برای برادر اسیرم اسماعیل پورحسن مشتاقانه در انتظارت هستیم
پادگان اشرف یک زندان بود گفتگوی فواد بصری با خواهر محمد جعفر نجفی – قسمت اول
نامه شهین نجفی به برادرش محمد جعفر نجفی خبر داری در نبودت چه غصه هایی خوردیم؟
برادرم با گریه گفت که برایم نماز امام زمان بخوانید من اینجا گیر افتاده ام..
حدود 12 سال پیش بود که به همت انجمن نجات گروهی ازخانواده ها برای دیدار فرزندان خود به عراق و نهایتاً به پادگان اشرف اعزام شدند.دراین گروه من به اتفاق خواهرم نیزحضورداشتیم. ازاینکه چه برما گذشت تا وارد پادگان اشرف شدیم خیلی حرف برای گفتن وجود دارد که می شود بقول معروف یک مثنوی هفتاد منی ازآن نوشت،ازمعطل کردن های بی مورد در درب ورودی،از بازرسی های تکراری وچند باره، ازاینکه مثلاً برادر شما هم اینک مشغول انجام کاری است وفعلاً امکان ملاقات وجود ندارد،ازاین که در هراتاق ملاقات تعداد افراد مجاهدین بیشترازملاقات کننده وملاقات شونده بود…
حضور خانواده فاطمه قاسمی ازاسیران دربند ذهنی فرقه رجوی دردفتر انجمن نجات خوزستان
ازاین به بعد به همراه بقیه خانواده ام ازهرگونه تلاش برای بازگرداندن خواهرم فاطمه به زندگی عادی خودش دریغ نخواهیم کرد وباز به خواهرم فاطمه می گویم که دوستش داریم وبرگرد که دخترت منتظراست تا بعد ازسالیان مهرومحبت مادری را احساس کند واین خواهش را ازاو دارم که بیش ازاین دخترش را ازنعمت محبت مادری محروم نکند. برگرد که تورا دوست داریم…
ساکنان جهنم ساخته دست رجوی ها
خطاب به ساکنان جهنم رجوی ساخته: داروی درد شما حضور خانواده و صدای خانواده است. ندای مادرانی است که می خواهند شما را از اعماق جهنم بیرون کشیده و به دنیای عادی برگردانند. می خواهند از فرصتی که پیش آمده شمایان را از جرگه ساکنان جهنم رجوی خارج کنند.ساکنان جهنم به طور کاذب تسلیم شده و فکر می کنند دست هایشان را برای ابدالدهردر مقابل شیطان مجسم رجوی بالا برده و دیگر هیچ روزنه و امیدی در کار نیست. اما راه بازگشت به دست مادران محقق شده و خداوند این فرصت را داده که شما حرکتی کنید و به سکونت ناخواسته و اجباری در جهنم رجوی پایان داده…
دیدار اعضای انجمن نجات خوزستان با خانواده مهنازبابا احمدی کریمی از اسیران فرقه رجوی
می خواهم این پیام را به خواهرم مهناز که سالهای سال است ازاو خبری نداریم بگویم که ما واقعا دوستش داریم وباید بداند این خانواده است که اصالت دارد نه گروهی مثل گروه خائن رجوی. او باید بنشیند وبا خودش فکر کند که ماندنش این همه سال درگروه رجوی چه حاصلی تاکنون برایش داشته؟،باید ازخودش سئوال کند که چرا خود رجوی سالهاست مفلوکانه ازصحنه گریخته وازترس پاسخگویی به اعمالش آفتابی نمی شود؟! بنابراین ازخواهرم می خواهم که عاقلانه تصمیم بگیرد وهرطورکه شده بیش ازاین زندگی خودش را با ماندن درگروه رجوی تباه نکند ونگذارد مادرش…
خانواده گروگانهای اسیر در دست رجوی هرگز از پای نخواهند نشست
رجوی باید بداند دیگر حنایش رنگی ندارد ۳۵ سال انحراف از صداقت و فدا او را تبدیل به اهرم در دست بیگانگان کرده است روزگاری صدام حسین و پس از صدام حسین حالا نوبت به سعودی ها و اسرائیلی ها و امریکائی های جنگ طلب رسیده است او یعنی رجوی هیچگاه از تجربه صدام حسین درس نگرفت و نخواهد گرفت چرا که شخص رجوی ماهیتا خوی انسانی خود را از دست داد …
درخواست از نمایندگان محترم پارلمان عراق
اینجانب حسین حسن کاویار فرزندم بنام محسن حسن کاویار از اسرای ایران نزد دولت عراق بوده که سازمان مجاهدین با فشار دولت صدام معدوم او را با وعده آزادی و رها کردن به داخل ایران از کمپ اسرا خارج کرد و به اردوگاه خود بنام اشرف برده و در همان مراحل نخست با ترفند ها و شگرد های تشکیلاتی او را می ترسانند که چنانچه وی به ایران برگردد اعدام می شود و به وی می گویند اطلاعات ایران از همکاری او با مجاهدین با خبر است و حتی طبق اطلاعات افراد بازگشتی از سازمان مجاهدین به وی می گویند که رژیم ایران چند عملیات نظامی تروریستی را هم به پای وی ثبت کرده است.
آکسیون دو پدر معترض در فرمانداری اورسورواز فرانسه
بعد از ظهر دوشنبه ۲۸ سپتامبر ۲۰۱۵ آقایان مصطفی محمدی و قربانعلی حسین نژاد پدران سمیه محمدی و زینب حسین نژاد و خانم حوریه محمدی خواهر سمیه محمدی بعد از حضور در شهر اورسوراواز محل اقامت مریم رجوی و فرقه اش ضمن تسلیم نامۀ سپاسگزاری از خانم شهردار به علت استقبال از این دو خانواده در دیدار روز ۸ سپتامبر از آنان و گوشزد کردنشان به سران فرقۀ رجوی مبنی بر حضور در محل شهرداری و پاسخ دادن به این خانواده ها که خواستار آزادی عزیزانشان از چنگ فرقۀ رجوی هستند
نامه محمد اکبرزاده به برادر اسیرش
عیسی جان برادرمن خوشحالم که یک قدم به سوی آزادی وشاید تولدی دیگر نزدیک شدی بعد از فوت پدرومادرمان خبر انتقال شما از اسارتگاه لیبرتی به کشور آلبانی خوشایندترین خبر بود واز اینکه یک قدم به آزادی نزدیک تر شده ای به شما تبریک می گویم. برادرعزیزم، با اینکه حرف های زیادی دردل دارم ولی سعی میکنم مختصرومفید مطالبم را بیان کنم عیسی جان تو خودت خوب می دانی که چه قدر برای من عزیزبوده وهستی عیسی جان به هیچ عنوان نگران مطالب و اراجیفی که سازمان از قول تو و از زبان تو در این سالها در شوهای مسخره سیمای زندانی و در سایت های پر از نیرنگ ودروغش منتشر نموده نباش
نامه شماری ازخانواده های ساکنان لیبرتی به دبیرکل ملل متحد
تا دیرنشده وعزیزانمان به کام مرگ وقربانگاه نرفته که مسبب اصلی اش کسی جزشخص رجوی متواری نیست به دادمان برسید وفریادرس ما باشید. حق مشروع وانکارنشدنی مان دریک کلام دیداروملاقات با عزیزانمان درکمپ لیبرتی است همین وبس. اطمینان خاطرداریم عزیزان زندانی ما با یک دیدارخانوادگی چونان سیل به جانب کانون پرمهرخانواده هایشان بازخواهند گشت وآنروزنوید اضمحلال نهایی فرقه بدنام رجوی است که دلهای ما آرام خواهد گرفت.
تقدیر و تشکر خانواده ها (اشتباه در اسامی خانواده های خراسان رضوی)
خانواده ها با محدودیت های فراوان اقدام به حضور در پشت دروازه های بسته لیبرتی کردند. تقریبا هیچ امکانی برای استقرار در محل در اختیار آنان گذاشته نشد. به خبرنگاران و عکاسان و همراهان اجازه حضور ندادند. خانواده ها اجازه تحصن و تجمع در هیچ نقطه بغداد از جمله مقابل مقر ملل متحد را هم نداشتند. مقامات محلی ملل متحد حتی به تکرار دروغ بزرگ فرقه رجوی که بیان شده بود افراد گرفتار در دست رجوی در لیبرتی از طریق شبکه های اجتماعی با بستگان خود در خارج از اردوگاه ارتباط دارند متوسل شدند.
نامه خانواده بزرگمهر به نخست وزیر عراق
خانواده ما سالها از سرنوشت برادران و خواهرم بی خبر بودیم تا اینکه در سالهای اخیر تعدادی از اعضای جداشده از سازمان مجاهدین به ایران بازگشتند که در ملاقاتهایی که با این افراد داشتم متوجه شدم که متاسفانه برادر بزرگم بنام جلیل به علت داشتن تضاد با سازمان روانه زندان داخل پادگان اشرف گردیده که موردشکنجه و آزار و اذیت جسمی و روحی قرار گرفته و برادرم زیر شکنجه های عناصر شکنجه گر سازمان مجاهدین کشته می شود.
حمایت از تحصن خانواده های چشم انتظار مقابل درب قرارگاه لیبرتی
سران فرقه رجوی تشنه خون خانواده ها بودند. تردد خانواده ها دور پادگان عنکبوتی اشرف باعث شده بود که اسیران ذهنی و فکری فرقه رجوی روحیه خود را از دست بدهند و اقدام به فرار از پادگان اشرف کنند و این برای فرقه رجوی یک شکست بود مادامی که خانواده ها در کنار پادگان اشرف بودند فرارها ادامه داشت و از کنترل سران فرقه خارج بود. در این رابطه بایستی به خانواده ها دست مریزاد گفت که سختی های زیادی در عراق متحمل شدند و در نهایت پادگان عنکبوتی اشرف به تعطیلی منجر شد و تا ابد به زباله دان تاریخ پیوست و بقیه اعضای فریب خورده این تشکیلات تروریستی به کمپ لیبرتی در بغداد منتقل شدند تا به صورت گروه گروه از آنجا به کشورهای اروپایی اعزام شوند.

