تناقض در مجاهدین از خلق قهرمان تا ممنوعیت دیدار با خانواده
عصر طغیان سایه ها تحلیلی بر عصیان کادرهای تشکیلاتی زن علیه مهندسی سرکوب در تشکیلات رجوی
هراس از یک تیم ورزشی خاطرهای از جشنهای مهر ماه در قرارگاه مجاهدین خلق
نقض حقوق بشر در مناسبات فرقه تروریستی رجوی – قسمت 14
من و همه نیروهای مستقر در قرارگاه اشرف مجبور بودیم علیرغم میل باطنی خود در نشست های متعدد و از جمله نشست عملیات جاری که اغلب بچه ها به این نشست دافعه داشتند شرکت کنیم.
نقد مناسبات فاشیستی حاکم بر قرارگاه اشرف – قسمت 25
قصه ی هژمونی زنان با تکیه به شعار رهایی آنان از ستم تاریخی مردان که مسعود و رهبری سازمان بر آن تکیه افراطی و غیر اصولی کردند در واقع طریقی و راهی بود برای مانع شدن از انشقاق تشکیلاتی و از هم گسیختگی نیروها و افراد مستقر در قرارگاههای سازمان در عراق.
01 تیر 1387تیتر های مجله عراقی الف باء
فاطمه اکبری نسب میگوید: سازمان برادرم یاسر را به قتل رساند و پدر و برادر دیگرم موسی نیز هنوز اسیر سازمانند…
26 خرداد 1387تمام شدن دوران آموزش نظامی در اشرف و تقسیم شدن میلیشیا
هر کدام از ما یک سند زنده از دروغ و کلک و سو استفاده رجوی هستیم. با هم یک مشت آهنی خواهیم شد و چنان برسر رجوی خواهیم کوبیم که بر سر دروازه اردوگاه اشرف عبرت دیگران شود و زندانیان کمپ فرقه جوانانی مانند سمیه و موسی را نجات خواهیم داد.
نقض حقوق بشر در مناسبات فرقه تروریستی رجوی – قسمت 13
مجبور بودم زیر فشار مسئولین سازمان برای عملیات جاری فاکت بیارم، در حضور جمع بخوانم و اینکه فاکت من باید مربوط به عدم ارائه فاکت در جلسه بعدی هم می شد یعنی دیشب چون فاکت نیاوردم ابتدا باید به عملکرد دیشب خودم اعتراض کنم و این یعنی بدترین شکل تحقیر هر انسانی که حق زندگی توام با احترام و عزت نفس را دارد.
نقد مناسبات فاشیستی حاکم بر قرارگاه اشرف – قسمت 24
فتانه حسین محمدی گفت: ما عمدا به دخترها این دستور را دادیم که با مردها تند و سخت گیرانه برخورد کنند و هدف ما این است مردها را به این شکل و سیاق تست کنیم و بسنجیم. اینکه مردها تا کجا کشش دارند و آیا زیر هژمونی زنها می روند؟ و چقدر انعطاف نشان می دهند؟
نقض حقوق بشر در مناسبات فرقه تروریستی رجوی – قسمت 12
خیلی زجر آور بود روان و ذهن ما را تحت فشار وحشتناک گذاشته بودند به طوری که حس می کردیم واقعا به بن بست رسیدیم.احساس عجز وناتوانی به ما دست داده بود. از طرف دیگر به خودم می گفتم: چرا مونده ام اشرف؟ و در جستجوی راه حلی برای فرارازاین فضای جهنمی بودم. ما بعد از آزادی از اسارت سازمان در اینجا داریم از شرایطی صحبت می کنیم که نیروهای سازمان در عراق در آن قرار داشتند.
نقد مناسبات فاشیستی حاکم بر قرارگاه اشرف – قسمت 23
خوب این موضوع باعث می شد که مردها خیلی آزرده و سرخورده شوند و آنها نیز در هر فرصتی با خانم ها در اشرف برخورد بدی میکردند. می خوام ناصر جان استنباط خودم را از سخنان شما به این شکل بیان کنم که در واقع روش ها و تحلیل های مسعود وقتی در مناسبات سازمان عملی شد و در بین مردان و زنان مستقر در قرارگاه اشرف و یا سایر قرارگاههای سازمان در عراق عینیت یافت نه تنها برابری بین زن و مرد ایجاد نکرد که به کدورت ها و کینه های بین زنان و مردان دامن زد. زیرا رابطه ها مطلوب، مفید و انسانی نبود. و خانم ها در نهایت به طور ناخودآگاه خشن تر و مبدل به تیپ هائی تند خو می شدند.
26 فروردین 1387دستبردی شرمگینانه به ظرافت احساس وبردباری عاشقانه زنان درمناسبات فرقه رجوی
هدیش فرساوند، دوازدهم آوریل 2008 هم اکنون حدود هزارزن دربرزخی از ناامیدی- بی آ یندگی روزهای زندگی شان را دراسارتگاه اشرف به هدرمی دهند تا سرکردگان فراری وبجا مانده این فرقه پلید چنین وانمود وتبلیغ نمایند که این زنان هستند که با دردست گرفتن رده های بالای مسئولیت باعث ماندگاری این دژ ایدئولوژیکی شده اند! […]
05 اسفند 1386اطلاعیه مشترک انجمن ایران سبز و انجمن حمایت از مهاجرین و ایرانیان مقیم فرانسه
بر اساس آخرین اخبار رسیده از وضعیت جدا شده گان جدید سازمان مجاهدین که هم اکنون در عراق و کشورهای همجوار یا اروپایی به سر می برند،حاکی از آن است که تعداد زیادی از این افراد در وضعیت بسیار نامطلوبی از نظر معیشتی و روحی قرار دارند. انجمن ایران سبز وانجمن حمایت از مهاجرین و […]
نقد مناسبات فاشیستی حاکم بر قرارگاه اشرف – قسمت 22
خانم قرصی، وقتی شما واکنش های متفاوت در باره ی طلاق اجباری از همسرت داشتی در واقع در یک نقطه مشترک با سایر خانم های مستقر در قرارگاه اشرف بودی، اینکه بحث طلاق های ایدئولوژیک برای شما خانم ها به عنوان یک زن حل نشده بود چه به لحاظ ذهنی و چه به لحاظ احساسی این نقطه ی مشترک شما خانم ها بود و قطعا در محیط بسته قرارگاه اشرف، در شرایط سختی که قرار داشتید
نقض حقوق بشر در مناسبات فرقه تروریستی رجوی – قسمت 11
به جزئت می توانم اقرار کنم اغلب افراد قرارگاه اشرف اصلا به لحاظ روحی و روانی متعادل نیستند. اجازه بدهید صریح بگویم من نیز وقتی به ایران آمدم حالات روحی و روانی متعادلی نداشتم و این یک واقعیت است و بعدها به شکلی تدریجی و طی مرور زمان در کنار خانواده ام تعادل روانی خودم را به دست آوردم و حالات روحی مناسب و مطلوبی پیدا کردم.
