برای برادر اسیرم اسماعیل پورحسن مشتاقانه در انتظارت هستیم
پادگان اشرف یک زندان بود گفتگوی فواد بصری با خواهر محمد جعفر نجفی – قسمت اول
نامه شهین نجفی به برادرش محمد جعفر نجفی خبر داری در نبودت چه غصه هایی خوردیم؟
مصاحبه اجباری اعضای گرفتار مشکلی از فرقه رجوی ها حل نخواهد کرد
اخیرا مطلع شدیم که فرقه رجوی و فرماندهانش اقدام به راه اندازی خیمه شب بازی جدیدی به نام «پرونده» در تلویزیون خود نموده و در یک اقدام ضد انسانی فرزندان ما را به جلوی دوربین آوردند تا بر علیه ما یعنی اقوام درجه اول خود به فحاشی بپردازند. این روش دنباله همان اقدامات ضد انسانی وادار کردن اعضا به سنگ پرانی علیه خانواده ها در جلوی درب اشرف است که موجب جراحت شدید برخی از خانواده ها و منجمله آقای شعبان شعبان پور یکی از خانواده های استان مازندران گردید که خبر و تصاویر آن در اینترنت وسیعا انعکاس یافت.
پیام تسلیت انجمن نجات کرمانشاه به خانواده محمد آق اتابای
بار دیگر پدری چشم انتظار با رنج بسیار از فراق فرزندش به دیار باقی فرستاد. پدر آقای محمد آق اتابای مسئول انجمن نجات استان گلستان با گذشت نزدیک به 30 سال چشم انتظاری، با درد فراوان از فراق فرزندش حمید در روزهای گذشته دارفانی را وداع گفت و به جمع پدرانی که سران فرقه رجوی ظلم بزرگی در حق آنها کرده و آنها را با چشمانی گریان به دیار باقی فرستادند پیوست.
پیام تسلیت انجمن نجات مرکز مازندران به خانواده محترم آق اتابای
انجمن نجات مرکز مازندران با آرزوی رهایی تمام اسرای گرفتار در فرقه رجوی ضمن طلب آمرزش برای این پدر رنج کشیده و مهربان ؛ مصیبت وارده را به آقای محمد آق آتابای و خانواده محترمشان تسلیت عرض نموده و برایشان از خدای متعال صبر جمیل آرزومند است.
نامه ای کوتاه ولی تاثیرگذار و تامل برانگیز از احسان شریف نیا
آقای شریف نیا که انگاری خیلی ابهام وسوال ازساختارمافیای مجاهدین داشت با تعجب سوال کرد اصلا این آقا که خودش را رهبرمجاهدین معرفی میکند کجاست!؟ رجوی اگرمرد میدان است و جربزه دارد خب چرا سالیان بزدلانه سوراخ موش را برگزیده ومخفی شده است!؟ نکند که توهم ورش داشته که درداخل ایران خصوصا خانواده های اعضای گرفتارکه یکی خانواده ما باشد مثلا هواخواه وپایگاه اجتماعی دارد!!؟
پیام تسلیت انجمن نجات ایلام به خانواده آق اتابای
جناب آقای محمد آق اتابای، در گذشت پدر گرامیتان را به شما برادر خوبم و خانواده ی محترمتان تسلیت عرض کرده و برای ایشان از خداوند منان مغفرت و برای شما و سایر بستگان صبر جمیل خواهانم. خداوند آن مرحوم را در بهشت جاودان با صالحین همنشین کند.
پیام تسلیت انجمن نجات به خانواده آق آتابای
با کمال تاثر مطلع شدیم پدر آقای محمد آق آتابای مسئول دفتر انجمن نجات استان گلستان روز گذشته به رحمت خدا رفتند. جناب آقای محمد آق آتابای، درگذشت پدر گرامیتان را به شما و خانواده محترمتان تسلیت عرض نموده برایشان از درگاه خداوند متعال مغفرت برای شما و سایر بازماندگان صبر جمیل و اجر جزیل خواهانیم.
درخواست کمک خانواده ملکی از سازمان صلیب سرخ جهانی
برادر من در جنگ تحمیلی ایران و عراق در شهریور 1359در مرز خسروی به اسارت نیروهای عراقی در آمد و اکنون در اردوگاه لیبرتی و در بند فرقه رجوی می باشد. ایشان پزشکیار بوده و هیچ گونه سابقه سیاسی نداشته و در هیچ عملیات نظامی شرکت نکرده است. حال از شما تقاضا داریم هرچه زودتر به وضعیت فرزندانمان رسیدگی کرده و قاطعانه خواستار بازگشت ایشان به ایران هستیم. از شما خواهش می کنیم عزیزان ما را به آغوش خانواده هایشان بازگردانید.
خطابم به رجوی و سرانش
آیا شما از انسانیت بویی برده اید و یا فکر می کنید که پدرم و امثال پدرم از زیر بوته بعمل آمده اند که خودتان را مالک آنها می دانید. چطور جرات می کنید که انسانها را به اسارت خودتان بگیرید و مثل برده از آنها کار بکشید و یا قربانی اهداف بی حاصل خود کنید. شما آنقدر از ما وحشت دارید که تا اسم ما (خانواده) می آید تمام ارکانتان بهم می ریزد و انواع برچسب ها که فقط لایق خودتان است را به ما می زنید. چون خوب می دانید که خانواده خاری است در گلوی شما
نامه مادری که فرزند دلبندش اسیر فرقه مخوف رجوی شده و سالهاست در انتظار است
اینجانب بانو فرحناز مرادزاده از استان ایلام، مادر ستار خیری یکی از اسرای در بند فرقه رجوی در لیبرتی هستم. سالهاست که فرزندم در اسارت ذهنی و جسمی این فرقه می باشد که حتی اجازه ابتدایی ترین امکان که ارسال یک نامه یا حتی یک تماس تلفنی را از او صلب کردند.
سفر خانواده ها به درب لیبرتی برای ملاقات با عزیزانشان
بعد از دو سال و اندی که به دلیل شرایط امنیتی در عراق، خانواده ها نمی توانستند برای دیدار با عزیزانشان به عراق بروند در شرایط حاضر امکانی فراهم آمد تا خانواده ها بتوانند برای این دیدار به عراق و کمپ لیبرتی سفر کنند. به امید ملاقاتی هر چند کوتاه!
نامه خانواده علی مهدوی از استان ایلام
علی جان، سال هاست که رفته ای و ما را تنها گذاشته ای، داغی بزرگ، غمی به وسعت آسمان، دلتنگی های بی پایان برای ما مانده و چشم انتظاری هایمان، به امید روزی که دوباره تو را ببینیم و تو را محکم در آغوش بگیریم و به خاطر سال های دوریمان یک دل سیر گریه کنیم و با هم اشک بریزیم. آخر دیگه خسته شدیم از تنهایی و گریه کردن و یک گوشه نشستن، نمی دانی این سال ها به ما چقدر سخت گذشت، غم نبودن تو همواره از چهره ما فریاد می کشد. مادرمان هر روز گریه می کند و چشم به در که شاید روزی تو از راه بیایی تو را در آغوش بگیرد، هر چند که الآن صبرش تمام شده و کارش از چشم دوختن به در گذشته.
رجوی بدنبال چیست؟
آیا پدران و مادرانی که عمری از زندگی خود را برای بزرگ نمودن فرزندانشان زحمت کشیده اند و اکنون سران جانی فرقه رجوی انها را با شستشوهای شدید مغزی اغفال نموده اند، مستحق چنین کسالتی هستند که این چنین بر روی تخت بیمارستان باشند؟

