پنجشنبه, ۹ مهر , ۱۴۰۵
  • پیام حاج حسن مساعدی برای برادرش یونس در کمپ اشرف ۳ 08 مهر 1405

    تلاش خانواده مساعدی ادامه دارد
    پیام حاج حسن مساعدی برای برادرش یونس در کمپ اشرف ۳

    یونس مساعدی که در سال ۱۳۶۶ در منطقهٔ میمک اسیر شده بود، در سال ۱۳۶۸ توسط سران گروه رجوی فریب خورد و به کمپ اشرف منتقل گردید. از آن تاریخ تاکنون، این گروه با ایجاد ممنوعیت‌های ارتباطی، خانوادهٔ یونس را در بی‌خبری مطلق نگه داشته است. پیگیری‌های این خانواده پس از سال‌ها دوری و بی‌خبری، […]

پیام خواهری دلتنگ در پاییز غم انگیز 08 مهر 1405

نامه زهرا قلیزاده به برادرش پیام خواهری دلتنگ در پاییز غم انگیز

حضور محمدرضا فروغی در دفتر انجمن نجات اراک 08 مهر 1405

پیگیری وضعیت برادر دربند حضور محمدرضا فروغی در دفتر انجمن نجات اراک

نامه برادر علیرضا جعفری اسیر در تشکیلات مجاهدین 18 مرداد 1405
برای دیدنت لحظه شماری می کنیم

نامه برادر علیرضا جعفری اسیر در تشکیلات مجاهدین

علیرضا جان سلام. من برادرت غلامرضا هستم و می خواهم درد دلی با تو داشته باشم . برادر عزیزم شاید تو به واسطه اینکه گرفتار در تشکیلات رجوی هستی و یا برای همرنگ شدن با آن جماعت تظاهر می کنی که از خانواده ات متنفر هستی، اما ما همچنان دوستت داریم و آرزوی دیدن و […]

قابل قبول نیست که فرزندی پدرش را فراموش کند! 17 مرداد 1405
نامه برادر حمید رضا نوری

قابل قبول نیست که فرزندی پدرش را فراموش کند!

حمید رضا برادرم سلام امیدوارم حال شما خوب باشد و در کمپ به لحاظ جسمی مشکلی نداشته باشی . سالها گذشت و ما از شما بی خبریم. ما منتظریم که تماسی با ما بگیری و صدایت را بشنویم. گاهی اوقات پدرمان در فکر فرو می رود که وقتی از ایشان علت را جویا می شوم، […]

نامه عبدالحسین یگانه به خواهرش طیبه در کمپ مجاهدین 17 مرداد 1405
برای خواهری اسیر

نامه عبدالحسین یگانه به خواهرش طیبه در کمپ مجاهدین

خواهر عزیزم طیبه سلام این روزها جای خالی شما را در کنارم بیشتر حس می کنم. آن زمان که پیش ما بودی بهترین دوست من بودی و حالا که از من دوری هر لحظه برایت دلتنگم. دلم برای صدای خندهایت و دعواهای کوچکمان تنگ شده است. هیچ چیز نمی تواند جای خالی تو را در […]

گفتگوی صمیمی با رضا اکبری نسب 14 مرداد 1405
در کنار خانواده ها

گفتگوی صمیمی با رضا اکبری نسب

به خاطر بیماری که آقای اکبری نسب داشتند دوستانش در انجمن نجات مرکز تبریز به ملاقات و حضورش رسیدند تا ضمن دیدار و تجدید دوستی گفتگوی کوتاهی با ایشان داشته باشند. امیدواریم که به زودی حال ایشان رو به بهبود رفته و در کنار خانواده محترمشان روزها و اوقات خوب و خوشی را داشته باشد.

نامه محمد قاسمی به دخترش شکوه قاسمی در کمپ مجاهدین 12 مرداد 1405

نامه محمد قاسمی به دخترش شکوه قاسمی در کمپ مجاهدین

دخترم شکوه سلام دیشب به فکر فرو رفته بودم و با خودم می گفتم من دختری داشتم که نامش شکوه بود. چند سال است دخترم را از دست دادم. دخترم اسیر کسانی شده که دلشان از سنگ تراشیده شده است. دخترم شکوه به فکر افرادی نباش که به فکر تو نیستند. به خودت فکر کن […]

سخنی با برادرم حشمت الله کاربخش گرفتار تشکیلات مجاهدین 12 مرداد 1405
با دیدن عکست جان تازه گرفتم

سخنی با برادرم حشمت الله کاربخش گرفتار تشکیلات مجاهدین

با سلام به برادر خوبم حشمت الله کاربخش برادر خوبم امیدوارم که حالت خوب باشد. نمی دانی از سال 68 و بعد از رفتن تو نزد گروه مجاهدین که دیگر خبری از تو نشد ما چه حالی داشتیم. مادر که شب و روز بخاطر دوری و بی خبری از تو گریه می کرد و متاسفانه […]

مادران، منتظران بدرود یافته – قسمت سی و دوم 11 مرداد 1405
برای مادر اسماعیل پور محمدعلی بازکیایی

مادران، منتظران بدرود یافته – قسمت سی و دوم

خیانت و جنایت رجوی در حق ملت ایران و اعضای اغفال شده اش گستره و پهنای زیادی دارد که زبان و قلم از بیان تمام عیار آن قاصر و ناتوان است. در این میان خانواده های اعضای گرفتار در تشکیلات بدنام رجوی خاصه مادران، از قربانیان اصلی خباثت رجویها محسوب می شوند که در این […]

بی توجهی سازمان های حقوق بشری نسبت به وضعیت اردوگاه مانز آلبانی 10 مرداد 1405
ابراز نگرانی آقای رضا غفارزاده

بی توجهی سازمان های حقوق بشری نسبت به وضعیت اردوگاه مانز آلبانی

طی روزهای اخیر رضا غفارزاده خواهر زاده داریوش فتاحیه اسیر در اردوگاه مجاهدین در آلبانی در دفتر نمایندگی انجمن نجات در استان آذربایجان غربی حضور یافت و با مسئول این دفتر به گفتگو نشست. در این دیدار آقای غفارزاده نگرانی خود از بی توجهی سازمان های حقوق بشری نسبت به وضعیت اردوگاه مانز از ممانعت […]

سخنی با برادر اسیرم علی قلیزاده 10 مرداد 1405
در حال و هوای اربعین حسینی

سخنی با برادر اسیرم علی قلیزاده

سلام داداش قشنگم. خوبی؟ امیدوارم سالم و سلامت باشی. پدر و دیگر اعضای خانواده خوبند و برایت سلام می رسانند . علی جان این روزها نزدیک به اربعین امام حسین هستیم. دلم خیلی هوایت را کرده، راستش را بخواهی این روزها وقتی روضه حضرت زینب (س) را گوش می‌دهم دلم پیش توست و در ذهنم […]

حال چرا مرا رها کردی؟ 07 مرداد 1405
نامه خانم مهین حبیبی به دخترش پروانه ربیعی

حال چرا مرا رها کردی؟

پروانه جان سلام خوبی مادر؟ سلامتی؟ چرا تماسی با مادرت نمی گیری؟ مگر من چه بدی در حق تو کردم؟ زمانی که پیش من بودی در ناز و نعمت تو را بزرگ کردم. به خودم اجازه نمی دادم که تو کوچکترین ناراحتی را داشته باشی و به هر لحاظ تو را تامین می کردم. من […]

نفرین بر رجوی خائن که برادرم را به اسارت گرفت 06 مرداد 1405
تماس تلفنی زهرا راهدار

نفرین بر رجوی خائن که برادرم را به اسارت گرفت

زهرا راهدار از خواهران دردمند و چشم براه منصور راهدار از اسیران رجوی در مانز آلبانی طی تماس تلفنی با مسئول انجمن نجات گیلان دردمندانه گفت: ” نفرین ابدی بر رجوی خائن و جنایتکار که برادرم را به اسارت برد و خانواده ما را از هم پاشید.” خانم راهدار در حالیکه بشدت گریه میکرد، افزود: […]

دیدار اعضای انجمن نجات خوزستان با خانواده ابدال اسدی 04 مرداد 1405
در کنار خانواده ها

دیدار اعضای انجمن نجات خوزستان با خانواده ابدال اسدی

روز چهارشنبه مورخه 31 تیرماه 1405 اعضای انجمن نجات خوزستان با حضور در منزل خانم زهرا اسدی که برادرش ابدال سالهاست گرفتار گروه مجاهدین خلق است، با آنها دیداری صمیمی داشتند. در این دیدار خانم زهرا اسدی و فرزندان ایشان از حضور اعضای انجمن نجات در منزلشان استقبال و به آنها خیرمقدم گفتند. خانم زهرا […]

blank
blank
blank