر برای ما خبر رهایی تو از زندان رجوی هاست
محمد جعفر سلام خوبی مادر؟! محمد جعفر چرا با من تماس نمی گیری تا صدایت را بشنوم؟! دلم برایت تنگ شده. چندین سال است از تو خبری ندارم. من مادرت هستم و دلم می خواهد تو را در آغوشم بگیرم. چرا این کار را با خودت کردی؟ چندین سال از خانواده ات دور شدی به […]
برادر عباس حاج سلیمانی؛ دل نگران و چشم انتظار اما امیدوار
حاج سلیمانی ، برادری چشم به راه و دلتنگ است که نزدیک به چهار دهه در انتظار دیدار و خبری از برادرش روزگار سپری می کند. ایشان از اعضای فعال انجمن نجات است و مدام پیگیر وضعیت مجاهدین و اسیران فرقه و به خصوص برادرش عباس است. حاج سلیمانی به دنبال راهی است تا برادر […]
والدین سالخورده کریم نعلبندیان در حسرت یک تماس فرزندشان!
خانواده کریم نعلبندیان، مخصوصا پدر و مادر پیر و سالخورده کریم، سالهاست در حسرت یک تماس، یک ملاقات ساده، پیرتر و ناتوان تر شدند، فرزند آنان در اردوگاه مجاهدین خلق در کشور آلبانی اقامت دارد، آنها فقط خواهان ملاقات هستند و اینکه مطلع شوند که آیا کریم جایش خوب است؟ راحت است؟ مادر و پدر، […]

