قرارگاه اشرف تجسم عینی اندیشه ی فرقه ای

انسان فرهیخته و اندیشمند آرمانگرا در نگاه به زمانه ما که در مسیر پرشتاب شیء شدن انسان و افکار افراطی و تروریستی بسر می برد، راهی جز این ندارد که مسیر معنوی، مسالمت جویانه و دموکراتیک را طراحی کند. و با تحلیل همه جانبه پدیده خشونت و لایه های درونی آن که چیزی جز ویرانگری و تاریکی نیست، به مسئولیت انسانی خویش عمل نماید. وجه تناقض آمیز در ایدئولوژی تام گرا و معطوف به ترور فرقه ستیزه جوی مجاهدین آن قدر مشهود است که تنها با ساده انگاری می توان " امر متناقض " را تقلیل داد. در این جاست که " تفکر آزادانه" می تواند " تناقضات " درون مفاهیم جاری در فرقه رجوی را بیرون بکشد. شرایط حاکم بر افراد مستقر در قرارگاه اشرف که تجسم عینی نظریه ی فاشیستی فرقه ی رجوی بشمار می رود، وضعیتی است که نیمی از افراد آن در فقر اندیشه بسر می برند و نیمی دیگر بر علیه نظام فکری توتالیتر، بسته، منجمد و مقررات گشتاپویی قرارگاه اشرف برشوریده اند. روابط و دنیای درونی قرارگاه اشرف به تاسی از ذهن بیمار و زشت رهبری آن به نوعی طراحی و تنظیم شده که افراد مستقر در قرارگاه مذکور از خودشان دور بیفتند و به شی ء و اندام واره ای بی ادراک و بی احساس تغییر ماهیت بدهند. در سیستم توتالیتر فرقه رجوی " فردیت" و " اخلاق" آدمی هر دو بی اعتبار و تهی می گردند و " فرد تشکیلاتی " در این خلاء وجودی دهشتناکی که برایش تدارک دیده اند " خویشتن خویش" را احساس نمی کند و هر چه می بیند، حس می کند و می نگرد القائاتی است که به طور سیستماتیک به او تحمیل شده است و تشکیلاتی که در رأس آن رهبری عقیدتی قرارگرفته است، به جای او می اندیشد و تصمیم می گیرد. تناقضی که وجود دارد این است که مفهوم انسان و شأن او همچنان در این شرایط بازتولید می شود. شرایطی که از یک سو میل دارد به سمت " توتالیته " و " مسخ هویت" خیز بردارد و از دیگر سو " خلاقیت، انتخاب و آزادی فردی" در آن مقاومت می کند و در صورت ارتباط با دنیای مدرن و جریان آزاد اطلاع رسانی، افشاگر " تناقضات" در هزار توی مفاهیمی است که در قرارگاه اشرف هر لحظه زاییده می شوند تا از خود بیگانگی افراد همراه با اتخاذ شگردهای ماکیاولی واقعیت یابد. به اقرار تعداد زیادی از جداشدگان فرقه رجوی، قرارگاه اشرف تافته جدابافته ای در دنیای مدرن کنونی به شمار می رود، چشم اندازی تیره و تاریک از زندگی آدمی، مکانی بس غم بار و تأسف برانگیز و جایگاهی برای عینیت بخشیدن به گرایشات خودکامه و ذهن زشت و مالیخولیایی فردی (رجوی) که اسیر کمپلکس های روانی خویش است و در راه ارضاء آن از هزینه کردن نزدیک ترین خویشان و هم فکران خود نیز ابائی ندارد و بیشمار هواداران اغفال شده را قربانی امیال جنون آمیز خود کرده است. جای شگفتی نیست که افراد رها شده از زندان اشرف به محض تنفس در فضای آزاد و احساس رهایی و آرامش، نفرت شدید خود را نسبت به مناسبات حاکم بر قرارگاه اشرف ابراز می دارند به روشنی، سالیان دراز رنج و عذاب افراد مستقر در قرارگاه اشرف را در خاطرات بسیار تلخ خویش بیان می کنند که مایه ی شرمساری و ننگ برای سران فاشیست فرقه ی رجوی می باشد. کندو کاو و واکاوی دنیای درون تشکیلاتی فرقه ی رجوی به وضوح بیانگر این است که فرقه مذکور در همه وجوه فعالیت گروهی، به ویژه در تنظیم مناسبات با اعضا و افراد مستقر در قرارگاه اشرف یا راه افراط و تقدیس را پیموده است و یا راه تفریط و تکفیر را، آنگاه که عنصر تشکیلاتی در اطاعت کورکورانه و محض از رهبری عقیدتی و دستورالعمل های آمرانه آن زندگی و سرمایه وجودی خویش را در اختیار قرار داده است و در اثبات مرید بودن، حتی فردیت خویش را انکار میکند در فرقه از او با عنوان گوهر بی بدیل و فدای بی همتا نام برده می شود تا هنگامی که فرد مستقر در قرارگاه اشرف در مواجهه با واقعیت و سرشت انسانی خویش نسبت به ساختارها و ماهیت فرقه تأملی نقادانه و رویکردی پرسش برانگیز را آغاز میکند به ناگاه فرد تشکیلاتی پرسشگر و منتقد در نگاه و تحلیل تک ساحتی و ابهام آلود سران فرقه رجوی مبدل به عنصر بریده، مزدور و طعمه می گردد، حیات فیزیکی و فکری او پشیزی نمی ارزد و حقوق طبیعی و ذاتی اش به راحتی نفی می شود. با استناد به مشاهدات و خاطرات کادرهای پر سابقه و جداشدگان فرقه ی رجوی، بررسی همه جانبه دنیای درونی قرارگاه اشرف به خصوص موقعیت و جایگاه تراژیک افراد در آن مکان دهشتناک و نیز آنالیز نقش و تأثیرات ایدئولوژی افراطی استراتژی سیتزه جویانه و تروریستی فرقه در رابطه درون تشکیلاتی و کنکاش در ریشه های پیدایش و تکوین مکان هایی غیر متعارف و غیر دموکراتیکی چون قرارگاه اشرف خیلی پیچیده نیست، اما متفاوت است چرا که الزامات بررسی و نتیجه گیری معقول، منطقی، عمیق و واقع بینانه ایجاب می کند تا در باره از هم گسیختگی دنیای درونی، احساسات جریحه دار شده و تمایلات سرکوفته افراد مستقر در قرارگاه اشرف که نتایج و اثرات فشار، تحمیل و سرکوب سیستماتیک و برنامه ریزی شده را به تصویر می کشد، غور و تأمل کرد. به نظر می رسد عدم امکان و اجازه بروز طبیعی ترین احساسات و علایق درونی افراد مستقر در قرارگاه اشرف و تأثیرات گسترده ی آن بر اعماق وجودی و لایه های درونی ذهن افراد حاضر در قرارگاه مذکور، دستمایه یک تحقیق و بررسی روانکاوانه در شناخت هر چه بیشتر تأثیرات مخرب و ویرانگر فرقه مذکور بر دنیای ذهنی و روانی افراد تحت سیطره آن برای افراد اندیشمند و متفکر باشد. حال که دنیای دهشتناک فرقه ی مجاهدین در عصر تحولات دموکراتیک در حال فروپاشی و اضمحلال نهایی ست، تلاش های نابخردانه ی رهبران ستیزه جوی مجاهدین برای کسب حمایت سیاستمداران امریکائی و اروپایی راه به جایی نخواهد برد زیرا دوران خشونت افسار گسیخته، برپایی مناسبات و
شرایطی بر اساس و مبنای دگماتیسم فرقه ای و تابوهای ایدئولوژیک بسر آمده است. و به خوبی می توان زوال تاریخی فرقه های سیاسی و عقیدتی چون القاعده و مجاهدین را پیش بینی نمود. آرش رضایی

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.