چهارشنبه, ۲۰ خرداد , ۱۴۰۵
  • جداشدگان مجاهدین خلق؛ میان ترورِ شخصیت و ابزارِ پروپاگاندا 20 خرداد 1405

    قربانیانِ یک نبردِ نابرابر
    جداشدگان مجاهدین خلق؛ میان ترورِ شخصیت و ابزارِ پروپاگاندا

    نقش رسانه‌ها در بازتاب دلایل و زمینه های نگرش انتقادی اعضای جداشده از سازمان مجاهدین خلق، یک میدان نبردِ اطلاعاتیِ تمام‌عیار است. در این فضا، رسانه های مجاهدین خلق تلاش می‌کنند تا روایتِ خود از «علت جدایی» و نقد یکسویه و ناراست «محتوای اظهاراتِ جداشدگان» را به عنوان حقیقتِ مطلق به مخاطب القاء کنند. برای […]

با منصور عصاری 29 اردیبهشت 1387

با منصور عصاری

او مکثی کرد و گفت: اوقات شخصی؟!، سازمان برای کسی اوقات شخصی قائل نبود کسی نمی توانست برای خودش برنامه ای داشته باشد برنامه ها همه جمعی بودند،همه باید در اختیار تشکیلات باشند هیچ اختیاری از خودمان نداشتیم، دائم باید در ارتباط با مسئول بالاتر می بودیم و مرتب رد بدهیم که من فلان جا هستم حق نداشتیم خودسرانه به قرارگاه برویم و حتما باید با مسئول بالاتر تردد می کردیم، حتی برای دوش گرفتن که زمان محدود و کمی داشت باید با مافوق هماهنگ می شدیم و اجازه می گرفتیم، آزادی فردی وجود نداشت.

مکاتبه ی بهار ایرانی با مسعود بنی صدر 25 اردیبهشت 1387

مکاتبه ی بهار ایرانی با مسعود بنی صدر

همه ما کم و بیش از آن گذشته خاطره هایی از این دست به ایام میانسالی آورده ایم. شاید خوش آیندترین این خاطره برای تو همان رفتن به اطاق پدر و آرام گرفتن در آغوشش و آن تک بوسه ای باشد که وعده گاهش فقط یکبار در سال و آن هم روز عید بوده است. از آن روزها تا اکنون میانسالی انبوه و انباشته از عیدهایی است که در پس هر کدامشان قد کشیده ایم و پشت لبمان سبز شده و بعد عاشق شده ایم. در این تجربه همگانی و شیرین اما یا به وصال رسیده ایم و یا به قول رولان تا پایان عمر در از دست دادنش حسرت خورده ایم. رشته کلام از دستم گرفته شد. داشتم می گفتم در این روزها و ایام مردم بی آنکه هم را بشناسند فقط می دانند ایرانی هستند و همین برای ادای احترام و خویشاوندی شان کافی است.

دوران اسارت در کمپ امریکایی ها – قسمت پنجم 24 اردیبهشت 1387

دوران اسارت در کمپ امریکایی ها – قسمت پنجم

امروز چند نفر از بچه های قدیمی آمده اند و بچه های پاکستانی به آنها گیر داده اند که شما باید انقلاب کنید، این نفرات پاکستانی کسانی هستند که به بهانه کار فریب خورده اند ولی جالب این است که در زمانی که در قرارگاه بودند انقلابی دوآتشه بودند و دائم خواهر مریم! خواهر مریم میکردند. حتی در دوران مصاحبه با وزارت خارجه اینها شده بودند سمبل انقلاب خواهر مریم چون در مصاحبه با نفرات امریکایی گفته بودند ایدئولوژی خواهر مریم جهانی است و افتخار میکنند که اولین پاکستانی هستند که مجاهد شده اند، اما وقتی سر قبیله اشان برید و به کمپ آمد هم آنها پشت سر او راه افتادند و حالا همان سمبلهای انقلاب اینجا هم می خواهند بقول خواهر مریم نفرات را” به انقلابونند!” ولی این بار با عکسهای مجله سکسی که کله مریم و مسعود، فهیمه، شریف، احمد واقف، و نسرین و….. را روی عکس مجله ها چسبانده اند. بهرحال اینه همه اش از نتایج به زور آوردن نفرات برای مبارزه است.

گر مرید راه عشقی فکر بد نامی مکن 23 اردیبهشت 1387

گر مرید راه عشقی فکر بد نامی مکن

خانم هشترودی! 11 دی ماه بی گمان در تاریخ ذهنی خیلی ها ماندگار خواهد ماند. ضربه ای که مجاهدین از این جدایی و دیدار دریافت کردند بسیار بیشتر از آنی بود که گمان می کردند. آنان در ابتدا سعی داشتند با سکوت در قبال جدایی شما آن را کم اهمیت جلوه دهند اما شما ضربه را از جایی به آنها زدید که گمانش را هم نمی کردند. البته شما نیز همانند تمامی جداشدگان می دانید که قطعا وقتی اعضای قدیمی و عادی باند رجوی از آن جدا شوند ترفند”مهره ی اطلاعات” و”جاسوس بودن” بدرقه ی راهشان می شود. اماجدایی یکی از اعضای شورای ملی مقاومت یعنی عمق فاجعه های فراوان برای فرقه ی رجوی، یعنی این که به زعم مجاهدین رژیم تا پشت درب اتاق خواب مسعود نفوذ کرده است و قطعا این مساله با بزرگنمایی و خیالبافی های باند رجوی درمورد بزرگ ترین اپوزیسیون رژیم آخوندی بودن! سال های نوری فاصله دارد.

مصاحبه انجمن نجات با آقای حسین نصوری 23 اردیبهشت 1387

مصاحبه انجمن نجات با آقای حسین نصوری

من به امید رسیدن به جامعه بی طبقه توحیدی به سازمان پیوستم از زاویه کمک به خلق و اینکه زندگی بهتری را برای مردم به ارمغان بیاورم اما سازمان زیر همه گفته ها و قولهایش زد. ما که نیروهایش بودیم را سرکوب میکرد بعد سلاحهایش را تحویل داد و با امریکا همکاری کرد شعاری را که سالها علیه آمریکا میداد و ما را با القاب بورژوازی به آن نسبت داده و ما را سرکوب میکرد تسلیمش شده و کوتاه آمدن سازمان از اصولی که ما را با آن جمع کرده بود 180 درجه در جهت عکس شرروع به حرکت نمود. البته برای ما، در این نقطه مشهود شد. زیرا انحراف از سالها پیش شروع شده بود و ما نمی دانستیم اما در این جریان افشا شد.

در خدمت خانم سلطانی در استانبول 22 اردیبهشت 1387

در خدمت خانم سلطانی در استانبول

خانم سلطانی در پایان ابراز امیدواری نمودند که با کمک بیشتر کشورهای همجوار عراق و افراد و سازمانهای خیری که تا بحال بنیاد خانواده سحر را تا این نقطه مورد حمایت خود قرار داده اند بتوان از این پس انتظار امنیت بیشتری را برای نجات یافتگانی که راهی کشورهای اروپایی شده اند تضمین نمود. ایشان همچنین خروج نام سازمان مجاهدین از لیست کشور بریتانیا را به فال نیک گرفته و خواستار فشار ارگانهای حقوق بشری بر این کشور جهت دادن پناهندگی به کسانی شد که بمدت سی سال در راستای منافع کشورهای متخاصم با ایران دست به مبارزه مسلحانه زده اند.

اسناد مکاتبات مسعود رجوی و من 17 اردیبهشت 1387

اسناد مکاتبات مسعود رجوی و من

کتابی را که ملاحظه می‌نمایید. دفتر اول از خاطرات این جانب است تحت عنوان «گوشه‌هایی از تاریخ معاصر ایران» به روایت سعید شاهسوندی این مجموعه به لحاظ تاریخی بیست و پنج سال از 1342 تا 1367 را مد نظر دارد. آغاز 1342 به اعتبار شورش معروف 15 خرداد است و نقشی که این شورش و سرکوب متعاقب آن در سیر تحولات ایران بازی می‌کند.

دوران اسارت در کمپ امریکایی ها – قسمت چهارم 16 اردیبهشت 1387

دوران اسارت در کمپ امریکایی ها – قسمت چهارم

حدود ساعت 8 شب پس از 16 سال رزمنده گری با یک دست لباس تنم راهی کمپ آمریکایی ها شدم. اتوبوس مملو از نفرات بود گویی داشتیم به نشست خواهر مریم می رفتیم، راستی یادم رفت بگویم که ترکیب مان هم کامل بود از (MO) یا عضو 20 ساله تا (K2) یعنی کادری که یک سال است آمده در اتوبوس بودند. اتوبوس جلوی درب شمالی قرارگاه که همان درب ورودی زاغه مهمات بود ایستاد، چند سرباز آمریکایی وارد شدند و سرشماری کردند و همراه ما به سمت کمپ (TIF) راه افتادیم که بعدا به (TIPF) تعییر اسم داد و سپس به(ARK) تغییر کرد.

مرگ در غربت… 15 اردیبهشت 1387

مرگ در غربت…

دلیل دیگر آن که مشخصا می تواند به مرگ حسن میرزایی مرتبط باشد، تلاش سازمان یافته مجاهدین برای قفل کردن تیف و مسدود کردن مجراهای خروجی آن است. توافق ضمنی مجاهدین و آمریکایی ها در خصوص معلق نگه داشتن افراد حاضر در تیف به قصد جلوگیری از ریزش های قابل پیش بینی در اشرف یکی از همین اقدامات هماهنگ شده است که تا زمان حاضر و پس از گذشت بیش از 5 سال کماکان ادامه دارد. این رویه در نهایت اعضای تیف را ناگزیر به اتخاذ تصمیمات فردی برای برون رفت از موقعیت بلاتکلیفی نموده است.

کسی بدون اطلاع رهبری نفس نمی کشه 15 اردیبهشت 1387

کسی بدون اطلاع رهبری نفس نمی کشه

مسئول ما هم از لایه های انقلاب کننده بود و الباقی نفرات بخش ما هنوز انقلاب نکرده بودند نصف بیشتر ما مجرد بودیم و بقیه که شامل خواهر و برادرها (زنها و مردها) متاهل بودند. بعضی ها بدلیل بچه دار بودن هر شب به اسکان می رفتند و در حقیقت آنها کسانی بودند که یا با بچه خردسال وارد سازمان شده بودند یا بچه هایشان در سازمان بدنیا آمده بودند.

گفتگوی بنیاد خانواده سحر با برادران احمدی 15 اردیبهشت 1387

گفتگوی بنیاد خانواده سحر با برادران احمدی

اخیرا بنیاد خانواده سحر گفتگویی با برادران احمدی داشته است که خلاصه ای از سرگذشت آنان از بابت ارائه یک نمونه جهت تجربه در خصوص نحوه جذب و عضو گیری افراد در فرقه ها آورده میشود. این نمونه ها از انواع کلاسیک عملکردهای فرقه ای است که موارد مشابه آن را میتوان در سایر فرقه ها در هر کجای دنیا مشاهده نمود. در واقع این مطالب بخشی از تاریخ شفاهی مردم ایران را بیان میکند که تجارب خوبی برای آیندگانی که میخواهند قدم به عرصه مبارزه بگذارند در بر خواهد داشت.

بلاتکلیفی ایرانیان تبعیدی در عراق 15 اردیبهشت 1387

بلاتکلیفی ایرانیان تبعیدی در عراق

ما هم اکنون شما را در جریان وضعیت گروهی قرار میدهیم که یک سازمان تروریستی یا حتی یک فرقه خوانده میشود. این گروه با این موارد خوانده میشود ولی همچنان تحت حمایت نظامیان ایالات متحده است. این یک گروه ایرانی است. آنها میخواهند دولت ایران را سرنگون کنند و در حال حاضر در تبعید در عراق بسر می برند.

blank
blank
blank