خانواده نماد رعب و وحشت برای فرقه رجوی

یک نشانه ی حتمی برای تأیید گرفتار شدن کسی در چنگال یک فرقه این است که جدایی آشکاری میان وی و خانواده و دوستانش رخ داده باشد. این نشانه به وضوح در مناسبات فرقه ی رجوی دیده می شود.
خانواده های بسیاری هستند که هر روز برای دیدن فرزندانشان در کمپ لیبرتی تلاش می کنند اما سران فرقه مطلقاً اجازه ی دیدار به این افراد نمی دهند. آن ها خانواده ها را " عوامل وزارت اطلاعات زیر پوشش خانواده" می نامند. سران مجاهدین خلق البته هرگونه رابطه ی خانوادگی را منع می کنند و این فقط شامل حال خانواده هایی که پشت درب های لیبرتی می روند نمی شود.
با این وجود، تلاش های خانواده های دردمندی که در مقابل کمپ لیبرتی بودند در پارلمان عراق نتایجی در پی داشت. در پی ملاقات خانواده های ساکنان لیبرتی و برخی نمایندگان پارلمان عراق، کمیته ی  پارلمانی تشکیل شد که وضعیت ساکنان لیبرتی و درخواست خانواده ها مبنی بر دیدار با عزیزانشان در کمپ را بررسی کند. انتظار می رود که دولت عراق برای تسهیل دیدارها اقدامات لازم را انجام دهد. وب سایت پارلمان عراق در گزارشی اعلام کرد که یکی از نمایندگان، دکتر همام حمودی به کمیسیون حقوق بشر و کمیسیون روابط خارجی پیشنهاد کرده است که هیئتی برای دیدار از کمپ لیبرتی و رساندن درخواست ها و دردهای خانواده ها به عزیزانشان درون کمپ کمک کند.
در سوی دیگر این کارزار، پروپاگاندای مجاهدین خلق است که هرگز ساکت نمی ماند. این ماشین تبلیغاتی نامه ای از آنچه خانواده های ساکنان لیبرتی می خواند، به دبیر کل سازمان ملل بان کی مون منتشر کرده است. در این نامه کذایی، " خانواده های ساکنان لیبرتی که ساکن اروپا و امریکا هستند "، شدیداً درباره ی جان فرزندان خود ابراز" نگرانی" کرده اند! در واقع، نامه ی مذکور تاکتیکی از پیش باخته است چراکه شواهد بسیاری درباره ی نقض حقوق خانواده ها در کمپ های مجاهدین وجود دارد. صرفنظر از رنج های خانواده های چشم انتظاری که سالهاست سختی مصائب عراق را به جان می خرند، از ایران برای دیدار با فرزندانشان به عراق می روند و در مقابل سابقا اشرف و اکنون لیبرتی در پی به دست آوردن حق دیدار آزادانه هستند، حقایق درباره ی موارد نقض حقوق خانواده در درون سازمان مجاهدین خلق، غیرقابل انکار است.
علیرغم ادعای مجاهدین مبنی بر اینکه دولت عراق به خانواده ها برای سفر به عراق ویزا نمی دهد، خانواده هایی هستند که ویزا به آن ها داده شد و به عراق و پشت دربهای کمپ اشرف رفتند اما از دیدار با عزیزانشان بازداشته شدند. مصطفی و محبوبه محمدی، پدر و مادری هستند که دخترشان سمیه توسط مجاهدین خلق به گروگان گرفته شده است. آن ها بارها به عراق و کمپ اشرف رفتند اما موفق به دیدار مجدد با دخترشان نشدند و حتی پس از پافشاری بیشتر توسط عوامل مجاهدین مورد ضرب و شتم قرار گرفتند.
 با این حال، خانواده ی محمدی دست از تلاش ها برای نجات دخترشان از حصارهای فرقه برنداشتند. مصطفی محمدی به همراه دختر دیگرش حوریه، حتی به مقر مجاهدین در اوور سورواز پاریس رفت تا از سران فرقه بخواهد که دختر سالها ندیده اش را آزاد کنند. این بار هم آن ها برای حق بدیهی شان مورد حمله ی عوامل فرقه قرار گرفتند.
مصطفی و حوریه همراه دیگری نیز داشتند. قربان علی حسین نژاد، پدر دلشکسته ای ست که وقتی از پادگان اشرف فرار کرد یکی از دخترانش را در آن جا جا گذاشت. دختر دیگر آقای حسین نژاد، مونا، در ایران زندگی می کرد و پس از آزادی وی، دیدار پدر و دختر پس از سال ها  میسر شد. اما زینب که در کمپ لیبرتی بود و اکنون به آلبانی منتقل شده است، رسماً توسط فرقه ی رجوی به گروگان گرفته شده است.
بنا به گفته های آقای حسین نژاد، زمانی که وی در کمپ اشرف بود و دخترش نیز در همان مکان بود، نیز اجازه ی دیدار با دخترش را نداشت. وی در مصاحبه ای گفت:" سران فرقه به من و دختر 34 ساله ام، اجازه ی دیدار و صحبت کردن با هم را نمی دادند، در حالی که هر دو در یک قرارگاه بودیم. ما فقط در عید نوروز اجازه داشتیم یکی دو ساعتی، با یکدیگر ملاقات کنیم آن هم تحت نظارت و کنترل مسوولین."
در گزارش حوریه محمدی از سفرشان به مقر مجاهدین در اورسورواز می خوانیم:" مجاهدین از پدر و دختری که بارها جانشان را کف دست گذاشتند و از کمترین پس اندازشان برای سفر به پاریس استفاده کردند تا برای امنیت سمیه اقدام کنند، وحشت دارند. آنها خود را سازمانی برای آزادسازی مردم ایران می خوانند در حالیکه نمی توانند امنیت کسانی که افراد خود می خوانند را تأمین کنند. ما برای امنیت فرزندان خود دست از مبارزه برنخواهیم داشت و تا زمانیکه اسیران آزاد نشوند دست از تلاش برنخواهیم داشت."
مطابق معمول، پروپاگاندای مجاهدین خلق این پدران دردمند را عوامل وزارت اطلاعات برچسب می زند اما شواهد برای موارد نقض حقوق خانواده ها در این فرقه بسیار است. طلاق های اجباری و جدایی فرزندان از والدین نمونه های بارزی هستند که پس از انقلاب به اصطلاح ایدئولوژیک مسعود رجوی، درابعاد گسترده در فرقه ی مجاهدین خلق روی داد. گزارش دیدبان حقوق بشر و گزارش رند وزارت دفاع امریکا هر دو به این موارد اشاره کرده اند.
همچنین، شهادت ها، مصاحبه ها و خاطرات بسیاری از زنان جداشده از سازمان در این باره فراوان در منابع فارسی یافت می شود. خانم ها منیژه حبشی، نادره افشاری، بتول سلطانی از جمله ای این افراد هستند که حقایق هولناکی از روابط مختل شده ی خانواده ها در درون قرارگاه های مجاهدین خلق، نقل کرده اند. برای نمونه، در خاطرات خانم منیژه ی حبشی درمیابیم که پیش از انتقال کودکان به اروپا در زمان جنگ عراق و کویت در 1991، بچه ها در کمپ اشرف از مادران جدا نگه داری می شدند، خانواده ها اجازه نداشتند با یکدیگر زندگی کنند؛ مادران تنها در ساعات خاصی از روز می توانستند به امورات فرزندان کوچک خود برسند و فرزندان بزرگتر تنها در روزهای خاصی از هفته اجازه دیدار با والدین خود داشتند.
مواردی که بالا ذکر شد، موارد نقض حقوق بشر است که درون کمپ های مجاهدین خلق رخ می دهد جایی که ویزایی برای دیدار با یک عضو خانواده لازم نیست و فاصله ی دو عضو خانواده بیشتر از چند کیلومتر نیست.
اعضای سابق سازمان از جمله آقای حسین نژاد در نامه ای به کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل از مقامات خواستند که شرایطی برای ساکنان لیبرتی فراهم کنند که بتوانند آزادانه برای آینده خود تصمیم بگیرند. در این نامه آمده است:" بسیاری از ما، پیش از آن که بتوانیم راهی برای خروج پیدا کنیم، چندین دهه در این سازمان بوده ایم. کاملاً آگاه هستیم که فعالیت های شستشوی مغزی و کنترل ذهن و ارعاب که در هر سطحی در این فرقه رخ می دهد فقط یک هدف را دنبال می کند و آن منزوی کردن اعضا از جهان بیرون با دادن اطلاعات غلط به آن ها است و با تبلیغات هدف دار آن ها را علیه خانواده هایشان بر می انگیزند."
امضا کنندگان این نامه معتقدند که روابط خانوادگی – که اعضای مجاهدین از آن محروم هستند – عامل کلیدی ست برای رها کردن ذهن اعضا و به دنبال آن جسم آنها. آن ها می نویسند:" بنابر تجربه ی شخصی ما، به شما اطمینان می دهیم که اگر شما ملاقات میان اعضا و خانواده هایشان را در فضایی حفاظت شده و خصوصی، بدون حضور اعضای ارشد آن ها تسهیل کنید، آن ها جرأت خواهند یافت که آرزوی واقعی خود برای پیوستن به خانواده شان و رفتن از عراق را ابراز کنند."
در حالی که پروپاگاندای سازمان مدعی می شود که دولت عراق به خانواده ی ساکنان لیبرتی ویزا نمی دهد، فریاد خانواده هایی که به آن ها ویزای ورود به عراق داده شد و به بغداد رفتند و پشت درب های کمپ لیبرتی ساعت ها ایستادند رساتر به گوش می رسد، آن ها برای دیدار چند دقیقه ای با عزیزانشان ساعت ها التماس کردند اما " ویزای " ورود به قرارگاه به آن ها داده نشد تا بتوانند اسیران به گروگان گرفته شده را ببینند.
چنانچه حوریه محمدی می نویسد:" ما به هر کجا خواهیم رفت و فریاد خود را به هر آن کس که صدایمان را بشنود خواهیم رساند. خواهش می کنیم که ما را یاری کنید تا فرزندانمان را از چنگ اهریمن نجات دهیم. به آنها کمک کنید تا صدایشان شنیده شود. به مادران کمک کنید تا فرزندانشان را دوباره در آغوش بگیرند. به فرزندان کمک کنید تا پیشرفت دنیا را ببینند و باقی عمرشان را در آرامش و صلح زندگی کنند نه در بیم و هراس. "
مزدا پارسی
 

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.