پنجشنبه, ۱۵ مرداد , ۱۴۰۵
  • گفتگوی صمیمی با رضا اکبری نسب 14 مرداد 1405

    در کنار خانواده ها
    گفتگوی صمیمی با رضا اکبری نسب

    به خاطر بیماری که آقای اکبری نسب داشتند دوستانش در انجمن نجات مرکز تبریز به ملاقات و حضورش رسیدند تا ضمن دیدار و تجدید دوستی گفتگوی کوتاهی با ایشان داشته باشند. امیدواریم که به زودی حال ایشان رو به بهبود رفته و در کنار خانواده محترمشان روزها و اوقات خوب و خوشی را داشته باشد.

سخنی با برادرم حشمت الله کاربخش گرفتار تشکیلات مجاهدین 12 مرداد 1405

با دیدن عکست جان تازه گرفتم سخنی با برادرم حشمت الله کاربخش گرفتار تشکیلات مجاهدین

مادران، منتظران بدرود یافته – قسمت سی و دوم 11 مرداد 1405

برای مادر اسماعیل پور محمدعلی بازکیایی مادران، منتظران بدرود یافته – قسمت سی و دوم

دنبال شنیدن خبر از دوستان برادرم که از فرقه جدا شده، هستم! 02 اسفند 1394

دنبال شنیدن خبر از دوستان برادرم که از فرقه جدا شده، هستم!

من می دانم که مسعود رجوی درآن زمان هم برادر من را هم مثل این بچه ها که برای کار یا تحصیل به خارج رفته بودند فریب داده واز احساسات او سواستفاده نموده والان دیگر گرفتار آن گروه کرده است. برای من از همه جهات تعجب آور است که برادرم را چرا لااقل به آلبانی منتقل نمی کنند؟!

از وضع برادر اسیرم در فرقه ی رجوی بی اطلاعم! 02 اسفند 1394

از وضع برادر اسیرم در فرقه ی رجوی بی اطلاعم!

رجوی، برادرم و هم زنجیران اورا با وعده های دروغ زندگی بهتر دراروپا و یا برقراری آزادی وعدالت درایران به دام انداخته وآنها بعد ازحضور درتشکیلات این باند تبهکار، با درک واقعیات وگیر کردن درروابط بسته ومطلفا استبدادی رجوی، امید به رهائی وزندگی مستقل وآزاد را ازدست داده اند وما هستیم که باید با فشار آوردن به رجوی، امید به زندگی را درآنها زنده کنیم واین کار را با لحاظ” یک دست صدا ندارد”، باید با حضور در همایش خانواده ها و تهیه ی طومارها وبیانیه ها واقعی تر کنیم!

تنها امیدم برادرم محمدرضا، گروگان رجوی است! 01 اسفند 1394

تنها امیدم برادرم محمدرضا، گروگان رجوی است!

همه ی انسان ها دنبال گم شده ی خود هستند و من هم که یک انسانم، دنبال برادرم محمد رضا میباشم. اودرسال 1367خانه را ترک کرد ومدتی بعد با حیرت وتاسف فهمیدیم که به خیل گروگان های رجوی پیوسته است! من خبر حضور او و سلامتی اش در تشکیلات رجوی را از زبان مهندس محمد رضا مبین شنیدم که زمانی گروگان رجوی بوده وموفق به خروج شده وبه تبریز برگشته بود. دیگر چیز بیشتری از برادرم نمیدانم.

خانم ندایی: سران رجوی بدانند من بدنبال فرزندم باز هم خواهم آمد 29 بهمن 1394

خانم ندایی: سران رجوی بدانند من بدنبال فرزندم باز هم خواهم آمد

این بار نیز به سان دفعات قبل سران فرقه رجوی نگذاشتند پسرم را ببینم. ولی من تا جایی که حنجره ام یاری ام می کرد فریدون را فریاد زدم. و باز هم اینکار را خواهم کرد. این دفعه که جلوی لیبرتی بودیم، سران آنها یکسری را با صورت های پوشانده شده آورده بودند که بر علیه ما فحاشی کنند. اما من مادرم و پسرم را در بین آنها شناختم. دیدم که با صورتی پوشانده شده بین نفرات ایستاده بود و مرا ورانداز می کرد. آرام بود و شعار نمی داد.

چشم انتظاری دختر برای پدری که اسیر سازمان مجاهدین می باشد 28 بهمن 1394

چشم انتظاری دختر برای پدری که اسیر سازمان مجاهدین می باشد

خانم فاطمه علی میرزائی به همراه مادرش که مسعود رجوی خائن و مریم عضدانلو خونخوار، در یک حرکت زشت و ما قبل بشری با نام انقلاب ایدئولوژیک، خانم عباسی را از شوهرش که روزگاری تکیه گاه او بوده و پدر بچه هایش، به دفتر انجمن نجات آمدند و در مورد وضعیت رضا علی میرزائی سئوال مینمودند که آیا او نیز جزء کسانی است که به آلبانی منتقل شده و یا هنوز در جهنم لیبرتی اسیر خودکامگی رهبران هوسباز این فرقه ضدبشری گرفتار مانده؟

اسیری برادرم بدست رجوی، مرا دراسارت یک خبر نگهداشته! 28 بهمن 1394

اسیری برادرم بدست رجوی، مرا دراسارت یک خبر نگهداشته!

من درهمایش اخیر خانواده های اسرا وفریب خوردگان رجوی درتبریز شرکت کردم که متوجه شدم کسان دیگری هم هستند که باوجود آگاهی ازحضور عزیز یا عزیزانشان درتشکیلات رجوی، موفق به تماس با آنها نشده اند. بعضا هم سرنوشتی نظیر مرا دارند. کسانی که با این سازمان نشست وبرخاستی داشته اند همه به نوعی گرفتارند با شدت وضعف هایی که دراین مورد وجود دارد!

ملاقات با خانم شهربانو مرندی دردفترانجمن نجات گیلان 27 بهمن 1394

ملاقات با خانم شهربانو مرندی دردفترانجمن نجات گیلان

خانم شهربانو مرندی ؛ مادر”خسروسلیقه دار”عضواسیر و تحت کنترل فرقه رجوی درتیرانا درملاقات با مسئول انجمن نجات ضمن محکوم کردن اعمال ضدانسانی رجوی ها درخصوص به اسارت کشاندن اعضای خود افزود:” فرزندم برای ادامه تحصیل به کشورآلمان مسافرت کرده بود که طعمه رجوی ها شد وبا ترفند ودروغ وحیله ومکر به عراق ناامن وزندان های ساخته وپرداخته رجوی کشانده شد. طی سالیان گذشته به کرات با تقبل رنج سفرومشقات فراوان دراطراف واکناف اسارتگاه مضمحل شده اشرف به اتفاق سایرخانواده های هم درد ساکن شدم…

نامه جمعی ازخانواده های چشم انتظارشالیکارگیلک به آقای بوجارنیشانی 26 بهمن 1394

نامه جمعی ازخانواده های چشم انتظارشالیکارگیلک به آقای بوجارنیشانی

ما شماری ازخانواده های اعضای گرفتاردریک فرقه مخرب کنترل ذهن موسوم به سازمان مجاهدین خلق MKO)) هستیم. هستند عزیزان دربندمان با سابقه 14 تا 34 سال اسارت درفرقه مذکورکه با دنیای آزاد خاصه خانواده هایشان مطلقا ارتباطی برقرارنکردند واساسا اطلاعی ازبیرون ازچارچوب وحصارعینی وذهنی ایجاد شده توسط رهبرستیزه جوی گروه مجاهدین خلق ندارند…

مصاحبه ندای حقیقت با خانم نرگس بهشتی بعد از برگشت از عراق 26 بهمن 1394

مصاحبه ندای حقیقت با خانم نرگس بهشتی بعد از برگشت از عراق

همانطور که اطلاع دارید ماه گذشته حدود ۳۰ نفراز خانواده های دردمند اسیران لیبرتی بعد از ماه ها تلاش و درخواست به دولت عراق به بغداد رفتند و توانستند چندین بار به جلوی درب لیبرتی بروند. اگر چه موفق به دیدار وملاقات نشدند ولی توانستند صدای خود را به رسانه ها و مجامع بین المللی برسانند. در این رابطه مصاحبه ای توسط خانم سنجابی با خانم نرگس بهشتی ترتیب یافته که نظر خوانندگان را به آن جلب می کنیم …

فرقه ای که 34 سال است که نگذاشته خبری ازبرادرم داشته باشم! 25 بهمن 1394

فرقه ای که 34 سال است که نگذاشته خبری ازبرادرم داشته باشم!

ما رهبران سازمان با القا کردن این مسئله که تو بدون سازمان نخواهی توانست زندگی کنی واگر به ایران هم برگردی اعدام میشوی، موفق به ترساندن ونگهداری برادرم درتشکیلات مافیایی خود شد.دراین 34 سال گذشته ما ابدا نامه ای ازاو دریافت نکرده وحتی یکبار هم صدای او را ازتلفن نشنیده ایم واین درحالی است که رجوی که اطرافیانش را اینقدر محصور کرده، ادعای آزاد کردن ما مردم ایران را دارد!!

دیدار با پدر رنج دیده ی محمد هاشم نوری 24 بهمن 1394

دیدار با پدر رنج دیده ی محمد هاشم نوری

این خانواده عمیقا از بابت وضعیت فرزندانشان نگران می باشند. آقای نوری گفتند من نیز مثل سایر پدر و مادران دیگر دوست داشتم فرزندانم در کنارم باشند. من ومادرش نگران سرنوشت آنها هستیم و این موضوع بر درد و رنج ما افزوده است. در گذشته تمام اقوام افسوس زندگی و بچه های مرا می خوردند ولیکن الان باید افسوس بخورم حتی یکی از فرزندانم در کنار ما نیستند.حتی برای رفتن به دکتر با مشقت زیادی روبرو هستم و تمام زحمت من روی دوش همسرم می باشد. صحبت های آقای نوری غم فراوانی برای شنونده ایجاد می نماید…

بعد از گذشت 28 سال، آیا میتوانم امیدی به دیدار مجدد داشته باشیم؟! 21 بهمن 1394

بعد از گذشت 28 سال، آیا میتوانم امیدی به دیدار مجدد داشته باشیم؟!

درسال 83 که با جدا شده های باند رجوی ملاقات داشتیم، دونفر ازاینها برادرمان را میشناختند وخیلی خوشحال شدیم که خبر سلامتی اش را دریافت کردیم. این خبر خشک وخالی برای مدتی مایه ی خوشحالی ما بود و 11سال گذشت که این خبر خیر هرگز تکرار نشد! برادران بهادری که اخیرا از لیبرتی به ایران بازگشتند، برادرم را نشناختند وما این بار ناامیدترازگذشته به خانه برگشتیم!

blank
blank
blank