جمعه, ۱ اسفند , ۱۴۰۴
  • نامه منتهی زهرایی به فرزندش مصطفی قائدی در آلبانی 29 بهمن 1404

    مادرت سالها در حسرت دیدن توست
    نامه منتهی زهرایی به فرزندش مصطفی قائدی در آلبانی

    فرزندم مصطفی سلام. سلامتی مادر؟ مصطفی جان به حرفهای مادرت گوش کن .نمی دانم تا کی می خواهی به زندگی خود در کمپ مجاهدین ادامه دهی؟ آیا از زندگی کردن در چنین کمپ بسته ای خسته نشدی؟ زندگی شما در کمپ چگونه می گذرد؟ شاید شما مادرت را فراموش کنی ولی یک مادر جگر گوشه […]

تسلیت به مناسبت درگذشت مادر علی ابریشمکار 26 بهمن 1404

مادری در فراق درگذشت تسلیت به مناسبت درگذشت مادر علی ابریشمکار

مادران، منتظران بدرود یافته – قسمت سی ام 19 بهمن 1404

به یاد مادر فرزان پورعابد مادران، منتظران بدرود یافته – قسمت سی ام

خاطرات خانم سکینه عوض زاده مادر على هاجرى اسیر در لیبرتى 27 مهر 1394

خاطرات خانم سکینه عوض زاده مادر على هاجرى اسیر در لیبرتى

بماند که در آن لحظات چه برمن گذشت وقتی پسرم وارد اطاق شد. به همراه دو نفر بود. زمانی که او را در آغوشم گرفتم، باورم نمیشد. چونکه من ۱۸سال علی را ندیده بودم. باورم نمیشد که این فرزندم علی است! بعد از حدود ۲۰دقیقه کم کم علی مرا بر روی صندلی نشاند. گریه امانم نمیداد. علی هم حالش بهتر از من نبود و من این را بخوبی حس میکردم. مشخص بود اجازه ندارد ابراز احساسات کند. بعد که کم کم آرام شدم، یکی از خواهران که به اسم خواهر شهین صدایش میکردند گفت، چرا تنها آمده ای؟! چرا برادرانش احمد و محمود و خواهرانش را باخودت نیاوردی؟

پاسخ یک پدردردمند به یاوه سراییهای رجویها 26 مهر 1394

پاسخ یک پدردردمند به یاوه سراییهای رجویها

پسردلبندم رفتیم اطلاع گرفتیم ازخانواده هایی که عزیزانشان درعراق واشرف هستند.پنج بارهمراه مادرت وبارآخربا برادرت فرشاد راهی اشرف شدیم. با تنی بیمار و رنجورخودمان را به عراق ناامن درمقابل اسارتگاه اشرف رساندیم وخواستارملاقات چند دقیقه ای با عزیزان شدیم ولیکن هرباربا کارشکنی سران تشکیلات فرقه رجوی نه تنها موفق به دیدارجگرگوشه مان نشدیدم بلکه ازجانب گماشته های رجوی مورد آزارواذیت قرارگرفته ایم.

وحشت رجوی از ارتباط خانواده ها با اسیران 19 مهر 1394

وحشت رجوی از ارتباط خانواده ها با اسیران

درسال 1382 سران سازمان در یک لاف سیاسی عنوان کردند که درهای سازمان برای ملاقات به روی خانواده ها باز است. به دنبال این خبر تعداد زیادی از خانواده ها به جلوی درب قرارگاه اشرف جهت ملاقات مراجعه نمودند و سازمان نیز به اجبار با این امر موافقت نمود. در جریان ملاقات خانواده ها با نفرات اسیرکه بعد از سال ها محقق شد وبه مرور دروغ هایی که سال ها فرقه رجوی نسبت به اسیران اعمال کرده بود برملا شد وهمین امر موجب شد تعداد زیادی نفرات از سازمان جدا شده وفرار کنند،

امید برای دیدن خانواده حتی به قیمت جانم 15 مهر 1394

امید برای دیدن خانواده حتی به قیمت جانم

ه عنوان فردی که چهار عضو خانواده اش در اختیار سازمان مجاهدین است اعلام می کنم هرکاری که بتوانم برای آزادی و بازگشت خانواده ام انجام بدهم دریغ نخواهم کرد چون برخلاف دیدگاه سازمان به تمامی اعضای خانواده ام که در اسارت فرقه رجوی می باشند عشق می ورزم مهم نیست که چه اراجیفی سازمان مجاهدین علیه من عنوان می کند.تا آزادی خانواده ام به هر دری خواهم زد حتی به قیمت جانم. (مهران کریمدادی)

دیداربا خانواده محمود دهقان دردفترانجمن نجات گیلان 15 مهر 1394

دیداربا خانواده محمود دهقان دردفترانجمن نجات گیلان

ادش به خیرحاج قربان دهقان. بالابلند وخوش اندام ومشتاق دیدارفرزند اسیرش دراسارتگاه رجوی خائن. با خوشرویی وانگیزه ای قوی همواره پیامش این بود که روزی اسرای رجوی ازجمله فرزندش که روزگاری در مقابل صدام ملعون ومتجاوز سربازوجنگنده بود؛ آزاد وبه کانون خانواده هایشان بازخواهند گشت.مرحوم مغفور بی آنکه به آرزویش برسد ومحمود را درآغوش خود بگیرد طبعا با لعن ونفرین ابدی به رجوی وهمدستانش، درآغوش مرگ قرارگرفت…

نامه خانواده علی پاک به فرزند دلبندشان در اروپا 15 مهر 1394

نامه خانواده علی پاک به فرزند دلبندشان در اروپا

رزند دلبندم از این که از مجاهدین جدا شدی و به اروپا رفتی دل مادرت و همه اعضای خانواده را شاد کردی و شکر خدای را به جا آوردم که در آنجا زندگی جدیدی را آغاز می کنی، مثل دوستانت که از بند اسارت فرقه مخرب رجوی خود را نجات دادند و به اروپا رفتند و در بهترین شرایط زندگی می کنند و حتی کمک کار خانواده شان هستند. من هم امیدوار بودم که روزی با دست پر و روحیه ای عالی به کشورت بر می گردی و شاهد جشن پای کوبی بازگشت تو باشم..امید آن است که با خواندن این نامه تماس بگیری و ما را از نگرانی در بیاوری

برادرم با گریه گفت که برایم نماز امام زمان بخوانید من اینجا گیر افتاده ام.. 14 مهر 1394

برادرم با گریه گفت که برایم نماز امام زمان بخوانید من اینجا گیر افتاده ام..

حدود 12 سال پیش بود که به همت انجمن نجات گروهی ازخانواده ها برای دیدار فرزندان خود به عراق و نهایتاً به پادگان اشرف اعزام شدند.دراین گروه من به اتفاق خواهرم نیزحضورداشتیم. ازاینکه چه برما گذشت تا وارد پادگان اشرف شدیم خیلی حرف برای گفتن وجود دارد که می شود بقول معروف یک مثنوی هفتاد منی ازآن نوشت،ازمعطل کردن های بی مورد در درب ورودی،از بازرسی های تکراری وچند باره، ازاینکه مثلاً برادر شما هم اینک مشغول انجام کاری است وفعلاً امکان ملاقات وجود ندارد،ازاین که در هراتاق ملاقات تعداد افراد مجاهدین بیشترازملاقات کننده وملاقات شونده بود…

حضور خانواده فاطمه قاسمی ازاسیران دربند ذهنی فرقه رجوی دردفتر انجمن نجات خوزستان 14 مهر 1394

حضور خانواده فاطمه قاسمی ازاسیران دربند ذهنی فرقه رجوی دردفتر انجمن نجات خوزستان

ازاین به بعد به همراه بقیه خانواده ام ازهرگونه تلاش برای بازگرداندن خواهرم فاطمه به زندگی عادی خودش دریغ نخواهیم کرد وباز به خواهرم فاطمه می گویم که دوستش داریم وبرگرد که دخترت منتظراست تا بعد ازسالیان مهرومحبت مادری را احساس کند واین خواهش را ازاو دارم که بیش ازاین دخترش را ازنعمت محبت مادری محروم نکند. برگرد که تورا دوست داریم…

ساکنان جهنم ساخته دست رجوی ها 14 مهر 1394

ساکنان جهنم ساخته دست رجوی ها

خطاب به ساکنان جهنم رجوی ساخته: داروی درد شما حضور خانواده و صدای خانواده است. ندای مادرانی است که می خواهند شما را از اعماق جهنم بیرون کشیده و به دنیای عادی برگردانند. می خواهند از فرصتی که پیش آمده شمایان را از جرگه ساکنان جهنم رجوی خارج کنند.ساکنان جهنم به طور کاذب تسلیم شده و فکر می کنند دست هایشان را برای ابدالدهردر مقابل شیطان مجسم رجوی بالا برده و دیگر هیچ روزنه و امیدی در کار نیست. اما راه بازگشت به دست مادران محقق شده و خداوند این فرصت را داده که شما حرکتی کنید و به سکونت ناخواسته و اجباری در جهنم رجوی پایان داده…

دیدار اعضای انجمن نجات خوزستان با خانواده مهنازبابا احمدی کریمی از اسیران فرقه رجوی 11 مهر 1394

دیدار اعضای انجمن نجات خوزستان با خانواده مهنازبابا احمدی کریمی از اسیران فرقه رجوی

می خواهم این پیام را به خواهرم مهناز که سالهای سال است ازاو خبری نداریم بگویم که ما واقعا دوستش داریم وباید بداند این خانواده است که اصالت دارد نه گروهی مثل گروه خائن رجوی. او باید بنشیند وبا خودش فکر کند که ماندنش این همه سال درگروه رجوی چه حاصلی تاکنون برایش داشته؟،باید ازخودش سئوال کند که چرا خود رجوی سالهاست مفلوکانه ازصحنه گریخته وازترس پاسخگویی به اعمالش آفتابی نمی شود؟! بنابراین ازخواهرم می خواهم که عاقلانه تصمیم بگیرد وهرطورکه شده بیش ازاین زندگی خودش را با ماندن درگروه رجوی تباه نکند ونگذارد مادرش…

خانواده گروگانهای اسیر در دست رجوی هرگز از پای نخواهند نشست 11 مهر 1394

خانواده گروگانهای اسیر در دست رجوی هرگز از پای نخواهند نشست

رجوی باید بداند دیگر حنایش رنگی ندارد ۳۵ سال انحراف از صداقت و فدا او را تبدیل به اهرم در دست بیگانگان کرده است روزگاری صدام حسین و پس از صدام حسین حالا نوبت به سعودی ها و اسرائیلی ها و امریکائی های جنگ طلب رسیده است او یعنی رجوی هیچگاه از تجربه صدام حسین درس نگرفت و نخواهد گرفت چرا که شخص رجوی ماهیتا خوی انسانی خود را از دست داد …

درخواست از نمایندگان محترم پارلمان عراق 09 مهر 1394

درخواست از نمایندگان محترم پارلمان عراق

اینجانب حسین حسن کاویار فرزندم بنام محسن حسن کاویار از اسرای ایران نزد دولت عراق بوده که سازمان مجاهدین با فشار دولت صدام معدوم او را با وعده آزادی و رها کردن به داخل ایران از کمپ اسرا خارج کرد و به اردوگاه خود بنام اشرف برده و در همان مراحل نخست با ترفند ها و شگرد های تشکیلاتی او را می ترسانند که چنانچه وی به ایران برگردد اعدام می شود و به وی می گویند اطلاعات ایران از همکاری او با مجاهدین با خبر است و حتی طبق اطلاعات افراد بازگشتی از سازمان مجاهدین به وی می گویند که رژیم ایران چند عملیات نظامی تروریستی را هم به پای وی ثبت کرده است.

blank
blank
blank