چند سال پیش یعنی قبل از سرنگونی صدام و غیبت کبری برادر یک روز به ما گفته شد که برای شنا به رودخانه می رویم ولی قبل از آن توجیه توسط برادر مسئول انجام میشه و ما هم می دانستیم که طبق معمول صدتا ضابطه ایمنی از قبیل شیرجه ممنوع، شنا در عمق ممنوع، شوخی یدی ممنوع، کشتی در آب ممنوع، هل دادن در آب ممنوع، کشیدن ممنوع، توقف……خواهند خواند.
ما می خواهیم آزادی برای مردم ببریم
برچسب ها
دوستی در قرنطینه، ملاقات با مادر خاطرات امیر یغمایی کودک سرباز پیشین مجاهدین خلق – قسمت هفتاد و دوم
تلنگری برای رهایی پیام روح الله برهانی به افراد در بند تشکیلات رجوی
خاطرات ما را به هم پیوند می زند نامه اسحاق الماسی به دوست قدیمی اش عباس فرجی
خاطرات امیر یغمایی کودک سرباز پیشین مجاهدین خلق – قسمت هفتاد و دوم
حالا تقریباً دو ماه از زمانی که وارد کمپ TIPF شده بودم میگذشت. در این مدت دوبار منتقل شده بودم و اکنون در بخشی جداافتاده به نام SEG یا “قرنطینه” قرار داشتم. یکی از اتفاقات خاص این دوره این بود که ارتش آمریکا انبارهای مهمات سازمان مجاهدین را تخلیه میکرد و آنها را در تودههای […]
پیام روح الله برهانی به افراد در بند تشکیلات رجوی
روح الله برهانی از افراد جداشده ای است که در سال 83 با تصمیم قاطع و جسورانه تور اختناق و زنجیر های تشکیلات رجوی را از هم گسست و به ایران بازگشت. او پس از بازگشت به زندگی و شغل آزاد روی آورد و به لطف خدا و تلاش های بی وقفه اش زندگی موفق […]
نامه اسحاق الماسی به دوست قدیمی اش عباس فرجی
با سلامی گرم به دوست قدیمی و همشهری عزیزم عباس فرجی زمان زیادی است که از تو خبری ندارم اما همیشه پیگیر بوده و منتظر می باشم، منتظر خروجت از سازمان و شنیدن صدای گرمت و یا عکسی جدید از روی مبارکت . عباس جان همیشه خاطرات ما را به هم پیوند می زند و […]

