جمعه, ۱۰ مهر , ۱۴۰۵
  • پیام حاج حسن مساعدی برای برادرش یونس در کمپ اشرف ۳ 08 مهر 1405

    تلاش خانواده مساعدی ادامه دارد
    پیام حاج حسن مساعدی برای برادرش یونس در کمپ اشرف ۳

    یونس مساعدی که در سال ۱۳۶۶ در منطقهٔ میمک اسیر شده بود، در سال ۱۳۶۸ توسط سران گروه رجوی فریب خورد و به کمپ اشرف منتقل گردید. از آن تاریخ تاکنون، این گروه با ایجاد ممنوعیت‌های ارتباطی، خانوادهٔ یونس را در بی‌خبری مطلق نگه داشته است. پیگیری‌های این خانواده پس از سال‌ها دوری و بی‌خبری، […]

پیام خواهری دلتنگ در پاییز غم انگیز 08 مهر 1405

نامه زهرا قلیزاده به برادرش پیام خواهری دلتنگ در پاییز غم انگیز

حضور محمدرضا فروغی در دفتر انجمن نجات اراک 08 مهر 1405

پیگیری وضعیت برادر دربند حضور محمدرضا فروغی در دفتر انجمن نجات اراک

چهارمین اقدام خانواده ها برای دیدار با عزیزانشان در لیبرتی 06 اسفند 1394

چهارمین اقدام خانواده ها برای دیدار با عزیزانشان در لیبرتی

تعداد ۱۱۱ نفر از خانواده ها از سراسر ایران و از استان های مختلف در اقدامی هماهنگ و البته ستودنی دیشب وارد بغداد شده و امروز صبح عازم اردوگاه لیبرتی، محل استقرار افراد گرفتار در فرقه رجوی، در عراق شدند. خانواده ها امروز صبح در برابر اردوگاه لیبرتی تجمع کردند و عزیزان خود را صدا زدند. البته همچون دفعات قبل اجازه استفاده از بلندگو به خانواده ها داده نشد، اما خانواده ها از حنجره های خود مایه گذاشتند و خواست برحق شان یعنی دیدار بعد از سالیان با عزیزانشان را فریاد نمودند.

لحظه شماری خواهر و برادر برای یک ملاقات! 05 اسفند 1394

لحظه شماری خواهر و برادر برای یک ملاقات!

هر روز دعا میکنم که برادر من خیراله علییان که اسیر فرقه ی رجوی است، به زندگی و آزادی بازگردد واین دعا کردن بعد ازدیدار با برادران بهادری که اخیرا ازدست رجوی خلاص شده وبه کشور بازگشته وموجب نهایت خوشحالی خانواده ی خود وهمشهریانش شده، مرا بیشتر به خود مشغول کرده است.

به جانب لیبرتی؛ میعادگاه خانواده های عاشق 05 اسفند 1394

به جانب لیبرتی؛ میعادگاه خانواده های عاشق

شماری ازخانواده های چشم انتظار گیلک روز سه شنبه بتاریخ 4 / اسفندماه / 1394 با شور وعشقی وصف ناپذیر با تقبل مشقات فراوان با شعار محوری” ملاقات با عزیزانمان دراسارتگاه لیبرتی حق مسلم ماست” بقول خودشان عازم میعادگاه عاشقان شدند.

برادر اسیرم در فرقه ی رجوی از سال 66 ارتباطی با ما ندارد! 04 اسفند 1394

برادر اسیرم در فرقه ی رجوی از سال 66 ارتباطی با ما ندارد!

دوستان وهم خدمتی های هم سرنوشت او مانند لطف اله محمدی وعلی امانی موفق شدند درسال 1383 از سازمان رجوی جدا شده و به ایران برگردند. من وقتی این دوستان آزاد شده ی برادرم را میبینم، عطر بوی اورا ازآنها دریافت کرده و امیدوارتر میگردم. چند ماه پیش که به کمپ لیبرتی موشک زده شده، من هراسان وسراسیمه به دفتر انجمن نجات در تبریز مراجعه کردم که جواب دادند که کشته نشده ولی ما خبری از هویت مجروحان نداریم.

اعزام خانواده های یزدی به امید دیدار با اسیران مقابل کمپ لیبرتی 04 اسفند 1394

اعزام خانواده های یزدی به امید دیدار با اسیران مقابل کمپ لیبرتی

روز دوشنبه 3 اسفند 94 تعدادی از خانواده های چشم انتظار اعضای دربند و گرفتار فرقه رجوی به امید دیدار با اسیران و عزیزان عازم کمپ لیبرتی شدند. اعزام خانواده های اسیران دربند به کمپ لیبرتی و بیخ گوش رجوی درشرایطی صورت می گیرد که تلاش و فعالیت آنها برای رهایی عزیزان اسیرشان شکل و انسجام تازه ای بخود گرفته است. خانواده های اسیران با جمع بندی وکسب تجارب گذشته عزم خود را جزم کرده اند و پرتوان تر از گذشته پای دراین راه گذاشته اند.

به بهانه اعزام خانواده های یزدی به لیبرتی 04 اسفند 1394

به بهانه اعزام خانواده های یزدی به لیبرتی

می آییم تا فریاد تظلم خواهی سر دهیم تا به حق مشروع خود که همانا ملاقات ولو چند دقیقه با عزیزانمان هست برسیم واز این کار خسته نخواهیم شد. این را هم به خوبی می دانیم که رجویها همچون گذشته درفرار از خواسته به حق خانواده ها ما را آماج تهمت و افترا قرارخواهد داد و مزدور واطلاعاتی!! قلمداد خواهند کرد ولی دیگر گوش فلک از اینگونه اباطیل وخزعبلات پر شده وخریداری ندارد.

سخنی از یک مادر دل شکسته 03 اسفند 1394

سخنی از یک مادر دل شکسته

در کنار لیبرتی تنها کاری که می توانستم انجام دهم از پشت دیوارهای بتونی فرزندم را صدا بزنم که شاید صدایم به گوش فرزندم برسد. چند روزی که در کنار کمپ لیبرتی بودم در روزهای آخر توانستم روزنه ای پیدا کنم و داخل کمپ را ببینم دیری نگذشت که با یک سری از عناصر توجیح شده فرقه رجوی مواجه شدم تا من و خانواده ها را دیدند شروع کردند به بد و بیراه گفتن. من مطمئن بودم که این ها فرزندان ما نیستند غیر ممکن است فرزندم به من بد و بیراه بگوید

دنبال شنیدن خبر از دوستان برادرم که از فرقه جدا شده، هستم! 02 اسفند 1394

دنبال شنیدن خبر از دوستان برادرم که از فرقه جدا شده، هستم!

من می دانم که مسعود رجوی درآن زمان هم برادر من را هم مثل این بچه ها که برای کار یا تحصیل به خارج رفته بودند فریب داده واز احساسات او سواستفاده نموده والان دیگر گرفتار آن گروه کرده است. برای من از همه جهات تعجب آور است که برادرم را چرا لااقل به آلبانی منتقل نمی کنند؟!

از وضع برادر اسیرم در فرقه ی رجوی بی اطلاعم! 02 اسفند 1394

از وضع برادر اسیرم در فرقه ی رجوی بی اطلاعم!

رجوی، برادرم و هم زنجیران اورا با وعده های دروغ زندگی بهتر دراروپا و یا برقراری آزادی وعدالت درایران به دام انداخته وآنها بعد ازحضور درتشکیلات این باند تبهکار، با درک واقعیات وگیر کردن درروابط بسته ومطلفا استبدادی رجوی، امید به رهائی وزندگی مستقل وآزاد را ازدست داده اند وما هستیم که باید با فشار آوردن به رجوی، امید به زندگی را درآنها زنده کنیم واین کار را با لحاظ” یک دست صدا ندارد”، باید با حضور در همایش خانواده ها و تهیه ی طومارها وبیانیه ها واقعی تر کنیم!

تنها امیدم برادرم محمدرضا، گروگان رجوی است! 01 اسفند 1394

تنها امیدم برادرم محمدرضا، گروگان رجوی است!

همه ی انسان ها دنبال گم شده ی خود هستند و من هم که یک انسانم، دنبال برادرم محمد رضا میباشم. اودرسال 1367خانه را ترک کرد ومدتی بعد با حیرت وتاسف فهمیدیم که به خیل گروگان های رجوی پیوسته است! من خبر حضور او و سلامتی اش در تشکیلات رجوی را از زبان مهندس محمد رضا مبین شنیدم که زمانی گروگان رجوی بوده وموفق به خروج شده وبه تبریز برگشته بود. دیگر چیز بیشتری از برادرم نمیدانم.

خانم ندایی: سران رجوی بدانند من بدنبال فرزندم باز هم خواهم آمد 29 بهمن 1394

خانم ندایی: سران رجوی بدانند من بدنبال فرزندم باز هم خواهم آمد

این بار نیز به سان دفعات قبل سران فرقه رجوی نگذاشتند پسرم را ببینم. ولی من تا جایی که حنجره ام یاری ام می کرد فریدون را فریاد زدم. و باز هم اینکار را خواهم کرد. این دفعه که جلوی لیبرتی بودیم، سران آنها یکسری را با صورت های پوشانده شده آورده بودند که بر علیه ما فحاشی کنند. اما من مادرم و پسرم را در بین آنها شناختم. دیدم که با صورتی پوشانده شده بین نفرات ایستاده بود و مرا ورانداز می کرد. آرام بود و شعار نمی داد.

چشم انتظاری دختر برای پدری که اسیر سازمان مجاهدین می باشد 28 بهمن 1394

چشم انتظاری دختر برای پدری که اسیر سازمان مجاهدین می باشد

خانم فاطمه علی میرزائی به همراه مادرش که مسعود رجوی خائن و مریم عضدانلو خونخوار، در یک حرکت زشت و ما قبل بشری با نام انقلاب ایدئولوژیک، خانم عباسی را از شوهرش که روزگاری تکیه گاه او بوده و پدر بچه هایش، به دفتر انجمن نجات آمدند و در مورد وضعیت رضا علی میرزائی سئوال مینمودند که آیا او نیز جزء کسانی است که به آلبانی منتقل شده و یا هنوز در جهنم لیبرتی اسیر خودکامگی رهبران هوسباز این فرقه ضدبشری گرفتار مانده؟

blank
blank
blank