برای برادر اسیرم اسماعیل پورحسن مشتاقانه در انتظارت هستیم
پادگان اشرف یک زندان بود گفتگوی فواد بصری با خواهر محمد جعفر نجفی – قسمت اول
نامه شهین نجفی به برادرش محمد جعفر نجفی خبر داری در نبودت چه غصه هایی خوردیم؟
اقتدار خانواده ها رجوی را وادار به تسلیم نمود
ناگزیر شدند در اوج افلاس و درماندگی خوار و خفیف پادگان اشرف را ترک کنند و امروزه نیز در لیست افراد اعزامی با آلبانی افرادی را مشاهده میکنیم که خانواده هایشان در صدر افراد فعال و تاثیر گذار بودند که سالها در رسوا کردن و افشاگری سازمان و رهبران آنرا بزانو دراورده اند و این رها نمودن افراد نه از راه خیر خواهی و نیات انساندوستانه و آزادی خواهی بل فقط بخاطر رهایی از فشار غیر قابل تحمل خانواده ها میباشد و لذا نگارنده ضمن تبریک به خانواده ها بخاطر پیروزی در مقابل رجوی دیکتاتور، خائن و وطن فروش ؛ تقاضا دارم سایر خانواده ها در صفوفی فشرده با عزمی جزم تر به فعالیت خود ادامه دهند و تا رهایی همه فرزندان؛ خواهران و برادرانمان از چنگال رجوی از پای ننشینند. پیرو ز باشید.
دوباره برای نجات عزیزانمان به پشت دیوار نفرت و تباهی لیبرتی بازخواهیم گشت
خانواده های اسیران توضیح دادند نمایندگان کمیساریا ویونامی درپاسخ به سئوالات بحق ما می گفتند: ما نگرانی شما را درک می کنیم وازاینکه شما مرتب به امید دیدار با عزیزانتان به این کشور سفرمی کنید ومتاسفانه هربارهم دست خالی برگشتید متاسف هستیم،اما متاسفانه بدلیل وجود برخی مسائل دست ما برای فشار آوردن به مسئولان کمپ برای مهیا کردن ملاقات شما با فرزندانتان بازنیست فقط می توانیم خواسته های شما را دوباره به آنها منتقل کنیم البته قبلا چندباربه مسئولان کمپ گفتیم ولی پاسخی به ما ندادند
دیدار با عزیزان حق مسلم خانواده هاست
خانواده ها هم اکنون در مقابل دروازه اردوگاه لیبرتی به شعار دادن و فراخواندن عزیزانشان مشغول هستند و البته حق استفاده از بلندگو را ندارند. همچنین امروز نامه ای خطاب به کمیساریای عالی پناهندگان به عربی و انگلیسی و فارسی با امضای ۲۱ تن از خانواده های حاضر در محل تنظیم و به کمیساریا تحویل داده شد. اسامی ۳ نفر از ۲۴ نفر محفوظ می باشد.
خانواده های گلستانی نگران زندانیان در بند فرقه رجوی
براستی این دیو بی شاخ و دم چه فکر کرده و بدنبال چه می باشد که اینگونه خانوادها را اسیر و گرفتار نموده و فرزندان آنها را به هر نحوی که میخواهد بدور خود می گرداند؟ آیا این همه خونخواری و کشتن انسانهای بی گناه و زندانی نمودن افرادی که در طول عمرشان حتی یکبار هم با نام سازمان مجاهدین آشنا نبودند کافی نیست و حتما باید خونهای بیشتری ریخته شود تا این شیطان سرمست شود؟
بازهم باطلاع خانواده های متحصن رسانده و از آنها کمک بخواهید!
جواب همیشگی ما دربرابر این ادعاها این بوده که اولا قرار نبود که این فرزندان مظلوم ما که عالم دوزخ را در زمین خاکی تجربه کرده اند، جز برای مدت دو سه ماهی دراین کمپ لیبرتی مانده وقراربود برای حفظ جانشان به خارج ازمرزهای ایران منتقل گردند که اعزام قطره چکانی این عزیزان باوضع موجود وحرکات مشکوک رجوی، سه سال طول خواهد کشید که دراین مدت عده ی زیادی ازفرط دوری ازمردم وزندگی درقفس رجوی، دست اززندگی نکبت بار خود خواهند شست!
نامه خانم ثریا عبداللهی به فرزندش (امیر اصلان تحت اسارت فرقه رجوی در آلبانی)
امیرجان خبر انتقال تو از لیبرتی به آلبانی برای من بهترین هدیه بود. سرانجام از اسارتگاه لیبرتی در عراق رها شدی و به آلبانی منتقل شدی. این یک گام به جلوست چون یکی از گام های رهایی و نجات همیشگی ات ازحصارهای فیزیکی و ذهنی فرقه رجوی است. من یک مادرم و سرشار از احساسات مادرانه، سالهاست که در تلاش برای رهایی تو از اسارت فرقه سراز پا نشناختم همه سختی ها، مشکلات و مصائب را با همه ی وجودم تحمل کردم تا تو، فرزند عزیزم را باردیگر بعد از ۱۴ سال دوری و فراق در آغوش پرمهرم بگیرم
تلاش خانواده های دردمند برای دیدار با عزیزانشان در لیبرتی
تعداد 24 نفر از خانواده های افراد گرفتار در فرقه رجوی در اردوگاه لیبرتی در عراق، از استان های یزد، خوزستان، و خراسان رضوی، جهت تلاش برای دیدار با عزیزان اسیرشان به عراق آمده و به پشت درهای بسته اردوگاه لیبرتی مراجعه نمودند.
سمیه ام تولدت مبارک (دلتنگى هاى بى پایان براى دخترم سمیه)
در روز تولدت از همیشه دلتنگ ترم اما خوشحالم که خداوند مرا برگزید تا مادر دخترى شایسته ﭼﻮﻥ تو باشم دخترى که با آگاهى و شعور و شهامت و شجاعتش ایستاده جنگیدن فهمیده دانسته و تشخیص داده چگونه کجا و چه کار کند تا این همه تلاش به ثمر برسد ما حرف هایت وپیام هایت را میفهمیم و میدانیم این است که تا پاى جانمان ایستاده ایم و از تو حمایت میکنیم و تنها رهایت نکرده ایم حرف هایت را میفهمم پیامت را میگیرم مثل همیشه شبیه هیچ کسى نیستى شبیه سمیه ى منى با آن نگاه گرم و جذاب و گیرا و مهربان و براستى که عشق از ادم ها بزرگ ترین سیاست مدار دنیا را میسازد
حضور دو خانوادۀ اسرای رجوی در شهرداری اورسوراواز. دیدار و گفتگوی آنها با شهردار
صبح روز سه شنبه ۸ سپتامبر ۲۰۱۵ برابر با ۱۷ شهریور ۱۳۹۴ آقایان مصطفی محمدی و قربانعلی حسین نژاد پدران سمیه محمدی و زینب حسین نژاد از اسرای در بند فرقۀ رجوی و خانمها محبوبه حمزه و حوریه محمدی مادر و خواهر سمیه محمدی در شهرداری اورسوراواز فرانسه محل اقامت مریم رجوی و اعضای باندش حضور یافته و با خانم شهردار و معاون او دیدار و گفتگو کردند. خانم شهردار اورسوراواز فرانسه ضمن ابراز همبستگی با خانواده های اسرای فرقۀ رجوی گفت: «ما از اینها (افراد باند مریم رجوی) خوشمان نمی آید و دوست نداریم اینها در این شهر باشند
تلاش مجدد خانواده های دردمند برای دیدار با عزیزانشان در لیبرتی
خانواده ها امروز دوشنبه تمام روز در کنار دیوارهای اردوگاه به امید دیداری هرچند کوتاه با عزیزان خود ایستادند اما موفق به حتی گرفتن خبری از آنها نشدند. التماس عاجزانه خانواده ها برای دیداری هرچند مختصر دل هر انسانی را واقعا به درد می آورد. متأسفانه مسئولین مربوطه اجازه بردن دوربین و عکاس و خبرنگار به محل را ندادند. تنها چند عکس و فیلم به زحمت توسط یکی از مسئولین غیر ایرانی در محل گرفته شد. برخی خانواده ها مایل به انتشار عکس های خود نبودند که این امر رعایت شده است.
خانواده ها در لیبرتی: ملاقات با جگرگوشگانمان پایه ای ترین حق انسانی ماست
خانواده های جدید الورود به عراق امروز در ورودی کمپ لیبرتی حضور یافتند و با در دست گرفتن پلاکارد و نشان دادن نام جگرگوشگانشان درخواست ملاقات حضوری کردند. آنها شعار میدادند که ملاقات حق مسلم و از اولیه ترین حقوق بشری است. بسیاری از این خانواده ها بیش از دو دهه است که ملاقاتی نداشته اند چرا که فرقه رجوی اجازه دیدار با اعضای خود را نمیدهد. خانواده ها نگران وضعیت جسمی و روحی بستگانشان هستند. آنها نگرانند که این افراد بدون یک ملاقات ساده و بدون خبر به کشور آلبانی منتقل گردند. آنها از سازمان ملل و مقامات عراق میخواهند تا شرایط یک ملاقات ساده بین آنها و اعضای خانواده شان را مهیا کنند.
تبریک به خانواده ها بخصوص خانم ثریا عبدالهی
امروز خبر بسیار خوشحال کننده ای شنیدم و آن خبر جابجایی امیر اصلان حسن زاده یعنی پسر خانم ثریا عبدالهی بود که واقعا جای خوشحالی نیز داشت، چرا که این مادر در طول 4 سالی که در اطراف پادگان نظامی اشرف و در آن هوای گرم و خشک و خاکهای کثیف عراق، حتی بدون لحظه ایی درنگ برای خانواده هایی که برای دیدار فرزندانشان به آنجا آمده بودند زحمت می کشید

